مشکلات رسم الخط با الفبای فارسی

می دانیم زبان لارستانی در مقایسه با زبان فارسی بعضی از اصوات را ندارد . مثلا ( ق ) در زبان لارستانی ( اکثر گویش ها یش ) نیست .
در گویش  اوزی در مقایسه با دیگر گویش های زبان لارستانی صدایی در زبان داریم که تشریح آن شاید ساده نباشد . و این صدا ( واکه ) نوعی تلفظ برای (الف ) است . و آن نه دقیقا فتحه است که ( a ) خوانده شود و نه دقیقا آی کشیده است تا ( aa ) خوانده شود . و نه هم ضمه کشیده است تا ( u ) خوانده شود . 
این صدا چیزی است بین همه اینها . مثلا در واژه {( کور افتده kor oftade ) به معنای« غر شده .؛ فرورفته .؛ کمی خراب شده » در مورد قوطی حلبی که شکل اصلی اش را از دست داده و یا « برزه » که خرد شده باشد } این ( o ) در بخش اول واژه یعنی در ( kor ) را باید چگونه نوشت . این همان مورد ی است که عرض شد . همین را در ( hobaar ) گرده نخل ؛ ( hosha ) خوشه گندم هم داریم .
برای نشان دادن  این فرق بسیار ظریف در رسم الخطی که با استفاده از الفبای فارسی نوشته شده باشد اصلا هیچ راهی نیست . مثلا همان گرده نخل را اگر به صورت ( هوبار ) و یا (هابار ) و یا ( هَبار ) بنویسیم ٬ هرسه ناقص است و تلفظ واقعی را نشان نمی دهد .
در اینجا باید با یک نشانه گذاری جدید به این صوت ( واکه ) شخصیت واقعی بدهیم . نشانه ای که فقط معرف همین صوت باشد .
و این یکی از مشکلات عدیده ای است که هنگام نگارش زبان لارستانی با رسم الخط فارسی پیش می آید