بهار
بهاریه ای از شاعر بلند آوازه اوز
خانم سیلوانا سلمانپور به گویش اوز
بهار
![[بهار.jpg]](https://3.bp.blogspot.com/_s2KBsFSqOps/SbLZqaJdJsI/AAAAAAAAAIg/FkhAP6fb2yo/s1600/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1.jpg)
بهار اندا ، بهار اندا
چُنای چابک سوار اندا
غام اُز دل وامری
شُمره
امید و انتظار اندا
سُپی گل دسته تک دستش
محبت تک چشای مستش
دو لول اشبا، فشنگش گل
شو کوله ی نرگس و سمبل
گتا هی جار هوبه تک ده
امید اُز نا امیدی به .
***
هورستی لو اُ در بکنی
تاشابه لو سفر بکنی
جونی اگذره ، عمر اگذره
پیری دَ و دوری
مگاز دستفتد گشته
بهار روح و دل اُز هر بهاری جوته و بهته
هدر چو عمرمو تک کر
تجمل مختصر بکنی
محبت کام بدا
دورن دل و کر بشته و بشته
بساط سادگی گرد آبدا
دیو نفاق اندا
هورستی دسته جمعی دیویا
شز خونه در بکنی .
فروردین 1390
سیلوانا سلمانپور
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .