دیشب بنده مهمان برنامه رادیویی که توسط خانم سیلوانا سلمانپور و همراهان در رادیو دوبی ای اجراو پخش می شود بودم . بنده در باره این برنامه های رادیویی قبلا در این خانه چندین بار مطالبی نوشته بودم . و این بار خود در آن شرکت کردم . آنچه که خواهید شنید گزیده ای از برنامه دو ساعته است که سهم بنده بود و تقریبا مدت بیست دقیقه است و شامل بحثهایی در رابطه با همین خانه یعنی ( گپ و لپ ) و زبان لارستانی و ادبیات آن است . بحث هایی که هریک در رابطه با زبان لارستانی تازگی دارد . و نیز دکلمه چند شعر بنده هم هست که در برنامه خوانده شد . جا دارد از خانم چگینی مجری برنامه و خانم سلمانپور و اقای سوداگر بابت فرصتی که به من داده شد تا نقطه نظریات خویش را را درباره این موضوعات در برنامه مطرح کنم ٬ صمیمانه سپاسگزاری کنم.
این غزلی و چند سروده دیگر به همت آقای محمد بارکار در گروه ( اچمی ها ) در انترنت منتشر شده است . متاسفانه از شاعر اطلاعی در دست نیست . ایشان یاد آوری کرده است که :«این صدا را من از طریق یکی از دوستانم در کوخرد که از روی نوار کاست تبدیل کرده بود دریافت کردم. نه من و نه او اطلاعی از تاریخ و زمان ضبط و یا شاعر نداریم»
هر چه که هست به نظر می رسد از شاعران سده گذشته باشد .
سلام از اینکه به زبان لارستانی و اچمی ها اهمیت می دهید صمیمانه ممنونم. خواستم بگم قبلادر باره ی واصل گچویی تحقیق کرده ام که ان شاالله مطلبش در وبلاگم میگذارم. ضمناشما به افتخار لینک شدید پایدار باشید
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 11:4 توسط عنایت الله نامور
|
این سرود معمولا توسط زنان هنگام آرایش عروس خوانده می شود . و به هنگام حنا بندان . قبلا که عروس را در منزل آرایش می کردند و به اصطلاح اوز (لاله ) عروس را آرایش می کرد . در اتاقی که معمولا اتاق ( تارمه ) بود عروس و آرایشگر ربروی هم بر صندلی می نشستند و آراستن عروس انجام می گرفت . زنان دو طایفه عروس وداماد بر گرداگرد آنها حلقه می زدند و سرود می خواندند . معمولا نوعی رقابت برای دو طایفه هم مطرح بوده است و هریک سعی به خواندن بیتی در بزرگی طایفه خود داشتند . هر بار هم که بیت تمام می شد زنی می گفت: های شبا . و همه با هم - کل - می زدند .
بانو رقیه نوشادی هفتاد و اندی سال دارد و زنی فهمیده و خود گنجینه بسیاری از نغمات قدیم اوز است . همراه دخترش خانم فاطمه گل کاریانی با هم این نغمه را اجرا کردند . قسمت دوم - دف زنی - است که معمولا بعد از ظهر روز دوم عروسی در منزل عروس با حداقل 5 - دپزن - اجرا می شد و زنان با لباس محلی اوز با همه زیور الات و با آداب مخصوص می رقصیدند
ولی الله منصوری را چند سال پیش از این در انجمن ادبی حافظ دوبی می دیدیم . اشعار فارسی نغزی دارد . و البته اشعاری هم به گویش فداغ . بسیار با احساس شعر می خواند . آنچه که خواهید شنید یکی از آخرین سروده های اوست با صدای شاعر
شعر زیر از شاعر توانای اهل گزیر بندر لنگه آقای محمد سامی است . این شعر حاوی بسیاری از واژه های اصیل لارستانی است که بعضا با واژه های مرسوم در منطقه لارستان ممکن است متفاوت باشد . همانطور که قبلا هم در این خانه آمده است گویش های مرسوم در اطراف بندر لنگه نیزدر خانواده گویش های زبان لارستانی قرار دارند . صدای شاعر که همراه شعر است این واقعیت را آشکارا بیان می کند .
قدیما
آن زمان دل خَشُدِنْ ، چونکه غمي اُشْـنَـهُـدِنْ
زندگي ساده هُـدِنْ ، پيچ و خمي اُشْـنَـهُـدِنْ
زُوْ وُ شِي جنگ شُوْ نِـيـکا سر وضع خُـنُـهْ شُوْ
خُـنُهْ چون بهر کسي ، مَنْ مَـنَمِي اُشْـنَـهُـدِنْ
خسرو کشور عشقُشْ مُوْ هُدُمْ او ملکه
کشورُمْ خيل و حَشَمْ،جــز صنـمي اُشْـنَـهُـدِنْ
جاي غُرْغُرْ ز لَبُشْ برگ گل خَـنْدُهْ مِريتْ
شادي و خنده ي ما قطع ، دمي اُشْـنَـهُـدِنْ
روز ما شاد مِـچَـرْخِي هَـمُهْ هُوْ عشق ، نه پـول
جيب ما هــر دو نـفر ، چون دِرَمِـي اُشْـنَـهُـدِنْ
ترانه ( اَی یارم ُ بِدُ ) یکی از ترانه های قدیمی اوز است که هنوز بر سر زبانهاست . این ترانه در دهه بیست هجری شمسی بر اساس ترانه محلی جهرمی ( ای یارُم بیا ) ساخته شده است . تم اصلی آهنگ البته شبیه آن است ولی با تغییراتی که در آن داده شده ریتم تند تر گشته و ملودی به آهنگی محلی در منطقه نزدیک تر شده است . البته باید گفت تاثیر موسیقی جهرمی در موسیقی منطقه و بر عکس آن یعنی تاثیر موسیقی منطقه در موسیقی جهرمی بنا به مجاورت این دو ناحیه بسیار است و برای مثال می توان گفت خیلی اوقات آهنگ ( عزیزُم جهرمیُم ) به مذاق لارستانیها خوش آهنگ می آید .
این ترانه در بحرین اول بار توسط خواننده اوزی تبار یعنی ( یوسف مشاعی ) که شعر ش را هم خودش سروده بود خوانده و ضبط شد ه است . بعدا البته مرحوم ( یوسف هادی بستکی ) آن را دوباره اجرا کرد و این اجرا بیشتر معروف شد . مرحوم ( یوسف مشاعی اوزی ) که از بندر لنگه به بحرین رفته بود ؛ یکی دو ترانه دیگر هم اجرا کرد و ولی بعدا دست از خوانندگی کشید و کارها را به ( یوسف هادی بستکی ) واگذار کرد . در این وسط نقش مرحوم ( عمران جمال ) که اصلا از منطقه سده خنج بود و در بحرین موسسه ( صوت و صدا ی بحرین ) را اداره می کرد و کوشش بسیار در ضبط و پخش کاست های ( خودمونی ) می کرد هم نباید از نطر دور داشت . کسانی که بسیاری از اشعار به زبان لارستانی را به صورت ترانه اجرا کردند و به دست همگان رساندند .
این شعر قبلا هم در این خانه درج شده است ( ششم بهمن ماه ۱۳۸۸ ) ولی اکنون متن شعر همراه با شعر خوانی توسط شاعر گرانقدر جناب مفتوحی ملاحظه می کنید . و واقعا شنیدن شعر با صدای شاعرش که پر احساس می خواند لذت دیگری دارد .
این فایل صوتی را در سایت (جدید آن لاین http://www.jadidonline.com/ ) دیدم . کل فایل گفتگوی یک مسئول برگزاری جشنواره غذایی به مناسبت ماه رمضان که هر ساله در شهر خور برگزار می شود است که گوینده مذبور به زبان فارسی توضیحاتی راجع به نحوه برگزاری آن جشنواره می دهد . بخشی از آن نیز که اینک می شنوید ٬ زنی به گویش مردم خور راجع به انواع نانهای محلی که در خور پخت می شود صحبت می کند .
چیزی که در این پاره گفتار جالب است اصالت آن است که کمتر به زبان فارسی آمیخته شده است . این فایل صوتی هم می تواند برای سایر گویشوران دیگر گویش های زبان لارستانی جالب باشد که لهجه متفاوتی را در مقایسه با گویش شهر و منطقه خود می شنوند و هم می تواند برای انهایی که به زبان لارستانی علاقمند هستند به عنوان یک بخش از این زبان مورد توچه قرار گیرد
بهاریه این بار از ترانه ای با صدای یوسف هادی بستکی که در حدود چهل سال پیش از این اجرا شده است انتخاب کرده ام . اجرا و شعر دل انگیزی دارد . شعر این ترانه گویا از همراه و یار همیشگی و تنظیم کننده اغلب آثار یوسف هادی است . او که کمتر شناخته شده است عمران جمال نام دارد و گویا اصلیتش به روستای سده از منطقه خنج یر می گردد و هم او تا زنده بود یوسف هادی هم فعال بود و پر کار و پس از درگذشت عمران جمال کارهای یوسف هادی هم فرو کش کرد .
بهاریه به گویش بستک
وَعدَ وَ نوروز
اَی خَشِن فصل ِ بهارُ تک ِ دَروا مُ اُ تُ هُنِیُم اَ سِرِ سنگی تکُ تنها مُ اُ تُ
محمد نامور متولد ۱۳۲۷ شمسی در شهر اوز است . خودش می گوید از بچگی به شعر محلی علاقه داشتم و بیشتر اشعار عیدالله شافعی اوزی شاعر بسیاری از ترانه های دهه بیست وسی اوز و نیز به اشعار بانو مریم حسین نیا که از زنان شاعر در دهه اول و دوم اوز است را از حفظ داشتم . و همیشه به اشعار کلاسیک فارسی مشتاق بودم و دیوان شاعران بزرگ ایران را مطالعه می کردم . و از همان زمانها گاه گاهی اشعاری به گویش اوزی می سرودم .
تا اینکه در سال ۱۳۵۲ اولین نوار کاست از اشعارم را که به صورت ترانه خوانده بودم تحت نام ( تگدر مشکال ) منتشر کردم که بسیار مورد توجه قرار گرفت به نحوی که نوار های بعدی بسرعت در کل منطقه لارستانی زبانها تا بستک و بندر عباس و کشور های حاشیه خلیج فارس منتشر گشت و از همه طرف مورد استقبال قرار گرفت . از آن زمان تا حدود پنج سال پیش که آخرین نوارم منتشر شد کلا سیزده نوار کاست با همراهی اهالی موسیقی از اوزو منطقهکار کرده ام که چیزی در حدود هفتاد ترانه را شامل می شود .البته اشعار دیگری هم دارم که در آن نوار ها نیامده است و روی هم رفته در حدود ۱۲۰ قطعه شعر به گویش اور سروده ام . منظور من البته در وحله اول خوانندگی نبوده است و قصد من انتشار اشعارم بود کما این که در همان نوار ها هم چندین قطعه شعر بدون موسیقی دکلمه کرده ام . چرا قصد اصلی من از این بیشتر توجه به رسم ورسوم گذشته اوز بودکه مرسوم بوده چون این رسم ورسوم متاسفانه در حال فراموشی است .
همه کسانی که از نسل گذشته اوز و منطقه هستند ترانه های محمد نامور را در خاطر دارند . آن زمان هنوز امکانات ضبط صدا و دستگاه های دیجیتال مدرن امروزی به منطقه نرسیده بود و محمد نامور خود به اتفاق دوستانش در منزلی کاست ها را تهیه می کرد و با هزینه خویش منشتر می ساخت . نقش او در انتشار فرهنگ شعر گویشی در اوز و منطقه لارستانی زبان و تداوم سنت نسلهای پیشتر مهم و قابل تقدیر است .
از او درباره سرودن شعر گویشی در اوز و منطقه در حال حاضر پرسیدم . او می گوید :
از دیدگاه من خیلی ها می خواهند در اشعارشان از اصطلاحات و اشیای قدیمی استفاده کنند ولی چون خود در واقع آن حال گذشته را ندیده اند و احساس نکرده اند به نظر اشعارشان تصنعی می آید . ولی در اوز من به آینده شعر محلی امید وارم خصوصا خانمها که پیشرفت خوبی داشته اند .
در کل لارستان می توانم بگویم آینده شعر محلی و ادبیات خوب است و نمونه های جالب توجهی مشاهده می شود . نکته دیگر این که تا پنجاه شصت سال پیش شعر محلی بیشر در منطقه بستک و گوده رواج داشته و شاعران خوبی از آنجا ظهور کرده اند ولی حالا این حرکت به منطقه لارستان و اوز و خنج و لار و گراش منتقل شده است .
در باره ( گپ و لپ ) می گوید کار جالب و به موقعی است و باعث حفظ و انتشار و جلب توجه همگان به زبان و شعر خودمونی خواهد شد .
شعر بلند ( مرتم گرشتی ) را من از گشت و گذار در انترنت پیدا کردم . هم مضمون سازی وهم پرداخت شعر در استفاده از واژه هاو اصطلاحات گویشی در آن جالب توجه است . و کمتر نظیر دارد . وزن شعر راحت و سبک و متناسب با طنز نهفته در آن است . پیام نهایی شعر هم موجز و کوتاه و موثر است .
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:49 توسط عنایت الله نامور
|
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم . این خانه می خواهد جایی باشد برای این کهن واژه های امروزین در شعر و داستان وکنکاش درارج و منزلت آنها ....