مختصات شعر محلی به زبان لارستانی
عنایت الله نامور
مختصات شعر محلی به زبان لارستانی
بحثی در نشست بهاری انجمن ادبی تائب اوز (مزرعۀ مرغزار- نوروز ۹۶)
همانطور که دوستان اطلاع دارند، من همیشه روی زبان لارستانی، شعر محلی و ادبیات محلی تأکید دارم و هر بار که فرصتی پیدا کنم، سعی میکنم از آن استفاده کنم و مجلس را طوری هدایت کنیم که دوستان از قابلیتهای زبانی که ما داریم، خصوصاً در حیطۀ ادبیات تا آن اندازهای که آگاهی دارم، آن دانستهها را به اطلاع دوستان برسانم.
میتوان گفت اشعار محلی لارستانی سابقۀ تقریباً ۴۰۰ ساله دارد و شاید هم بیشتر. قدیمیترین اثری که در آن، شعری به زبان لارستانی هست را دکتر محمدباقر وثوقی نقل کرده است؛ در کتابی که دربارۀ خنج نوشته و در آن یک قطعه دوبیتی از حدود قرن دهم هجری نقل میکند. وی آن را از مجموعهای برگرفته است که مربوط به سلسلۀ ابونجمیهای خنج و نسبنامۀ آنهاست. با این حساب ما تقریباً از چهارصد سال پیش شعر به زبان لارستانی داریم. البته اثری از خودِ زبان لارستانی حتی به قبلتر از آن هم میرسد که چون اینجا بحث شعر و ادبیات است، در اینباره مفصلاّ بحث نمیکنیم.
ولی به اختصار بگویم که آن کتابی است که برای دربار یکی از شاهان هند نوشته شده است دربارۀ ادویه و دواهای محلی و انواع طبابت و غیره. چون کسی که کتاب را نوشته از منطقۀ لارستان بوده و به منطقۀ راجستان هند رفته، گاهی از گیاهان محلی که نام میبرد، از نام گیاهی که در لارستانِ آن زمان رایج بوده ذکر کرده است، و این قدیمیترین اثری است که در آن، از زبان لارستانی بهعنوان لاری نام برده شده است.
اشعار دیگری هم بعد از قرن دهم است به ما رسیده است در همه جای لارستان بزرگِ تاریخی، که آن سرزمینها زمانی در سیطرۀ حکام لارستانی بوده است و این حکام لارستانی ممکن بود که گراشی، بستکی یا لاری باشند. آن چیزی که به هر روی این لارستان بزرگِ تاریخی را نوعی استقلال میداده، مثلاً زمانی که پادشاهان میلادی بودند، مانند ابراهیم لاری که پادشاه همان لارستان تاریخی بود، قبل از حملۀ شاهعباس به منطقه، در تمامی همین منطقه که از یک نوع معیشتی برخوردار است، از یک نوع زبان برخوردار است؛ حالا با گویشهای مختلف، از یک نوع تدابیری برخوردار است برای زندگی در محیط خشک. مثلاً برکه همهجا هست، مهوه همهجا هست، طرز کاشت نخل همهجا مثل هم است. در کل این منطقه، ما در همهجای آن، شعر محلی به زبان لارستانی مستمراً از قدیم تا به امروز داریم.
زمانی منطقۀ بستک در زایش شعر لارستانی خیلی فعال بوده است و آن، زمانی است که مصطفیخان بستکی یک نیمچه دربارچۀ کوچکی داشته و با قدرتی که به دست آورده بود، شاعران را از مناطق مختلف دور خود جمع کرده و خودش هم به شعر اهمیت میداده و شاعر بوده و دلش میخواسته شاعران دورش جمع شوند و شعر بگویند. (کتاب شعرش را «آقای هوشمند» چاپ کرده تحتعنوان فائز بستکی). در آن زمان، شاعران از هر گوشۀ لارستان بزرگِ تاریخی اشعار زیادی به زبان لارستانی سرودهاند و به ما رسیده است.
اشعاری که آن زمان گفته شده، امروزه آنها را در همین ترانههایی که به نام بستکی معروف شده است، میبینیم که شاعران این ترانهها از آن زماناند. مثلاً ترانۀ «اَی گُلِ بُستانِن» شاعرش احمد علاءالدین هرنگی است که زمانی برای دخترِ خانِ بستک این شعر را گفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 15:54 توسط عنایت الله نامور
|
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .