An Analytic Study of the Grammatical Tenses in Lari

An Analytic Study of the Grammatical Tenses in Lari Language

(Mahinnaz Mirdehghan (Corresponding Author)

Department of Linguistics, Shahid Beheshti University Evin, Tehran, Iran 

 Abstract

Grammatical tense, as the time of action occurrence, locates a situation in time to indicate when the situation takes place, which in many languages is indicated in three basic categories of past, present and future. The present study is aimed to analyze the tense system in Lari language, a language of Larestan Township in the Southern part of Iran, which is also spoken by more than a million people in other parts of Iran, Oman and the UAE. Based on a contrastive-descriptive methodology, the research illustrates the tense system of Lari in comparison to that of English and in case in Persian. Following a brief explanation of Lari tenses, their applicability and features are explained comparatively in English and Lari via tables. Finally, differences and similarities among the two languages are demonstrated together with the unique features of Lari. The results illustrate Lari’s specific features in past, non-past, and especially future tenses. Keywords: Lari language, Grammatical tense, English, descriptive- contrastive methodology, Persian. 1. Introduction Tense is considered among the most significant aspects of the verbs. Khayampur (2005, p. 79) defines tense as “an aspect of the verb that shows the time an action happens. Shafayi (1984, p. 74) says “the tense has been made when the man has paid attention to the verb, and then the grammatical tense was created”. Quirk et al (1985) distinguish between the time and the tense. In their view ‘time is as a line on which a tense like the present one is located’ (p. 175). Moreover, they specify two levels of differentiation for tense. The first one is ‘referential level’ in which we have present, past and the future. Anything ahead of present moment is in the future and anything behind it is in the past. However, in the ‘semantic level’, for example, International Review of Social Sciences and Humanities, Vol. 6, No. 1 (2013), 124-134 125 the present tense is the most general and unmarked category, e.g. ‘Albatrosses are large birds’ is a generic statement applicable to present, past and the future (ibid). By grammatical tense, we mean the name with which verbs are called, e.g. [ræftæm] (I went) is the present simple (Anvari & Givi, 2007, p. 46). Farshidvard (2004), defining the tense as a verb characteristic, states that “the verb is divided into three categories based on the tense: the past like [ræftæm] (I went), present like [mirævæm] (I go), and the future such as [xâhæm ræft] ’I will go‘(p. 379). Taleghani (1975, p. 39) has the same definition of this category stating that the verbs have three divisions including the past, the present, and the future. Ehrlich and Murphy (1980) define the tense as “the time showing the action or the state” and add “there are six tenses in English including the Present, Past Perfect, the Past, the Present Perfect, the Future, and the Future Perfect (p. 50). It should be noted that “especial verb endings or accompanying auxiliary verbs often signal the time an event takes place” (Frank, 1993). The present research is aimed to study the tense system in Lari. Divided as a ‘definitely endangered language’ by the UNESCO Atlas of the World’s Languages in Danger, Lari is one of the 14 Iranian Endangered Languages1 which are to be preserved through research and analysis, raising awareness, supporting projects and most importantly disseminating information such as books and articles. ‘Education through mother tongue’, furthermore, is one of the UNESCO’s five programs in addressing particular aspects of language; consequently, it seems of high significance to provide the teachers with descriptive materials of endangered languages (e.g., Lari) in order to develop an appropriate educational syllabus design. Therefore, we have strived to analyze one of the morphological features of Lari in this paper to describe it as a language in danger and also prepare the materials for applied linguists. In doing so, at the first point the tenses in Persian and English are examined, which are then compared to that of Lari. The similarities and differences are demonstrated consequently within the study, together  with the unique characteristics of Lari’s tense in comparison to Persian and English

 زبان هندو ایرانی

  زبان هندو ایرانی

نویسنده : نیکولاس وید،

 

مردم هند، ایران و اروپا به زبان های مختلف صحبت می کنند اما اکثر این زبان ها، از جمله زبان انگلیسی، از زبان هایی موسوم به زبان های اولیه هندی – اروپایی ریشه گرفته اند. پژوهشگران از دو قرن گذشته در خصوص هویت و مکان کسانی که این زبان پدری را استفاده می کردند مباحثه می کرده اند. اما بطور تعجب آور به نظر می رسد که شاید این موضوع در آینده نزدیک حل و فصل خواهد شد.

در این خصوص دو نظر ارائه شده است. یک نظر این است که این زبان ها از طریق شمشیر گسترش پیدا کردند و نظر دیگری این است که از طریق کشاورزی.

زبانشناسان تاریخی از کلماتی که در حال استفاده می باشند می توانند بررسی کنند که یک کلمه از کدام کلمه گرفته شده است. بطور مثال، کلمه ای بود به نام kwekwlos. معنی این کلمه «چرخ» بود. این کلمه جد کلمه kuklos در زبان یونانی کلاسیکی و کلمه kakra در زبان قدیمی هندی می باشد. حرف k  بعداً در زبان آلمانی به حرف h تبدیل گردید و این کلمه در زبان انگلیسی قدیم به کلمه hweohl  تبدیل شد و خود این کلمه جد کلمه wheel در زبان انگلیسی می باشد.

از کلماتی که به این روش جمع آوری گردید معلوم می شود که گویندگان زبان های  اولیه هندی – اروپایی چوپان بوده که با گوسفند و وسایل نقلیه چرخدار آشنایی داشتند. باستانشناسان پی برده اند که وسایل نقلیه چرخدار حدود چهار هزار سال قبل میلاد حضرت مسیح (ع) ظهور کرد و این امر نشان می دهد که گویندگان این زبان ها حدود 6500 سال پیش در مرتعات جلگه های بالای دریای خزر و دریای سیاه ظاهر شدند. طبق این «تئوری جلگه ها»، که بسیاری از زبانشناسان از آن حمایت می کنند، گویندگان زبان اولیه هندی – اروپایی سپس زبان خود را از طریق پیروزی های جنگی یا اقتصاد چوپانی به اروپا، هند و غرب چین گسترش دادند.

این تئوری توسط «کولین رینفریو» زیر سئوال رفت. نامبرده باستانشناس دانشگاه کمبریج بود. وی در سال 1987 پیشنهاد کرد که زبان ها توسط کشاورزان نیولیتیک گسترش داده شد. این افراد کشاورزی را به اروپا آوردند. بر اساس این صحنه، مسکن زبان های اولیه هندی – اروپایی در آناتولیا، در ترکیه، قرار داشت. گویندگان این زبان حدود 8000 تا 9500 سال پیش شروع به مهاجرت کردند.

پیشنهاد رینفریو به این دلیل ارزش داشت که مهاجرت افراد کشاورز یک مکانیسم پذیرفته شده برای گسترش زبان می باشد و مهاجرت کشاورزان نیولیتیک به اروپا واقعیتی مبنی بر مدارک باستانشناسی می باشد. زبانشناسان اعتراض کردند که زبان اولیه هندی – اروپا به این زودی تقسیم نمی گردید زیرا چرخ تا 8000 سال پیش ساخته نه شده بود اما بسیاری از زبان های اولیه هندی – اروپایی دارای کلماتی می باشند که با کلمه چرخ مشابهت دارند و باید از جد مشترکی گرفته شوند. اما رینفریو ادعا کرد که خیلی بعد از مهاجرت این افراد، برای این زبان ها امکان پذیر بود که بهمراه خود دستگاه چرخ کلمه چرخ را نیز وارد کنند.

اختلاف بین تئوری های جلگه ها و آناتولیا مربوط به ریشه زبان های هندی – اروپایی تا سال 2003 ادامه داشت. دو نفر از زیست شناسان زلاند نو، به نام های رسل گریع و کووینتین اتکنسن از دانشگاه آکلند با تشکیل درخت زمانبندی شده نزول زبان ها وارد این منازعه شدند.

کلمه برای آب در زبان آلمانی wasser ، در زبان سویدی vatten  و در زبان یونانی مدرن  nero است. کلمات مشابه در زبان های انگلیسی، آلمانی و سوئدی هم ریشه هستند که ظاهراً از کلمه wodr در زبان اولیه هندی – اروپایی ریشه گرفته است. اما کلمه nero  هم ریشه آن نیست.

زبانشناسان امیدوار بودند که از طریق مقایسه کردن زبان های مختلف براساس کلمات هم ریشه می توان تاریخچه درخت زبان های هندی – اروپایی را تهیه کرد. اما با توجه به این که نرخ تغییر در کلمات در زبان های مختلف متفاوت بوده است، این افراد از تلاش خود تقریباً منصرف شدند.

اما دو زیست شناس نامبرده یعنی گریع و اتکنسن درک نمودند که روش های آماری تهیه شده توسط زیست شناسان برای ردیابی تکامل ژن ها و پروتین ها می توان پاسخگوی بسیاری از مشکلات باشد. این دو نفر هر یک از زبان های هندی – اروپایی را بعنوان یک رشته یک ها و صفرها تصور کردند و کلمات هم ریشه این زبان ها را با یک فهرست کلماتی مقایسه کردند که در مقابل تغییر مقاومت کرده بودند. آنان سپس درخت های احتمالی را تهیه کردند که براساس آن می توان آمار لازم را تهیه کرد.

شکل درخت ترجیحی زبان های هندی – اروپایی تهیه شده توسط این افراد شبیه درختی بود که توسط  زبانشناسان تاریخی تهیه شده بود. اما بر اساس تحولات تاریخی مانند ایجاد شکاف بین لاتین و رومانی به هنگام عقب نشینی نیروهای روم به جنوب دانوبه در سال 270 می توان بر شاخه های پائینی این درخت تاریخ گذاشت. با توجه به اینکه شاخه های پائینی این درخت زمان بندی گردید، زمان بندی ریشه آن نیز امکان پذیر شد. این افراد محاسبه کردند که زبان های اولیه هندی – اروپایی حدود 7800 تا 9800 سال پیش استفاده می شدند.

نتیجه گیری فوق از تئوری آناتولیا حمایت کرد. در سال 2012، گریع و اتکنسن با کمک ریمکو بوکائیرت و همکاران یک مدل آماری تهیه شده برای ردیابی پراکندگی جغرافیایی ویروس را برای مطالعه پراکندگی زبان های اولیه هندی – اروپایی استفاده نمودند. این افراد طی مقاله ای درج شده در مجله «سائنس» نوشتند که این مطالعه از تئوری منبع آناتولیا در مقایسه با تئوری جلگه ای قاطعانه حمایت کرد.

به نظر می رسید که تئوری آناتولیا که توسط باستانشناسان ارائه شده بود با کمک زیست شناسان در مقابله با فرضیه جلگه ای زبانشناسان پیروز شده است. اما اطلاعاتی که طی ماه جاری بدست آمد توازن را بطور ناگهانی به حمایت تئوری جلگه ای منحرف نموده است.

اگرچه برخی زبانشناسان نتیجه گیری گریع و اتکنسن را رد کرده بودند برخی دیگر فکر کردند که روش محاسباتی استفاده شده توسط این دو نفر دارای مزایایی است. آندریو گاریت، یک زبانشناس دانشگاه کالیفورنیا، با ویل چانگ که در تکنیک های رایانه ای مهارت دارد گروهی را تشکیل داد. این دو نفر یادآور شدند که در مقاله ای نوشته شده توسط بوکائیرت و همکارانش در سال 2012 در هشت مورد یک زبان قدیم بعنوان جد یک زبان مدرن فرض شده است و ادعا شده است که آن زبان مدرن از یک عمو زاد فرضی آن زبان قدیم فرود آمده است.

بطور مثال، زبان های رومانس به عموزاد فرضی زبان لاتین و نه خود لاتین اختصاص داده شد و زبان انگلیسی به یک عموزاد استنباط شده انگلیس قدیم اختصاص یافته است.

گاریت و چانگ فکر کردند که این امر واقع بین تر خواهد بود چنانچه این درخت برای زبان های مختلف همان دودمان را بپذیرد که از قبل پذیرفته شده است حتی اگر این امر محاسبات ریاضی را نادیده بگیرد.

وقتیکه درخت بوکائیرت وادار به پذیرفتن هشت دودمان پذیرفته شده زبان ها گردید، کل درخت از نظر سال کوچک شد و معلوم شد که منبع اصلی آن فقط 6500 سال قدمت دارد. این ادعا با فرضیه جلگه ای مطابقت دارد. گاریت و چانگ این مطلب را طی مقاله ای در مجله language   نوشتند.

مدرک مهم دیگر در حمایت تئوری جلگه ای از مطالعه دی.ان.ای. در اروپا حاصل شد. این مطالعه مبنی بر مطالعه دی.ان.ای. متعلق به 69 نفر می باشد که بین 3000 سال و 8000 سال زندگی می کردند. مطالعه این دی.ان.ای. نشان می دهد که حدود 4500 سال پیش پیروان فرهنگ «یامنایا» از جلگه ها به سوی آلمان مهاجرت کرده بودند.

نویسندگان مقاله می نویسند، « این نتایج از تئوری جلگه ای مربوط به ریشه حداقل برخی از زبان های هندی – اروپایی اروپا حمایت می کند.»

اما این موضوع تا به حال نهایی نه شده است. این دو مدرک جدید، یعنی اصلاح درخت بوکائیرت توسط گاریت و مطالعه دی.ان.ای.، ممکن است به آن اندازه قطعی نباشد که به نظر می رسد.

رینفریو فکر می کند «احتمال قوی» وجود دارد که مهاجرت از جلگه ها به اروپا که در مطالعه ای.ان.ای. قدیم ثبت شده است ممکن است تحول فرعی باشد. به عبارت دیگر می توان گفت که زبان هندی – اروپایی اول از آناتولیا به جلگه ها رفته و سپس از آنجا به اروپا.

روزنامه : ایندین اکسپرس، تاریخ: 17 اسفند1393lk

منبع: http://parssea.org/

 

واژه‌شناسی و واژه‌نامه‌نویسی گویشی در ایران بر مبنای گویش اوزی»

«واژه‌شناسی و واژه‌نامه‌نویسی گویشی در ایران بر مبنای گویش اوزی»

 

 

به مناسبت ۲۰۰ سالگی انستیتوی شرق‌شناسی فرهنگستان علوم روسیه، کنفرانسی از ۱۴ تا ۱۶ فروردین (مصادف با ۴ تا ۶ آوریل) در مسکو برگزار شد.

سیلوانا سلمان‌پور شاعر بلندآوازۀ اوزی مقیم امارات، یکی از مدعوین این کنفرانس برای ارائۀ مقاله بود که امکان حضور در این کنفرانس را نیافت، اما مقالۀ وی با عنوان «واژه‌شناسی و واژه‌نامه‌نویسی گویشی در ایران بر مبنای گویش اوزی» توسط «دکتر الا مولچانوا» زبان‌شناس مشهور روسی ارائه شد.

در این کنفرانس که ۶۴ شرق‌شناس و زبان‌شناس حضور داشتند، بیش از ۲۰ واژۀ «اوزی» معرفی شد و تعدادی عکس از مناظر و ابزار «اوز» نمایش داده شد.

متن کامل مقالۀ نگارش واژه‌ها و واژه‌نامه‌های گویشی در ایران بر مبنای گویش اوزی

پیش از آنکه به سراغ واژه‌های گویش اوزی برویم، بهتر است اندکی با « اوز» آشنا شویم.

شهر «اوز» در ایران، استان باستانی فارس، جنوب شهر تاریخی شیراز و در منطقۀ لارستان کهن قرار دارد. از نظر تاریخی با نگاهی به تاریخ لارستان می‌توان پی برد که لارستان از جمله مناطقی است که آریایی‌های جنوبی پس از تصرف فارس یا همزمان با آن، به‌عنوان محل سکونت برگزیدند و می‌توان گفت همچون لار و خنج که در منطقه از تاریخی بسیار کهن‌ برخوردارند، قبل از اسلام، ‌آباد بوده است.

وجود قلعۀ «پرویزه» یا « پَروِدَه» در ۵ کیلومتری شرق اوز و همچنین وجود باقی‌ماندۀ آتشکدۀ «آذرفَرَنبَغ» در ۶۰ کیلومتری شهر اوز، گویش مخصوص منطقه که بازماندۀ زبان پهلوی است و واژه‌هایی با اصل پهلوی که در گویش اوزی به‌وفور موجود است، همه نشان از قدمت این منطقه تا عهد باستان دارد.

زبان و گویش مردم اوز

زبان مردم اوز دنبالۀ زبان فارسی جدید از شاخۀ غربی یا همان فارسی دری است که ریشۀ قدیمی‌تر آن به زبان پهلوی ساسانی یا فارسی میانۀ جنوبی می‌رسد. زبان پهلوی که زبان رایج دورۀ ساسانیان و زبان مردم این منطقه نیز بوده، هنوز تا حدودی باقی مانده و مورداستفاده است.

با توجه به تحقیقات و مقالات نویسندگان، مورخان و پژوهشگران منطقۀ لارستان کهن، آنچه مسلم است، مردم اوز به زبان لارستانی و گویش اوزی که ادامۀ زبان ایرانی باستانی است صحبت می‌کنند. وجوه تشابه آن با فارسی باستان و فارسی میانه (پهلوی) بسیار است و با فارسی از یک گروه است. این زبان در زمینۀ تاریخ زبان فارسی یکی از مهم‌ترین زبان‌ها و نزدیک‌ترین آن‌ها به زبان فارسی رسمی است.

وسعت کاربرد این زبان به حدی بود که تا قرن چهارم هجری (هزار سال پیش) آثار مهمی به زبان پهلوی در دست است. مفعول باواسطه و افعال متعدی و ضمایر، از وجوه مشترک زبان لارستانی و فارسی باستان و میانه (پهلوی) است. برای مثال:» اُم گُت» از مصدر «گُتَه» ماضی اول‌شخص مفرد به معنی «گفتم»، همراه با «اُم» ضمیر متصل اول‌شخص مفرد است. این ضمایر (اُم، اُت، اُش) و … با مصدر «دِدَه» در گویش اوزی زبان لارستانی به‌صورت «اُم دی، اُت دی، اُش دی» صرف می‌شوند. دقیقاً مشابه صرف اوستایی است با مصدر «دیدن» که به‌صورت «اُم دیت، اُت دیت، اُش دیت» آمده است.

تشابه واژگان لارستانی با واژگان زبان پهلوی در برخی موارد به حدی است که می‌توان کلماتی را نام برد که پس از گذشت قرن‌ها، هنوز با همان تلفظ و معنا به کار برده می‌شوند؛ مانند: «خَرس» به معنی «اشک» و یا « دُت» به معنی دختر و «پُس» به معنی پسر و یا «شیشتَه» به معنی خمیر کردن یا سرشتن و غیره.

 

ادامه نوشته