گویش بستکی ، بازمانده زبان پهلوی

 

گویش بستکی ، بازمانده زبان پهلوی

ادبیات شفاهی هر قوم بیشتر در  زبان و گویش  محلی تبلور می یابد . گویش بستکی مشهور به اچمی  است . همه ی کسانی که تقریبا اینگونه صحبت می کنند به اچمی ها  شهرت یافته اند . اگر برای گویش بستکی بتوان مادری قائل شد ، بی شک زبان لارستانی است . از میان گویش های مختلف  اچمی تنها گویش لاری است که زبان نامیده شده است . آقای محمد باقر وثوقی می گوید : مالچانوا زبانشناس روسی معاصر ، در اثر خویش ، پایه ی اصلی زبان لاری را مجموعه لغات سنتی تمام ایران می داند . او آخرین محققی است که درباره ی لار و لهجه هایش دست به قلم برده است و این جمله را پس از تحقیقی دقیق و موشکافانه – بدون دسترسی به گویشوران محلی – در کتاب خویش ثبت کرده است . نامبرده از اولین پژوهشگرانی است که واژه زبان  را برای لاری بکار می برد . ( وثوقی ، ۲۶:۱۳۶۹ ). به نظرمی آید گویش بستکی بازمانده ی زبان پهلوی است . لطفعلی خنجی در این زمینه می نویسد : زبان لارستانی و چند زبان دیگر مناطق پیرامون فلات ایران مانند کردی ، بلوچی ، مازندرانی ، گیلکی و شماری دیگر  ظاهرا شکل های بازمانده و متحول شده ی گویش های مختلف زبان پهلوی اند . از رهگذر شباهت های واژگانی و ساختاری بین آن ها می توان به قرابت آن ها با یکدیگر پی برد و نیز قرابت هر یک با پهلوی .( خنجی ، ۱۳۷۸ :۱۳)

گویش بستکی علاوه بر مشابهت با بلوچی ، کردی و… شباهت های زیادی با بختیاری ، لری و فارسی دارد که هنگام صحبت متوجه آن می شویم . آقای خنجی درباره گویش های زبان لارستانی می نویسد : زبان لارستانی مشتمل بر گویش هایی است که از جمله عبارتند از : الری ، اوزی ، بستکی ، فرامرزی ، گراشی ، کرمستجی و خنجی . گویش ها نسبتا به هم نزدیکند و هر کدام به راحتی می توانند زبان همدیگر را بفهمند . گویش بستکی دارای لهجه های متعددی است . اما در تکلم همه زبان همدیگر را به راحتی می فهمند . مهم ترین لهجه های گویش بستکی عبارتند از : بستکی ، فرامرزی ، گوده ای و جناحی . در شهرستان بستک دو روستای مجاور هم به نام  خلوص و گتاب  وجود دارند که زبان آنها با زبان منطقه کامال متفاوت است . ( بالود ، ۱۳۸۳ :۸۰) اهمیت گویش محلی فهم گویش محلی به محقق کمک می کند تا بهتر بتواند متل ها ، قصه ها ، اشعار ، لالایی ها ، چیستان ها که سینه به سینه نقل شده است را به صورت صحیح و درست ثبت کند . واژه ها و اصطالحات هر گویش بیانگر اعتقادات شیوه ی زندگی آن مردم است . مردم با گویش ، نگاه خود را به زندگی ، اقتصاد ، سیاست ، جامعه ، زنان و کودکان را بیان می کنند . پس اگر کسی می خواهد به اندیشه ی قومی راه یابد ، باید زبان آن ها را بفهمد . به علاوه لهجه هایی که امروز در روستاها و شهرهای کوچک و دور افتاده مورد گفتگو است ، بیشتر بازمانده ی زبان های باستانی و ملی ما است و برای بررسی های زبان شناسی ، ارزنده و پر ارج است .( اقتداری ، ۱۳۷۱ : ۲۱۹) بسیاری از لغت های فارسی باستان و پهلوی در میان اقوام ، به زندگی ادامه داده اند ، که فهم گویش ها برای بازخوانی و فهم متون ادبی می تواند کمک زیادی بکند .

آنچه تا کنون درباره ی گویش بستکی نوشته شده است دو کتاب ارجمند فرهنگ است که نویسندگان آن ها تلاش زیادی برای ثبت لغت های معمول این گویش نموده اند « ۱ -فرهنگ بستکی ، تالیف و گردآوری ، مرحوم آقای حاج علی اکبر بستکی ۱۳۵۹ ۲ -فرهنگ فرامرزان ، تالیف و گردآوری آقای حسن فرامرزی ۱۳۶۳ مرحوم علی اکبر پیام در کتاب فرهنگ بستکی موفق شده است بسیاری از لغات و کنایات اصیل بستکی را جمع آوری نماید . به یک تعبیر می توان ایشان را پدر فرهنگ نویس زبان لارستانی نامید ، زیرا اولین فردی است که به این مهم دست زده است . ویژگی گویش بستکی واج های گویش بستکی با اندک تفاوت ، شبیه واج های زبان فارسی است . جز اینکه واج /ن/ وقتی ساکن است و مصوتی بعد از آن نباشد ، غنه می شود و حرف )ق( در گویش بستکی با واج /ک/ بیان می شود و در تلفظ واج /و/ گاهی موارد لب ها گرد می شود و شبیه واج (v ) انگلیسی تلفظ می گردد . و معموال واج (ر) به (ل) تبدیل می شود مثل ( تل ) به معنای( تر ) و بر عکس نیز صادق است مثل (تهر ) یعنی تلخ و( برا) یعنی  بالا

 واژه های گویش بستکی از نظر اصالت می توان به چهار دسته تقسیم کرد :

الف – واژه های فارسی معیارامروزی  مانند : گوشت ، دفتر

ب- واژه هایی که اصال فارسی هستند ، اما در زبان فارسی امروزی از بین رفته اند . مانند اشکت یعنی غار و پرسا یعنی عزاداری

ج- واژه های دخیل عربی مانند : تفاح یعنی سیب و ثلاجه یعنی یخچال

د- بعضی واژه های انگلیسی نیز در گویش بستکی به کار می رود : مانند گلاس یعنی لیوان و جک یعنی تنگ آب و زوزو یعنی جوجه تیغی .

اما در بعضی روستاها مصوت ( e )و (a )بیشتر به کار می رود .

آنچه موجب تنوع لهجه ها در مناطق مختلف شده است ، بیشتر اختالف مصوت ها و تکیه ها در اول و انتهای واژه است . آقای اقتداری درباره شباهت ها و تفاوت های لهجه های زبان لاری می نویسد : خصوصیات مشترک لهجه های لارستانی آنست که مصادر تقریبا در تمام لهجه ها یکسان است و یا حداقل ریشه آن ها یکی است . از خصوصیات مشترک دیگر آنست که در ترکیب مفرداتی که در لهجه ها اختلاف دارند ، تشابهی از نظر نوع ترکیب و پیشوندها و پسوندهای کلمات دیده می شود . نکته ی دیگر آنست که افعال و ترکیب آن ها در بیشتر لهجه ها از تاثیر زبان های دیگر بر کنار مانده و قواعد صرف فعل در تمام لهجه ها شبیه هم بوده و کمتر دگرگونی پیدا شده است . (اقتداری ، ۱۳۷۱ : ۲۲۷)

محقق: سیدسلیمان بنی هاشمی

برگرفته با تشکر از وبسایت بستکیه

/bastakiehmag.ir/?p=195

درآمدی بر ساخت های آوایی، واژگانی و دستوری گویش های لارستانی

درآمدی بر ساخت های آوایی، واژگانی و دستوری گویش های لارستانی

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

درآمدی بر ساخت های آوایی، واژگانی و دستوری
گویش های لارستان
عبدالنّبی سلامی
پژوهشگر ارشد فرهنگ مردم

نتيجة بحث الصور عن عبدالنبی سلامی
مقدمه :
قبل از ورود به بحثِ محوریِ مقاله که ویژگی های گویش های لارستانی را مورد بررسی قرار می دهد، لازم می دانم مقدمه ای را بیان کنم که شاید انگیزه سفرهای تحقیقاتی به فارس و گردآوری ۵۰ گویش فارس را تا به امروز نشان دهد .
در سال های دهه شصت که واژه نامه ” فرهنگ گویش دوانی ” را تدوین می کردم ، مقاله ای تحت نام ” ساخت فعل در گویش دوانی ” را به استاد شهیر، مرحوم دکتر احمد تفضلی ارائه کردم . ایشان بعد از مطالعه مقاله، آن را برای چاپ به استاد گرانقدر دکتر علی اشرف صادقی سپردند که در مجله زبان شناسی به چاپ برسد. دکتر صادقی بعد از مطالعه مقاله، ویژگی هایی را در آن یافتند که از نظر واجی و آوایی قابل توجه بود. این امر سبب شد طی چندین جلسه و پرسش و پاسخ های متعدد، مقاله ای را با نام “یادداشتی درباره ساختمان واجی گویش دوانی” بنویسند و در مجله زبان شناسی، همراه با مقاله اینجانب به چاپ برسانند. در این مقاله دکتر صادقی قید کرده بودند که “در این یادداشت بخشی از نظام واج های دوانی مورد بررسی قرار می گیرد . انگیزه نگارش آن نیزوجود بعضی ویژگی های واج شناسی و به بیان دقیق تر وجود بعضی تقابل های واجی در این گویش است که آن را در میان سایر گویش های ایرانی متمایز و منحصر به فردی می سازد.”
این جمله مرا وادار کرد که برای صحت و سقم این نظریه پرسشنامه هایی در ۱۶ موضوع تدوین کنم و همراه نامه ای برای همکاران مرکز فرهنگ مردم در سراسر فارس بنویسم و از آنها بخواهم که واژه هایی معادل فارسی قید شده در پرسشنامه که در گویششان وجود دارد بنویسند و به مرکز بفرستند. مدت ۲ سال و اندی با تعدادی از فرهنگ یاران مرکز فرهنگ مردم مکاتبه مداوم برقرار بود و تعدادی از گویش های فارس ، تا پرسشنامه ۱۶ برایم ارسال شد .
در سال ۱۳۸۰ که کتاب ” فرهنگ گویش دوانی ” در فرهنگستان زبان و ادب فارسی به چاپ می رسید، پرسشنامه ها را به فرهنگستان ارائه نمودم و تقاضای حمایت فرهنگستان برای اجرای علمی تر این طرح کردم. پس از یک سال که مراحل اداری آن طی شد، در سال ۱۳۸۱ پذیرفته شد که کار گردآوری گویش های فارس را با عنوان بانک اطلاعات گویش شناسی فارس آغاز کنم. در تاریخ ۱۱/۴/۸۱ اولین سفر تحقیقی را به فارس و به روستای “کَلانی” کازرون آغاز کردم ، و به طور مداوم سفرهایی را به فارس کرده و نقطه به نقطه جنوب فارس از غربی ترین نقطه” روستای پیرین pirin ممسنی” تا شرقی ترین نقطه، “روستای اِهوِه و بلوچیe:ve & baluči لارستان” گشته که نتیجه آن ۵۰ گویش فارس است که عمدتاً در نقاط مختلف ممسنی، بخش های “مرکزی، خشت، بالاده و نودان” کازرون وکوهمره سرخیِ شهرستان شیراز و همچنین مناطق مختلف لارستانِ کهن، در حجم ۲۶۰۰ واژه و ۱۰۰ جمله از هر گویش، گردآوری شده است .

ادامه نوشته