متن شعر : خلوت روستا
چندی قبل شعر ( خلوت روستا ) را با صدای شاعر آقای منصوری شنیدیم http://gapolap.blogfa.com/post-351.aspx. اینک متن شعر را با هم می خوانیم :
متن شعر : خلوت روستا
از ولی الله منصوری
به گویش فداغ

پنجه ته پنجه و یک دستیت ا دور کمرش سرش الی سنت و حس خماری نخشن
عشق بازی و جوونی چون دوره ی بچگی که اگو ته بچگی ترکه سواری نخشن
برون شر شر و صحراو ا ته جی اشت و گلی خاطره نقل وتی و یادگاری̨ نخشن
دل اگه خش به خش ان فصل بهار اشتو ا دور که اگو شستو پس پیکان باری نخشن
دیسی مجبوس بدنگون به و مشتی ترشو موکسی دوریه زرسایه ی کناری نخشن
نیدون از سادگی و لطف دهات اونکه اگو خلدوی سیب و تمات از پی گاری نخشن
لیتک و رنگینک و تفتون و مهوی خومونی شه حروم هرکه بگو مسقطی لاری نخشن
دگه داو اوشک و خروف کل و پنیرو کار ابه دل شه یه کارادوزوی گو بیقراری نخشن
چدون از بوی خش بروز تل هر که بگو و زبون اچمی شعر بهاری نخشن
............................
برگرفته با تشکر از : http://masalakoo.blogfa.com/
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .