20000
شمس پس ناصر و زبان لارستانی
در « گپ و لپ » چند بار از گویش شیرازی قدیم و شاعرانش مانند شاه داعی الله و اسحق الاطعمه و شمس پس ناصر و دیگران گفتگو کرده ایم و یاد آورشده ایم که این گویش شیرازی قدیم بسیار شبیه زبان لارستانی است و شباهت های زیاد ان با زبان لارستانی حکایت از گسترش زبان لارستانی در مناطقی شمال تر از حوزه کنونی و تا شیراز و بالاتر می کند .
اولین بار استاد دکتر محمد باقر وثوقی در کتاب « لار شهری به رنگ خاک » به این شباهت ها اشاره کرده و جدولی از 200 واژه مشابه را ارائه کرده است .
شمس پس ناصر یکی از شاعران این گویش شیرازی قدیمی است و استاد ماهیار نوایی در دهه شصت چند مقاله در معرفی شاعر و غزلیاتش نوشته است . آنچه که در پی می آید یکی از آن مقالات استاد در شرح غزلی از شاعر است که به دقت تمام نوشته شده است .
آنچه که برای پژوهندگان زبان لارستانی می توان جالب باشد شباهت های بسیار ی است که در واژه ها و ساختار زبانی بین این دو است . مثلا واژه ( بنیشیت = ببینید ) که هم اکنون هم در زبان لارستانی رایج است از آن جمله است . توضیحاتی که استاد در این مقاله نوشته اند به روشنی این شباهت زیاد را آشکار می کند :
.................................................................................................
شمس پس ناصر
نوابی، ماهیار
شمس پس ناصر شاعری است شیرازی که شعرهای بازمانده از او همه به گویش کهن شیراز است؛گویشی که مردم روزگار سعدی و حافظ در خانه و کوچه و بازار بدان سخن میگفتند و اکنون به دست فراموشیش سپردهاند.
از زندگانیش آگاهی زیادی نداریم.فقط در تذکرهء عرفات العاشقین دو،سه سطری دربارهء وی آمده است که شیرازی است و«از صاحبان حال و عارفان با کمال»است.بیشتر از دو بیت هم از او نقل نمیکند،در صورتی که مینویسد«به زبان شیرازی اشعار بسیار دارد.»چند سطری هم که استاد سعید نفیسی در تاریخ نظم و نثر ایران«تهران 1344 ص 224»دربارهء وی مینویسد چیزی بدانچه گذشت نمیافزاید.
آنچه از شعرهای او در دست است همه به گویش شیرازی است.تاکنون چند غزل از او در پژوهشنامهء مؤسسهء آسیایی شیراز (سال 3،1365،شمارهء 2-4،ص 83-100 و سال 4،1357، شمارهء 1،ص 1-10 و شمارهء 2-4،ص 1-15)مجلهء آینده (1359،شمارهء 7-8،ص 501-506)و چیستا(سال 1،شمارهء 8،ص 936-943)و فروهر(1362،شمارهء 4،ص 403-422) به چاپ رسیده است(برای آگاهی بیشتر از شعرهای او و سرگذشت دیوانش به آنها رجوع شود.(مقالهای هم دربارهء«یکی از ویژگیهای گویش شیرازی»برای یادنامهء یکی از دوستان در گذشته توشتهام که هنوز چاپ نشده است.
و اینک غزلی دیگر از او،به خواهش سردبیر«مجلهء شعر»که بخشی از آن محله را ویژهء پژوهش دربارهء گویشهای ایرانی کردهاند میآورم:
1-جشنتان کهن ایارن آن بوش بنیشیت
وش رونده آن سنبل کل بوشه بنیشیت
2-همجو دو مرسیاکی بنفشه انه افتاو
آن هر دو کس مشکن خوش بوشه بنیشیت
3-جون جمغی روسی کی و کلبرک وز غلند
آن کول و بر و یال و تن و توشه بنیشیت
4-از آن سرو فرق کسی زر مقنی جوشن
دستی مه دل آرین وأی جوشه بنیشیت
5-غرتان ولو نوش ندی خصر که هوشست
آن خاله بش آن لو چون نوشه بنیشیت
6-جویلک کل و لاله که شونم شلهاش شیت
بند مرسّعش و سرآغوشش بنیشیت
7-شمس پس ناصرانه عشقش بشو از خو
حا دل ای وی دل وی هوشه بنیشیت
[دو بیت نخست غزل بالا بر رویه برگ ششم و پنج بیت دیگر بر پشت آن برگ نوشته شده است]
------------------------------------------------
ترجمه:
1.چشمتان کجاست ای یاران آن بش(سر،کاکل)را ببینید.
و آن رونده سنبل گل پوشش را ببینید
2.همچون دو مار سیاه که بتفسه اندر آفتاب هر دو گیسوی مشکین خوش بویش را ببینید
3.چون جامهء روسی که به گلبرگ آرایند آن کول و بر و یال و تن و توشش را ببینید
4.از آن سر و فرق که زیر مقنعهء جوش(-توری)است دستی به دل من آرید و جوش او را ببینید
5.اگر به لب چشمهء نوش(چشمهء آب حیات)ندیدید که خضر بنشست
[اگر به[چشم]شما دیده نشد که خضر بر لب چشمهء آب حیات نشست]
آن خال پیش آن لب چون نوشش[چشمهء آب حباتش]را
6.
چون برگ گل و لاله که شبنم بر آن نشیند سر بند مرصع و سر آغوشش را ببینید
7.
شمس پس ناصر اندر عشقش از خود بشد حال دل این بیدل و بیهوش را ببینید.
فرآیند های آوایی گویش لار
دکتر والی رضایی ( استادیار زبانشناسی دانشگاه اصفهان )

ویژگی های منحصر به فرد گویش های لارستانی در میان سایر گویش های ایران توجه هر کسی را که آشنایی اندکی با مسائل زبانشناسی و گویش شناسی داشته باشد ؛ به خود جلب کرده است .
بیشتر گویش های ایرانی فاقد ادبیات مکتوب اند و از گذشته آنها اطلاع دقیقی در دست نیست .به منظور شناخت دقیقتر این گویش ها باید آنها را با زبانها و گویش های دیگر مقایسه کرد .همه زبانهای ایرانی نو دنباله ی زبانهای ایرانی میانه اند و ایرانی میانه نیز ادامه ایرانی باستان است . با این حال هریک از این زبانها و گویش ها در مسیر ویژه ی خود تحول یافته و به شکل امروزین در آمده اند .
در این گفتار سیر تحولات آوا های گویش لاری را از دوره باستان و میانه تا دوره جدید ترسیم و با تحولاتی که در دیگر زبانهای ایرانی از جمله فارسی و برخی دیگر از گویش های ایرانی رخ داده است مقایسه می شود
این پژوهش برگرفته از دو کتاب فرهنگ لارستانی اثر اقتداری ( 1334) و لار شهری به رنگ خاک نوشته وثوقی ( 1369 ) است . این مقاله صرفا به تغییرات آوایی در گویش لاری اختصاص دارد و واژه های دیگر گویش ها مانند خنجی و گراشی و.... نمی پردازد.
در این پژوهش فرآیندهای آوایی در گویش لار و تحولات آن بررسی و با تحولات زبانهای ایرانی باستان و میانه و فارسی نو مقایسه شده است و فرایند های متنوعی مانند حذف همگونی ؛ تضعیف ؛ تقویت در همخوان ها و نیز کشش جبرانی و پیشین شدگی و کوتاه شدگی واکه ها گفتگو و مورد بررسی قرار گرفته است .
از ویژگی های بارز این گویش می توان حذف آوای خیشومی n در پایان واژه و پس از واج u , حذف کلی این صدا در مصدر ها ؛ حذف آوای چاکناییh به طور کلی ؛ حذف واج در آغاز کلمات و به ویژه قبل از همخوان x ؛ تبدیل صدایr به l ؛ و مواردی دیگر را بیان کرد .
نتایج این بررسی چند نکته مهم را آشکار می کند :
نخست آنک در این گویش برخی واج های ایرانی باستان و میانه همچون غ /Ȣ/ که در فارسی معیار از بین رفته اند باقی مانده است .
نکته دیگر تمایل شدید این گویش به حذف انسداد های پایانی است .
دیگر ویژگی مهم این گویش مقاومت در برابر صدا های بیگانه است که با جای گزین کردن آنها با واج های بومی از ورود آنها به نظام آوایی خود جلوگیری کرده است . در حالی که این صدا های بیگانه به نظام واجی زبان فارسی وارد و تثبیت گشته اند . از جمله این صدا ها می توان به qوŽ اشاره کرد که در فارسی میانه ساسانی نیز وجود نداشته و از زبانهای ترکی و عربی و پهلوی اشکانی وارد فارسی شده اند.
در این جستار مشخص شده است که گویش لاری بسیاری از تحولات تاریخ زبان فارسی و دیگر زبانهای و گویش های خویشاوند را در آیینه اش می نمایاند .
برگرفته از کتاب ( همایشنامه لارستان کهن )
بررسی تحلیلی زمان های دستوری در زبان لارستانی
مهیناز پور دهقان – محمد اورنگ
دانشگاه شهید بهشتی 1392
.....................................
زمان دستوری به عنوان زمان وقوع عمل ؛ زمانی را نشان می دهد که عمل در آن اتفاق می افتد که در بسیاری از زبانها به سه نوع مختلف گذشته ؛ حال و آینده بخش می شود .
مطالعه حاضر جهت بررسی مقوله زمان دستوری در زبان لارستانی نوشته شده است . زبان لارستانی که کم و بیش در حدود یک میلیون نفر گویشور دارد ؛ زبان مردم شهرستان لارستان و دیگر نقاط بخش جنوبی ایران است. علاوه بر این دربخشهاییاز عمان ونیزدر امارات متحده عربی به آن گفتگو می شود .
بر اساس روش مقایسه توصیفی این تحقیق نشان می دهد که سیستم زمان در زبان لارستانی در مقایسه با زبانهایی نظیر فارسی و انگلیسی چه وجه شباهت و تفاوتهایی دارد و در آخر نیز ویژگی خاص و منحصر به فرد زبان لارستانی در زمانهای حال و گذشته نشان داده می شود .
زبان لارستانی به عنوان دنباله یکی از زبانهای میانه ایرانی دارای سیستم وندی مختلفی در مقایسه با زبان فارسی است .هنگامی که به بررسی وند های دستوری افعال گذشته بپردازیم متوجه می شویم که سیستم وندی برای افعال لازم و متعدی خاص و قطعا متفاوت است . به این صورت که برای افعال لازم در زمان گذشته فقط پسوند ها استفاده می شود در صورتی که برای افعال متعدی هم از پیشوند و هم از پسوند استفاده می گردد. همچنین استفاده از این وند ها در زمان حال برای هر دو گونه لازم و متعدی از پیشوند های خاص استفاده می شود . در کل می توان گفت که بعضی تفاوت ها در زمانهای دستوری بین زبان لارستانی با فارسی وجود دارد به نحوی که استفاده از آنها در فارسی رایج نیست .
علاوه بر آن لارستانی از نظر زمان دستوری دارای یک سیستم محصر به فرد است که آن را با زبانهایی مانند فارسی و انگلیسی متفاوت می کند . در لارستانی زمانهای دستوری الگوی مختلفی برای زمانهای حال و گذشته داردبه نحوی که در زمانهای گذشته افعال متعدی از پیشوند و پسوند و افعال لازم از پسوند استفاده می شود .در صورتی که در زمان حال هر دو وند مورد استفاده است و این ویژگی منحصر به فرد زبان لارستانی است .
...............................
توضیح :
نوشته بالا ترجمه بخش چکیده و نتیجه مقاله زیر است :
An Analytic Study of the Grammatical Tenses in Lari Language
Mahinnaz Mirdehghan (Corresponding Author) Department of Linguistics, Shahid Beheshti University Evin, Tehran
Muhammed Ourang Department of Linguistics, Shahid Beheshti University Tehran, Iran E
تحقیقات انجام شده در مورد زبان لاری
مؤلفان: میردهقان،مهین ناز؛ مریدی،بهزاد؛ اورنگ،محمد
خنجی ( 1388:15) با اطلاق « زبان لارستانی » به « زبان لاری » چنین بیان می کند که زبان لارستانی و چند زیان دیگر مناطق پیرامون فلات ایران ( کردی ؛ بلوچی ؛ لری ؛ مازندارانی ؛ گیلکی و شماری دیگر ) ظاهرا شکل بازمانده و متحول شده ی گویش های مختلف پهلوی هستند .از رهگذر شباهت های واژگانی و ساختاری بین بازمانده آن ها می توان به قرابت آن ها با یکدیگر پی برد ( و نیز به قرابت هریک با پهلوی )؛ احتصاصا در مورد لارستانی می توان به یک مورد منحصر به فرد شباهت بین آن و زبان پهلوی اشاره کرد . این مورد عبارت است از تفاوت بین چگونگی تصریف افعال لازم و متعدی . وی در مورد قلمرو این زبان و نوعا مردمشناسی آن چنین می نویسد که « علاوه بر لارستان فارس ؛ برخی از کرانه ها و جزایر ایرانی خلیج فارس ؛ کشور های آن سوی خلیج فارس ( امارات متحده ی عربی ؛ قطر ؛ بحرین ؛ و به درجات کمتر کویت و عمان ) نیز بدین زبان تکلم می کنند » ( همان : 18 )
در مورد زبان لاری تحقیقات چندانی صورت نگرفته ؛ ولی تحقیقات موجود ؛ گام هایی بسیار مفید در جهت کار های آیندگان بوده اند . در این خصوص ؛ چند تن از نویسندگان ایرانی و خارجی تحقیقاتی را پیرامون لهجه های سواحل خلیج فارس انجام داده اند ؛ از این میان می توان به اسکار مان آلمانی در قرن نوزدهم ؛ راماسکویچ روسی در قرن بیستم و پروفسور ولادیمیر مینورفسکی در قرن نوزدهم اشاره کرد ( اقتداری 1384:26)
افرادی چون اقتداری ( 1371) نگارنده ی کتاب « لارستان کهن و فرهنگ لارستانی » ؛ وثوقی ( 1369 ) که کتاب « لار ؛شهری به رنگ خاک » را به رشته تحریر در آورده و کلباسی ( 1383) و صادقی ( 1382) که مقالاتی را درباره زبان لاری نوشته اند ؛ از ایرانیانی هستند که در زمینه زبان لاری پژوهش کرده اند . خنجی ( 1388) نیز به پژوهش های محققان غیر ایرانی اشاره می کند و به کتاب های ارزشمندی چون «واژه های اساسی لاری » و « واژه نامه بنیادی تطبیقی خنجی و لاری » نوشته پروفسور کامیوکا (1979) اشاره می کند .
آن چه در این میان بیش از همه حائز اهمیت است کتاب خنجی ( 1388) با نام « نگرشی تفصیلی بر زبان لارستانی و گویش خنجی » است که در واقع اخیر ترین اثری است که در زمینه زبان لاری به رشته تحریر در امده است .خنجی در این کتاب ضمن معرفی زبان لاری به عنوان زبانی منحصر به فرد از نظر ویژگی های زبان شناختی ؛ در بخش های مختلف کتاب به ساختارهای آوایی ؛ صرفی و نحوی لاری پرداخته است . این کتاب بیشتر بر بخش های صرفی متمرکز شده است و مسائل صرف افعال در زبان لاری ؛ ساختار های مختلف زمان های دستوری و تفاوت گویش های مختلف در تصریف را بیان کرده است .
البته این نکته نیز شایان ذکر است که بر این کتاب نقد هایی نیز نوشته شده که از این میان می توان به مقاله صادقی ( 1382) با عنوان « در باره ی گویش های لارستانی » اشاره کرد که ضمن معرفی از ویژگی های تصریف زبان لاری ؛ کتاب خنجی ( 1388 ) را از نظر مسایل زبان شناختی مورد کنکاش قرار داده است .به عنوان مثال ایرادی که در این مقاله به کتاب خنجی ( 1388 ) وارد شده این است که کتاب مذکور یر اساس الفبای آواشناسی استاندارد نیست و رویکردی زبان شناختی را در آوا نویسی و همچنین نظام های توصیفی خود دنبال نمی کند . همچنین وی معتقد است که نویسنده دستور سنتی را الگوی توصیف خود قرار داده است ؛ مثلا در بخش صرف فعل ؛ ایرادی که صادقی بر این کتاب وارد می داند این است که « مصدر را در ابتدا بحث کرده و سایر ساخت های فعل را از آن مشتق کرده و این امر توصیف او را با اشکالات جدی روبرو کرده است »( صادقی 1382:124)
کلباسی ( 1383) در مقاله ای با عنوان « دستگاه فعل در گویش لاری » انواع فعل را از نظر ساختمان اشتقاقی ؛ مصدر ؛ ستاک های گذشته و حال ؛ شناسه های فعلی ؛ ضمائر فعلی پیوسته و جای آن ها ؛ وند های صرفی فعل ؛ انواع فعل از نظر زمان ؛ انواع فعل از نظر وجوه و نمود فعل لازم و متعدی ؛ فعل سببی ؛ فعل مجهول و افعال استثنایی بررسی کرده است .
..........................................
آموزش زبان فارسی به لاری زبانان بر مبنای تحلیل مقابله ای و روش تکلیف محور
مؤلفان: میردهقان،مهین ناز؛ مریدی،بهزاد؛ اورنگ،محمد؛
مجلة: پژوهش نامه ی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان » تابستان 1392، سال دوم- شماره 2
(ازصفحه 139 تا 164)
چند واژه بستکی
پَرَشک/parashk: از اصوات،صدای تیر در کوه.
پَرَغ/paragh: بوته ای است دارای شاخه های باریک و شیره دار.
پَرک و پَکُو کِردِن/parkopaku kerden: وصله و پینه کاری لباس و پای افزار.
پُروک/poruk: اخگر،جرقه،ریزه آتش.
پُروک/poruk: پیمانه ای برای غلات و شکر و مانند آن ها.
پُروز/poruz: خرمای نرسیده و کم رنگ که کاملاً شیرین نشده باشد.
پَرَو/parow: گوساله ی ماده آماده ی جفت گیری.
پَرَندوش/parandosh: پریروز،یک روز قبل از دیروز.
پَرِه/pare: پریروز.
پُس/pos: پسر،فرزند نرینه.
پَساخیز/pasakhiz: عاقبت و سرانجام کاری،واکنش.
پَرَی گُفتِن/pari goften: هذیان گفتن،سخنان نامفهومی که بیمار در حالت تب بر زبان می آورد
با تشکر از : حنان بستکی
شعری از منصور پدرام به گویش لار

خَبَرُت ني
تاريك تر از شو،چِدِ نورُم، خَبَرُت ني
وامونده وَجا، اُجاغ كورِم، خبرت ني
اُشْ بُردِه دُزي كه بَه خيال مَه رَفيقَند
اَرچي كه اُومَند، قُوّت و زورُم خبرت ني
اِنگا كه چَشُم بَسّه و بيدار نوابِم
مَزتي چِدِن و از رَه دورُم، خبرت ني
عمري شُگُشُم خَندِه هَمَش اَرف و هَمَش اَرف
وامُردَه تَشِ داغ تنورُم خبرت ني
دَسّي بِتَكَن يك چِنِكوي وارو بَسه خَو
كَمكم شُگِرِت اَرچي غرورُم خبرت ني
بي كِستَر از آلا، تِكِ شَص سال ني اَندِم
اي واي نِه از شوق و نِه شورُم، خبرت ني
بُسِّم بِجِنِ و بيتَك و فَل جُم مو نِخَردِه
وَلا كه تو حال ، تَپَه تورِم خبرت ني
صد كَش شُگُشُت خَنده كائت و قصه و يَك فَند
از مارِ زِرِكاه و كُلورُم خبرت ني
پابَند تواِم چو بُكُنِم بي كِس و كارِم
وامُندَه و جا يك رَه دورُم خبرت ني
«منصور» كه اُش نالي و اَرف دِلش اُشزَت
تِش كَسه دِل چُن بُلورُم خبرت ني
دل ناسُخَنِه، غريبه، تَزبَر، بُري وقتِه
واكُشتَه بُدِ تَش، تنورُم خبرت ني
گویش لارستانی

در حاشیه نمایشگاه بین المللی اردی بهشت ماه کتاب تهران، ازکتاب "گویش لارستانی" اثری ازامیر حسین خنجی به مناسبت روز استان فارس و شهر شیراز رونمایی شد.
این کتاب توسط انتشاراتی نوید شیراز به چاپ رسید و شامل واژه نامه ، ضرب المثل های رایج لارستانی، متن های نثر و نظم و دستور زبان لارستانی میباشد.
کتاب در 1184 صفحه و به تیراژ 1500 جلد به چاپ رسیده است
امیر حسین خنجی اهل خنج لارستان که مهر ماه سال 1392 به علت بیماری در بیمارستان نمازی شیراز دیده از جهان فرو بست..
شعر به زبان لارستانی نیزاز آثار این نویسنده است که قرار است چاپ شود
نام انواع باران در گویش اوز

بَرو (baru):
به معنی باران از مصدر «واریتن» آمده که در زبان فارسی حرف «و» به «ب» تبدیل شده استباران. در زبان پهلوی واژه varan
بَرون بی زحمت (barune bi zahmat)
باران بی زحمت، بارانی که همراه با سیل و خسارت نباشد
بَرون تاوستو(barune TAVESTU)
باران تابستان، بارانی که در فصل تابستان می آید
بَرون گُش خَری (barune gosxari )
باران تابستانه، بارانی که یک گوش خر را می
گیرد و یک گوش خر را نمی گیرد. یعنی اگر خری در یک محل ایستاده باشد ممکن است بر یک گوش خر باران ببارد و بر گوش دیگر خر باران نبارد.
بَرون خَش (barune xas)
باران خوب، بارانی که پس از مدتی خشکی و نباریدن همه انتظار آن را داشته اند و در اصل بارانی کافی که از نظر مدت باریدن و جمع آوری آب و نیز پر شدن آب انبار کافی باشد.
بَرون سیه(barune siyah)
باران سیاه، بارانی که به هنگام باریدن به رنگ سیاه است و ناشی از آلودگی هوا در جایی بوده که باد ابر آن را به منطقه آورده است و با بارانی که موجب زحمت شود و سیلی بیان کن به همراه بیاورد و موجب خسارت فراوان گردد.
بَرو گیر(barune gir)
کسی که بیرون از خانه او را باران گرفته باشد، دچار باران شدن، باران زده.
بَرون سِمسِمه(barune semseme)
باران آرام آرام، باران ملایم و ممتد
بَرون عَکرَبی(barune akrabi)
باران عقربی، بارانی که در آخر پاییز یا آغاز زمستان می بارد. بارش این باران را به دو حالت تفسیر می کنند. یا بعد از این باران خشکسالی خواهد شد و دیگر بارانی نمی بارد و یا باران های سیل آسای متعددی خواهد بارید و بارش های مداومی صورت خواهد گرفت به این جهت باران عقربی برای اهالی حالتی بین خوب و بد را به وجود می آورد. اگر باران عقربی نمی بارید معتقد بودند که در آن سال نام های گاه شمار عربی به نام ماه عقرب گرفته شده که ماه هشتم است.
بَرونِ غُرِشتی(barune yoresti)
باران همراه با رعد و برق و رگبار.
بُرونِ فراشَه یی(barune frrasae ):
گبار، بارانی تند و به صورت رگبار با بارش مورب
و یکنواخت و ضربه زننده.
بَرونِ کُرَّه اَنداز(barune korra andaz )
نام نوعی بارش فصلی، بارندگی بسیار خوب
برون نام نامه: (barune nam nameh):
بارانی آرام و شبیه سمسمه است ولی قطره های آن کمی درشت تر است.
سایَ یِ دَل بَچَ(sayaye dal baca):
سایه جوجه گنجشک، دل، در گویش اوزی به معنی گنجشک است و دَل بَچَ به معنی جوجه گنجشک است یا بَچَ دَل به معنی بچه گنجشک. اصطلاحاً به پوشش نازکی از ابر که معمولاً در روزهای آغازین بهار در آسمان ظاهر می شود گفته می شود و معتقدند که این گونه ابرها باران زا نیست و ظاهر شدن آنها به این خاطر است که جلوی نور شدید آفتاب را بگیرد و سایه ای را ایجاد کند. معمولاً ظهور این گونه ابرها را مقارن زمانی می دانند که گنجشک ها در روی شاخه های درختان کُنار (سدر) لانه سازی و تخم گذاری کرده اند و به پرورش جوجه های خود مشغولند. به این جهت سایه این گونه ابرها کمکی است به پرورش جوجه های گنجشک. به این دلیل این گونه ابرها را نشانه سایه دَل بَچَ می دانند نه ابرهای باران زا.
تَک(tak):
قطره، قطره آب یا هر مایع دیگری.
تهران – محمدرفیع ضیائی
زبان لارستانی ؛ دیدگاه یک استاد برجسته
![]()
محمد دبیرمقدم (زادۀ ۶ شهریور ۱۳۳۲ در کاشان) زبانشناس ایرانی و استاد و مدیر گروه زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی است. او همچنین عضو پیوسته و معاون علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دبیر مجلهٔ دستور و مدیرمسئول سابق مجلهٔ زبانشناسی است. پژوهشهای دبیرمقدم عمدتاً در حوزۀ نحو، دستور زبان فارسی، ردهشناسی زبان، و زبانهای ایرانی است. او در آبانماه ۱۳۸۹ بهعنوان چهره ماندگار معرفی شد.
ایشان دکتری زبانشناسی نظری از دانشگاه ایلینوی در 1361 گرفته است در سال کارشناسی ارشد نیز با عنوان زبانشناسی نظری از دانشگاه ایلینوی، 1358 اخذ کرده و دوره کارشناسی ارشد زبانشناسی از دانشگاه تهران، را هم گذرانده در سال 1356و کارشناسی را زبان انگلیسی از مدرسۀ عالی نرجمه در سال 1354 طی کرده است.
« رده شناسی زبانهای ایرانی » ؛ عنوان دوجلد کتاب جامع ایشان به زبان فارسی است که در آذر ماه 1392 منتشر شده است . استاد در این کتاب به معرفی زبانهای کنونی ایرانی پرداخته و از نظر ساختاری آنها بررسی کرده و در نهایت بین زبانهای جهان هریک را رده بندی کرده است .که در آینده به آن خواهیم پرداخت .
یکی ا زبانهایی که استاد در کتاب به ان پرداخته است زبان لارستانی است که 86 صفحه را در بر می گیرد و خود کتابی است . مقاله ای که لازم است به دقت آن را خواند و فهمید تا به توانایی های زبان لارستانی واقف شد .
ولی استاد در مقدمه جلد اول کتاب بحثی را پیش کشیده اند که می تواند برای بسیاری از آنها که در باره زبان لارستانی تشکیک کرده اند جواب درستی به حساب آید .
اول و قبل از ورود به آن بخش از نوشته ایشان ؛ لازم است تذکر بدهم که استاد از زبان رایج در منطقه با نام ( زبان لارستانی ) یاد کرده اند . نه زبان لاری و نه زبان اچمی و گویش رایج در شهر لار را یکی از شاخه های این زبان دانسته اند .
استاد نوشته اند ( ص22 و 23 و 24مقدمه ):
(( در اینجا مایلم به پرسشی که ممکن است در ذهن خوانندگان این کتاب مطرح شود اشاره کنم .مفاهیم « زبان ؛ «گویش » ؛ «لهجه » ؛ و « گونه » در کتاب رده شناسی زبانهای ایرانی چگونه به کار رفته اند ؟
در آغاز باید تصریح کنم که طبق اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ( مصوب 1358 ) « زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است » . در ادامه از تعبیر « زبانهای محلی و قومی » استفاده شده است که به لحاظ ملاکهای زبانشناختی تعبیری موجه و علمی است .
در مقاله ای با عنوان :« زبان ؛ گونه ؛گویش و لهجه : کابردهای بومی و جهانی » (1378) از تشتت و گوناگونی فراوان در کاربرد این اصطلاحات در میان آثار نشر یافتۀ زبانشناسان ایرانی سخن گفته و تاکید کرده ام که این تشتت و گوناگونی موجب آشفتگی و سر در گمی بسیاری برای دانشجویان زبانشناسی و رشته های مرتبط و علاقمندان به مطالعات زبانی شده است . در ادامه کوشیده ام با استناد به منابع معیار زبان شناسان و جامعه شناسان زبان در سطح جهانی ؛ اصطلاحات مذکور را با ارئه مصادیق از ایران تعریف کنم .در ان مقاله به نقل از کتاب « گویش شناسی چمبرز و ترادگیل » (1980) آمده ؛ ما معتقدیم بهتر است گویش ها (dialects) را گویشهای یک زبان بدانیم (ص3) . و گویشهای یک زبان به لحاظ دستوری و واژگانی و نیز واجی از یکدیگر متمایزند ( ص5) . طبق این تعریف انگلیسی برتانیائی ؛ انگلیسی آمریکائی ؛ انگلیسی استرالیائی ؛ انگلیسی کانادائی و انگلیسی افریقای جنوبی گویشهای زبان انگلیسی اند .در همانجا گفته شده که اما لهجه (accent) به شیوه تلفظ سنخگو اشاره دارد . بنابراین لهجه های یک زبان آنهائی هستندکه به لحاظ آوایی و واجی از هم متمایزند . در آن مقاله ؛ این نگارنده بر اساس تعدای از منابع بین المللی و معیار ؛ اجماع جامعه شناسی امروز را درباره مفاهیم مورد بحث به شرح زیر خلاصه کرده است (ص120)
1) گونه ( variety) : اصطلاحی است خنثی و پوششی که می توان آن را به مثابه اطلاق کلی به کاربرد .یعنی هرگاه نخواسته باشیم خود را مقید به یک اصطلاح خاص ( از مجموعه اصطلاحات مورد بحث کنونی ما ) کنیم , این اصطلاه « گونه » راهگشاست .
2) زبان (language) دو گونۀ زبانی که سنخگویان آن دو ؛ فهم متقابل ندارند .
3) گویش (dialects) دو گونۀ زبانی که سنخگویان آن دو ؛ فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوتهای آوائی ؛ واجی ؛ واژگانی و دستوری وجود دارد .
4)لهجه (accent) دو گونۀ زبانی که سنخگویان آن دو ؛ فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه تفائتهای آوائی و واجی دیده می شود .
برپایه این تعریفها فارسی امروز ؛ گیلکی ؛مازندرانی ؛کردی سورانی ؛ کردی کرمانشاهی ؛اورامی ؛ وفسی ؛ لکی ؛ لری ؛راجی ؛ دلواری ؛ لارستانی ؛ شهمیرزادی , سمنانی ؛ دوانی ؛ بلوچی ؛ نائینی ؛ تالشی و تاتی زبان اند. زبان فارسی زبان رسمی ایران است و دیگر زبانهای نام برده شده زبانهای محلی ایرانی اند .
هریک از زبانهای مذکور گویشهای خود دارد .به عنوان نمونه ؛ فارسی تهرانی ؛ فارسی اصفهانی ؛ فارسی بیرجندی ؛فارسی قائینی ؛ فارسی کاشانی ؛ تاجیکی ؛ دری ( یا فارسی افغانستان ) گویشهای یک زبان اند : گویش های زبان فارسی
به همین ترتیب گویشهای لاری ؛ اوزی ؛ خنجی ؛ گراشی ؛ بستکی و بیخه ای برخی از گویشهای زبان لارستانی هستند . صاحب این قلم اصطلاح «گروه گویشی » را برای اطلاق به مجموعۀ گویشهائی که ذیل یک زبان جای می گیرند بسیار سودمند و راهگشا می داند . بر این اساس زبان لارستانی دربرگیرندۀ گروهی گویشی است شامل گویشهای لاری ؛ اوزی ؛ خنجی ؛ گراشی ؛ بستکی و بیخه ای.
از طرف دیگر گویشوران فارسی و گویشوران لارستانی با یکدیگر فهم متقابل ندارند . نطام دستوری فارسی و نظام دستوری لارستانی تفائتهای بسیار بنیادی دارند به طوری که تفهیم و تفاهم متقابل را به کلی ناممکن می کند .
از این رو ؛ بیگمان فارسی و لارستانی را باید دو زبان دانست .))
...................
گمان نمی کنم از این واضح تر و مستدل تر بتوان درباره زبان بودن گونه لارستانی نوشت .
ارائه مقاله ای درباره زبان لاری
از محمد اورنگ و دکتر بهزاد مریدی
در همایش بین المللی دوبی

مچی
( با تشکر از جعفر راستگو )

قصه « خاله سوسکه » به گویش اوز

يك خَزؤكى تك كوچى رد ابؤ... يك مردي شُ تى آبؤ...اُشگت اَى خزوك تُسى كُ چداش...
خزوكِ اشگُت...
اَى خَزِ دستُم خز پا....
خَز و خزمِزَكِ جونتو ميخوا...
چرا اُمنگتاش بي بي خزوك كو چداش...
مَردِ اشگت....اى بى بى خزوك كو چداش....
خزوك اشگت...
مُ چدام شؤ بكنم....
شوى زود زود بكنم...
نُنِ گَندم بخرُم...
منّت كاكَم نِكشم...
مردِ اشگت...زنِ مُ نُ بِش؟...
خزوك اشگت...نَ كِ نُ بُم...
مرد اشگت...پَچرُ، مَ مُ چؤ مِ ؟...
خزوك اشگت...تُ اول ياد بگر چِ تُز گُتى...دگَ بُرُ اُ جؤزِ كسى..چرا تا كِ اُمدداش...اُمگتاش خزؤك تُسى؟...
مردِ اشگت...ببخشيد...ا
ُمگُت اَلَ اِ اِسمُتِ..