شب شعرخودمونی

این ایمیل هم اکنون توسط خانم سلمانپور به ( گپ و لپ ) رسیده است . شاعر پر آوازه اوز مدتی است که در برنامه رادیویی در دبی شرکت می کنند و بعضا به قرائت اشعار گویشی هم می پردازند . ضمن تقدیر از این شاعر گرامی و دیگر شرکت کنندگان که با بهره گرفتن از  رسانه ها عمومی گوناگون  ٬ ادبیات زبان لارستانی را گسترش می دهند .  متن این خبر  را با هم ملاحظه می کنیم :

Image and video hosting by TinyPic

قابل توجه ایرانیان عزیز مقیم امارات بویژه لارستانی ها

شب شعرخودمونی

در رادیو Dubai eye 

جمعه شب 2010/9/24 ساعت P.M   10 تا 12

با حضور سیلوانا سلمانپور ، مهرداد سوداگر و ساغر یاسمی

موج FM

ردیف 8/103

شماره ارسال SMS  در زمان برنامه 4001

وب سایت www.dubaieye103/8.com

 

گویش مردم خور

 

گویش مردم خور 

 

این فایل صوتی را در سایت (جدید آن لاین  http://www.jadidonline.com/  ) دیدم .  کل فایل گفتگوی یک مسئول برگزاری جشنواره غذایی به مناسبت ماه رمضان که هر ساله در شهر خور برگزار می شود است که گوینده مذبور به زبان فارسی توضیحاتی راجع به نحوه برگزاری آن جشنواره می دهد . بخشی از آن نیز که اینک می شنوید ٬ زنی به گویش مردم خور راجع به انواع نانهای محلی که در خور پخت می شود صحبت می کند .

 چیزی که  در این پاره گفتار جالب است اصالت آن است که کمتر به زبان فارسی آمیخته شده است .  این فایل صوتی هم می تواند برای سایر گویشوران دیگر گویش های زبان لارستانی جالب باشد که لهجه متفاوتی را در مقایسه با گویش شهر و منطقه خود می شنوند و هم می تواند برای  انهایی که به زبان لارستانی علاقمند هستند به عنوان یک بخش از این زبان مورد توچه قرار گیرد

Khori dialoge by xarekonar

چند ضرب المثل لاری

 

چند ضرب المثل لاری

history,larestan

 

 هر چه فُحش آدَاِش دو تا پوسه گردو پُر نابو (( هرچه فحش دهي دو پوست گردو پر نشود ))
Arče Fooš Ădaeš dotā püsse Gerdü por nābü

كنايه از بيهودگي فحاشي است

اَز خَنَه گم شَز گِل اَكَند {از خَنَه كَپ شز گل اكند }
Az xana gam šaz gel akand
از خنده روده بر شدن


-از خار نِدا شِرَه اگه بيا تَهره و شور وِ گوِنه (( از خار شيره نيايد اگر هم شيره دهد تلخ و شور و بد مُزه است ))
Az xār nedā šera aga biā taare – o šor o gevena
فارسي : (( از كوزه برون همان تراود كه در اوست ))


از غريب چه گِلَّه اَز اَوه شور چه مَزّه (( توقّعي از غريبه ندارم همانطور كه از آب شور نميتوان شيريني يافت ))
Az &arib če gella az ow-ve šür č e mazza
فارسي : (( از پاي شكسته چه سير آيد و از دست بسته چه خير ))

 
از اسپ كَِتّسِِِِم از اَصل كه نِكَتِسم (( از اسب افتاده ام اما از اصل نيفتاده ام))

Az Asp katessem az asl ke ne katessem
هر چند دچار فقر و پريشاني شده ام ليكن بزرگي و تبارم را از دست نداده ام
......................

برگرفته با تشکر از : http://www.lar-fact.farsblogs.com/  

گلدون پُر ِ گُل

 

 متن ترانه قدیمی  بستکی ( گلدون پر گل ) که  پنجاه سال پیش از این توسط خواننده و نوازنده معروف مرحوم یوسف هادی بستکی روی صفحه گرامافون ضبط شده است . اصل این ترانه قدیمی است و سراینده آن مشخص نشد .

 

گلدون پُر ِ گُل

  

گلدون پُر ِ گُل باری ؛ دلبرُم  مَ پِش اَندا

چایُ پالَ هم باری ؛ نورُوُی چَشُم اَندا

 

 اَز کجا وَدی بُشتِش ؛ مدتین کِ نَندُسَّش

حلا هم کِ اَندُسّش ؛ مرحبا خَش اَندُسّش

 

چَن روز ِ ک ِ بیمارُم ؛ اَز عشق ِ رُخُت خوارُم

 روزُ شُو گرفتارُم ؛ مثلُت اَز کجا بارُم

 

 برق ِ سُنَی ِ صافُت ؛ اُش کَشتُم اُ در دامُت

اُش کُشت وَ زِمَی اُ صافُت ؛ شاد ِ قدّ ُ اندامُت

 

دسبند ِ طِلا دَستُت ؛ قربون ِ چَشوی مستُت

اُم بُگِی چِ هِن قصدُت ؛ آخ اَز دِلُوی سختُت

 

 

ادبیات چیست ؟

این خانه علاوه بر این که به زبان لارستانی می پردازد مجالی برای ادبیات آن هم می خواهد فراهم اورد . و در این باره نه تنها درج اشعار و نوشته های ادبی اهالی ادبیات زبان لارستانی مد نظر است ٬ بلکه پس  ازاین همه ٬ نقد آثار منتشر شده و همچنین بحث های نظری درباره مفاهیم ادبیات و مقولات ادبی نیز مطمح نظر می باشد . بنابراین هر از چندی  درباره این مفاهیم نظری مطالبی درج خواهد شد .

 مقوله این که ادبیات چیست و مفهوم آن چه چیزی را شامل می شود از دیدگاه های مختلف بررسی شده است . آنچه  که در پی می آید  یکی   از این دست است که در راستای دیگر نظریات قرار دارد . جالبی کار در این است که همه همطراز همند و هیچ یک نظر نهایی نیست و این البته اس الاساس هر بحث علمی است .

ادبیات چیست؟

کوشش‌های بسیاری برای تعریف ادبیات صورت گرفته است. به عنوان مثال، ادبیات را می‌توان نوشته‌ای تخیلی به معنای داستان یا نوشته‌ای که حقیقی نیست تعریف کرد. که این تعریف کاملی نیست. ادبیات قرن هفدهم انگلیس صرفا آثار شکسپیر، وبستر، مارول و میلتون را شامل نمی‌شود، بلکه گسترة آن مقالات فرانسیس بیکن، خطابه‌های جان‌دان زندگینامة معنوی بونیان و نوشته‌های سرتوماس براون را نیز دربرمی‌گیرد. حتی می‌توان لویاتانِ هابز و یا تاریخ قیام کلاندرن را نیز در این محدوده جای داد.
تمایز میان «داستان» و «واقعیت» راهگشا به نظر نمی‌رسد. چرا که خود این تمایز سوال‌برانگیز است.
در اواخر قرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم در زبان انگلیسی واژة «رمان» در مورد حوادث واقعی وتخیلی، هر دو، به کار می‌رفت و حتی گزارش‌های خبری به ندرت واقعی تلقی می‌شد. رمان‌ها و گزارش‌های خبری مشخصا نه واقعی تلقی می‌شد و نه تخیلی.
شاید بتوان ادبیات را نه بر مبنای «داستانی» یا «تخیلی» بودن بلکه براین اساس که زبان را به شیوة خاصی به کار می‌گیرد تعریف کرد. به موجب این نظریه، ادبیات نوعی نوشته است که به گفتة منتقد روس، یاکوبسن، نمایشگر «درهم ریختن سازمان یافتة گفتار متداول است.» ادبیات زبان معمول را دگرگون می‌کند، قوت می‌بخشد و به گونه‌ای نظام یافته آن را از گفتار روزمره منحرف می‌سازد.

ادامه نوشته

عکس هفته - 33

 

 غروب دل انگیز اوز

 چهاردهم شهریور ۱۳۸۹

Image and video hosting by TinyPic

گل و خار

 

 

دوبیتی به گوش گراش از  شاعر گرامی
 
 مصطفی کار گر
 
 

تُه نار ِ تِف تَشِش جون ِ خـُم و خـُت

                                        که بدجوری خَشِش جون ِ خـُم و خـُت

 

گـُلـُم خار اُشکِه یا خارُم گـُل اُشکِه

                                              چُن ِ اِسکِ بَشِش جون ِ خـُم و خـُت

............

 برگرفته با تشکر از :    شعر گراش           http://mavvaj.persianblog.ir/

یک تحقیق در باره زبان لارستانی

 

 یک تحقیق در باره زبان لارستانی

در سایت دانشگاه رازی چکیده یک پژوهش واجشناسی در باره زبان لارستانی مشاهده کردم . متاسفانه این گونه پژوهش ها منتشر نمی شود ( در حد اطلاع بنده ) و در گوشه ای خاک می خورد .

 باید گفت از این دست تحقیقات در باره زبان لارستانی کم نیست و دانشجویان در رده های مختلف  پایان نامه هایی در باره زبان لارستانی تهیه کرده اند که هیچگاه منتشر نمی شود . امید دست همتی بالا رود و این گونه تحقیقات را شناسایی کرده  و منتشر کند تا به غنای علمی زبان لارستانی افزوده شود .

این پژوهش به توصیف نظام آواهای زبان لارستانی بر اساس واج شناسی زایشی می پردازد. در رویکرد واج شناسی زایشی هدف توصیف دانشی است که سخنگوی بومی باید داشته باشد تا بتواند نظام صوتی زبانش را تولید کرده و بفهمد. در واج شناسی زایشی، آواهای ممیز زبان به صورت طبقاتی از ویژگیهای آوایی نشان داده می شود. در واقع، هدف واج شناسی زایشی تصریح کردن زنجیره ای از قواعد واجی است که همگی تعمیمهایی در مورد نمای روساختی صورتهای زبانی می باشند.

 زبا ن لارستانی یکی از زبانهای اصیل و با سابقه ی ایرانی است که نواحی جنوب استان فارس وتقریبا تمام نواحی استان هرمزگان به آن سخن می گویند. این زبان احتمالا بازمانده ی پهلوی ساسانی یا زبانی از زبانهای دوره ی میانه ایرانی است. روش پژوهش به صورت میدانی انجام گرفته و در مورد چارچوب تحقیق که بر اساس واج شناسی زایا شکل گرفته، از کتابهای معتبر و مربوط به آن استفاده شده است. منبع جمع آوری داده ها افراد سالخورده ای هستند که در روستاها و حواشی شهر سکونت دارند، وکمتر تحت تاثیر زبان فارسی وگویشهای دیگر قرار داشته اند. در این پژوهش ، محقق به ضبط گفتار گویشوران پرداخته است، وهر کجا که لازم بوده از مصاحبه نیز بهره برده است. برای انتخاب نمونه ها، عامل سن، سواد، جنس ومهاجرت در نظر گرفته شده است. در این پژوهش، ابتدا زبان لارستانی و محدوده ی جغرافیایی آن مورد بحث قرار می گیرد. سپس، مبانی نظری ای که این تحقیق بر آن استوار است، مطرح شده پس از آن، به معرفی و توصیف همخوانها و واکه های زبان لارستانی پرداخته شده و در ادامه ، مشخصه های تمایزدهنده مورد بررسی قرار گرفته ، واجگونه های واجها به همراه مثال و فرمول ارائه شده اند.

 در اساسی ترین بخش این پژوهش به توصیف فرایندهای واجی زبان لارستانی پرداخته شده در پایان، نتیجه گرفته شده که نظام اوایی این زبان بر اساس قواعد واج شناسی زایا کاملا قابل توصیف می باشد.

نويسنده: احمدنیا، مهدی
مقطع: کارشناسي ارشد
رشته گرايش: ادبیات و علوم انسانی
دانشگاه: دانشگاه رازی
استاد راهنما: غلامعلی زاده، خسرو
استاد مشاور: قیطوری، عامر
تاريخ دفاع: 1385

بازگشت

 

بازگشت

سلام     سلام    سلام     سلام

دوستان و همزبانان سلام!

دو ماه از سعادت با شما بودن دور بودم و به علت مسافرت نتوانستم با شما باشم  و این خانه مدتها تر و تازه نشد . دوستان  با گذاشتن پیام هایی سرشار از محبت  بنده  را شرمنده کردند که سپاسمند حضور سرشارشان هستم .

 طی این مدت  که به ایران و لارستان سفر کرده بودم ٬البته سعادت دیدار با شاعران و نویسندگان شهر های لار و گراش و خنج نصیب من شد و  این دوستان را از نزدیک ملاقات کردم  که مایه سر افرازی بنده است . از این که  - گپ و لپ -  در این نزدیک به یک ساله ی عمرش مورد توجه قرار گرفته و این را از نزدیک شاهد بودم هم مایه دلگرمی و مباهات بنده بود .

 دوستان و خودمونی ها !

با دستان پر بر گشته ا م و انشا الله آنها را به تدریج به دیوار این خانه خواهم آویخت . امید که این خانه کماکان مورد توجه  و محبت   گویشوران و دوستداران زبان لارستانی قرار گیرد .

 قربان محبت همه شما

......................

 عنایت الله نامور