نوشته زیر از استاد لطفعلی خنجی است که در تاریخ اول تیر ماه۱۳۹۱ در وبلاگ «دفتز خبر شهرستان خنج » درج شده است و طی آن برخی نکات دستوری زبان لارستانی را به قلم استاد خنجی توضیح داده شده است وبا تشکر از وبلاگ مذبور عین نوشته در این خانه باز نشر می شود .
نکاتی چند در باب زبان لارستانی / گویش خنجی

(خدمت دوست و همولایتی عزیز آقای بلال صداقت
پس از عرض سلام، مطلب ناقابلی درباره جنبه هایی از ساختار دستوری زبان لارستانی / گویش خنجی به پیوست این ایمیل تقدیم می شود. امیدوارم برای درج در مجموعه مورد نظر به کار آید.)
در باب اوضاع و احوال فرهنگی و تاریخی و مردم شناختی سرزمین عزیز لارستان و دیار عزیز خنج یاران فرهیخته اهل محل بسیار بیش از این بنده ی از ایران به دور مانده می دانند. پس اصلح آن است که این بنده در این مختصر صرفاً به یکی دو جنبه از جنبه های در خور توجه ساختار زبان لارستانی (گویش خنجی) بذل توجه کند و محصول را همچون متاعی ناقابل بر عزیزان مقیم آن دیار عرضه بدارد.
این زبان جنبه های ساختاری در خور توجه بسیار دارد و این بنده در اینجا تنها به یکی دو مورد از آنها اشاره میکند.
یک مورد تفاوتی است که در چگونگی تصریف فعل بین افعال لازم و افعال متعدّی دیده می شود. این خصوصیت را بنده تنها در زبان پهلوی دیده است و در زبانهای زنده ندیده است. به مثالهایی توجه کنیم. من باب مثال فعل cheda (رفتن) را که فعلی لازم است در زمان گذشته ساده صرف می کنیم (رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند):
chedom
chedesh
chu
chedem
chedi
chedet
و اکنون فعل besta (افکندن / انداختن) را که فعلی متعدّی است در همان زمان گذشته ساده صرف می کنیم (افکندم، افکندی، ...):
ombest
otbest
oshbest
mobest
tobest
shobest
چنانکه می بینیم، ضمایر متصل (شناسه ها) در افعال لازم حالت پسوند به خود می گیرند و در افعال متعدی حالت پیشوند. بعلاوه خود این ضمایر متصل متفاوتند (مگر در اوّل شخص مفرد). این تفاوت صرف در تمامی زمانهای گذشته (گذشته ساده، گذشته نقلی، گذشته بعید، گذشته استمراری، ...) ملاحظه می شود. فعلonda (آمدن) را در گذشته استمراری ملاحظه کنیم (می آمدم، می آمدی ...):
adAndom, adAndesh, adAma, adAndem, adAndi, adAndet
و اکنون فعل xeleda (خریدن) را در همان زمان:
maxeli, taxeli, shaxeli, mAxeli, tAxeli, shAxeli
می بینیم که در این مورد هم ضمایر متصل در صرف افعال لازم در پس می آیند و در صرف افعال متعدی در پیش. بعلاوه خود ضمایر متصل دیگرگونه اند.
در گذشته نقلی هم همین اوضاع برقرار است:
رفته ای: chestesh
افکنده ای: otbeste
بعضی افعال می توانند در دو معنی لازم و متعدی بکار روند. یک نمونه فعل "شکستن" است:
(eshkasta / eshkahesta)
این فعل در دو معنای لازم و متعدی به دو گونه ی مختلف صرف می شود. مثلا در گذشته ساده:
shisha eshkahest (شیشه شکست)
shisha sheshka (شیشه را شکست)
و در گذشته بعید:
shisha eshkahestestu(شیشه شکسته بود)
shisha sheshkastestu (شیشه را شکسته بود)
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:15 توسط عنایت الله نامور
|