چند واژه بستکی
چند واژه بستکی
پَرَشک/parashk: از اصوات،صدای تیر در کوه.
پَرَغ/paragh: بوته ای است دارای شاخه های باریک و شیره دار.
پَرک و پَکُو کِردِن/parkopaku kerden: وصله و پینه کاری لباس و پای افزار.
پُروک/poruk: اخگر،جرقه،ریزه آتش.
پُروک/poruk: پیمانه ای برای غلات و شکر و مانند آن ها.
پُروز/poruz: خرمای نرسیده و کم رنگ که کاملاً شیرین نشده باشد.
پَرَو/parow: گوساله ی ماده آماده ی جفت گیری.
پَرَندوش/parandosh: پریروز،یک روز قبل از دیروز.
پَرِه/pare: پریروز.
پُس/pos: پسر،فرزند نرینه.
پَساخیز/pasakhiz: عاقبت و سرانجام کاری،واکنش.
پَرَی گُفتِن/pari goften: هذیان گفتن،سخنان نامفهومی که بیمار در حالت تب بر زبان می آورد
با تشکر از : حنان بستکی
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 19:18 توسط عنایت الله نامور
|
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .