« حبشی » یا « هبشی » ؟؟

 

« حبشی » یا « هبشی » ؟؟
 

http://s1.picofile.com/file/7884157204/eed.jpg

 

 
 
مدتی است که در نوشته ها و مقالات و در روزنامه عصر اوز و دیگر جاها ؛ دوستان و همشهریانی که درباره سنت و عادات و رسم و فرهنگ فلکلوریک اوز مقاله می نویسند و یا حتی در کامنت ها  و در وبلاگها پای آن مطالب نظر می دهند برای این رسمی که بچه ها در عید به در خانه ها بروند و عیدانه بگیرند از آن با صورت نوشتاری ( حبشی ) استفاده می کنند .
چرا این گونه است؟ یعنی سوالی که به ذهن می رسد این است که چرا این کلمه گویش اوزی از زبان لارستانی از خانواده زبانهای ایرانی با ( ح) سامی نوشته می شود ؟چه دلیل زبانی و یا تاریخی در دست است که این کلمه باید به این صورت ( حبشی ) نوشته شود ؟
...

در این باره بیایید  با هم به ریشه یابی این کلمه  می پردازیم .
رسمی که از آن یاد کردیم در واقع اشاره می کند به بخشیدن عیدی به کودکان . و این واژه ( بخشیدن ) فارسی در اوزی به صورت ( بَشِدَ bakhshidan=bakhseda=basheda) و بایشوند تاکیدی «آ » به صورت « آبَشِدِ aabashda» در آمده است .
صیغه امری این فعل در گویش اوزی ( وابش ) مفرد و ( وابشی ) جمع است . پیشوند « وا » که در جلو کلمه آمده است صورت دیگری هم دارد که در افعال دیگری به کارمی رود و آن صورت « ها » است . مثلا (هادِ = بده ....هانس = برزمین بگذار .....) و بنابراین می توان احتمال داد که صورت امری جمع فعل « آبَشِدِ » که ( وابشی ) است می توانسته زمانی ( هابشی ) هم بوده باشد .
یعنی « هابشی » کلمه ای بوده است که کودکان هنگامی که به در منزل ها می رفتند به زبان می آوردند و مقصود آن بوده است که به اهالی خانه بگویند که : ( هابشی = بخشش کنید = به ما عیدی بدهید ) و همین کلمه در کثرت استعمال به تدریج تبدیل به ( هَبَشی ) شده است .
. اما در رابطه با صورت ( حبشی ) که این دوستان به کار می برند ؛ تنها چیزی که می توان گفت این است که : این طرز نوشتن هیچ دلیلی ندارد جز این که بگوییم متاسفانه با توجه به کلمه کشور ( حبشه )جایی در افریقا که بسیار دور از ماست به ذهن ان دوستان نویسنده خطور کرده است . و این تشابه صوتی باعث شده تا این صورت نوشتاری درست شود .
این گونه ساده انگاشت ها در نوشتن گویش اوزی و زبان لارستانی که ریشه های قوی در زبان پهلوی ساسانی و ایرانی باستان دارد کمکی به بقای این گویش و زبان گرانبها نمی کند .
در نوشته بالا به روندی در زبان اشاره شد  که واژه برگرفته و ساخته شده از متن خود زبان مردم است . مردم همیشه برای احتیاجات خود به « شم زبانی » و ذخیره واژگانی عام مراجعه می کنند و از خرمن آن کل زایا نوزاد جدیدی را هستی می بخشند و کلمه از خود متن زبان رایج مردم ساخته می شود . نمونه این گونه پیدایش واژه فراون است و باید گفت این روند اصلی و عمده ساختن واژه های جدید در هر زبانی است ...بنابراین برای هر واژه در اولین و اساسی ترین گام باید به خود زبان و بستر اصلی رفت و در انجا به کاوش پرداخت .
.......................
عکس از وبلاگ مربوطی ( کهنه اوز )

عید مبارک 92

رمضان

 

شعری با عنوان ( رمضان ) از عبدالرئوف خضری

به گویش اوز

 

 
 


اُگايش بَلكِ هَمَي دنيا شُدَستام
اَگَ يَگ راز رامَضو تِك اَوَز بام
هُوايِ تي اُز افطارُش مُخَش دَ
گِريخِ تِك شاوِ تارُش مُخَش دَ
نِنَ تِك مِنسِرايِ سُفرَ بِستاي
كَپُم هُشكُشزَتِ اَشكام داوِستاي
صُدايِ بُنگ اُمَ اَپريشِم اَخرِم
گَپُ كوچك نُماز اُمرَي يَ اَكنِم
نُمازي كِ دِلِ ما هَد خُدامِ
يكيش تَحراوي يُ بعديم كِيامِ
اِ ماها بِد اَوَز هر سال كُ بُستِش؟
چِ كِيفي شَ سَحَلي شُو هُرُستِش
اِ هَمَ مَيجِتِ راستِ نِ خاوِ
اِ بُنگي كِ گُتايِ بُنگِ هاوِ
فَكَت روزَ ، نِخَردَي نو يُ هُو ني
كَرُت صالح نِبِ روزَت وَرُو ني
مِيا كِ پَي پِيادَيت شُنسُوار كُ
دُتِ اُمسادَ اُتدي لو دُوار كُ
نَنَ اُشگُت رئوف شعر اُتنِوِشتِ؟
جُواب اُمدَ ، اَوَزمو چُن بهشتِ