در گویش اوزفعل ( داشتن ) نداریم
هیج می د انستید که ما در گویش اوزفعل ( داشتن ) نداریم ؟
و به جای آن از مفهوم ( بودن + ملکیت ) استفاده می کنیم
جالب است !
سعی کنید جمله ساده ( من یک پسر دارم ) را واژه به واژه به اوزی برگردانید . مسلما خواهید گفت ( من = مُ) ( یک پسر = پُسی )( دارم = اُم هَ )....
که در اینجا برای ( دارم = اُم هَ ) قرار داده ایم .
ولی( اُم هَ ) را اگر دقت کنیم از دو جزء تشکیل شده است : اُم + هَ
هَ = بودن = هستن
اُم =شناسه اول شخص
که اگر به معنی ان دقت کنیم چنین است ( از آن من است )
بنابراین اگر بخواهیم جمله ( مُ پُسی اُم هَ ) را تحت اللفظی به فارسی ترجمه کنیم این طور می شود :
پسری هست که از آن من است
و همان طور که می بینیم در اینجا از مفهوم ( بودن + مالکیت ) استفاده شده است .
این مطلب که بجای داشتن از (بودن + مالکیت ) استفاده بشود در زبان هند و اروپایی قدمتی به ژرفای تازیخ این زبان دارد .
در کتیبه های داریوش هم دقیقا از این گونه کاربرد فعل ( هستن ) مشاهده می شود .
این مفهوم تقزیبا در همه زبانهای اروپایی هم سابقه دارد .
و به جای آن از مفهوم ( بودن + ملکیت ) استفاده می کنیم
جالب است !
سعی کنید جمله ساده ( من یک پسر دارم ) را واژه به واژه به اوزی برگردانید . مسلما خواهید گفت ( من = مُ) ( یک پسر = پُسی )( دارم = اُم هَ )....
که در اینجا برای ( دارم = اُم هَ ) قرار داده ایم .
ولی( اُم هَ ) را اگر دقت کنیم از دو جزء تشکیل شده است : اُم + هَ
هَ = بودن = هستن
اُم =شناسه اول شخص
که اگر به معنی ان دقت کنیم چنین است ( از آن من است )
بنابراین اگر بخواهیم جمله ( مُ پُسی اُم هَ ) را تحت اللفظی به فارسی ترجمه کنیم این طور می شود :
پسری هست که از آن من است
و همان طور که می بینیم در اینجا از مفهوم ( بودن + مالکیت ) استفاده شده است .
این مطلب که بجای داشتن از (بودن + مالکیت ) استفاده بشود در زبان هند و اروپایی قدمتی به ژرفای تازیخ این زبان دارد .
در کتیبه های داریوش هم دقیقا از این گونه کاربرد فعل ( هستن ) مشاهده می شود .
این مفهوم تقزیبا در همه زبانهای اروپایی هم سابقه دارد .
این خصوصیت البته ویژه اوز نیست و کل زبان لارستانی همین ویژگی را دارد
توضیح این که فعل داشتن بعد ها در زبان فارسی به وجود امده است .
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 20:24 توسط عنایت الله نامور
|
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .