نقد

نیروی محرکه تعالی ادبیات لارستانی

اینک یک سال و نیم از برپایی این خانه می گذرد و طی این مدت سعی من عمدتا براین بوده است تا جایی که امکان دارد نمونه هایی از اشعار و نوشته های ادبی به زبان لارستانی از جای جای گستره تاریخی این زبان ؛ از شرق که تا حدود سیرجان است و از غرب که به حدود بوشهر می رسد ؛  از شمال در مرز جهرم و تا جنوب در کناره های خلیج فارس در این خانه آورده شود . به این مقصود که ما به وسعت و غنای ادبی این زبان که میراث گرانبهای بازمانده از اعماق تاریخ این سر زمین است ؛ پی برده و با اشعار شاعران قدیم و جدید زبان لارستانی آشنایی بیشتری پیدا کنیم .

 در این مدت آثار قریب به هفتاد زن و مرد شاعر و نویسنده - بعضا همراه با صدای آنان - گرد آوری شده و در معرض دید همگان گذاشته شده است . ما اینک با هم تا اندازه ای به خوانش اشعار آنان آشنا شده ایم و به انواع گوناگون شعربه زبان لارستانی  در قالبهای کلاسیک و نو با مضامین مختلف عاطفی و اجتماعی روبرو شده ایم و می توان گفت تصویری نسبی از حیطه و گستره ادبیات شعری در زبان لارستانی را مد نظر داریم .

 در سلسه مقالاتی که تحت عنوان ( جلوه های شعر به زبان لارستانی - در همین خانه ) نوشته بودم نیز به تاریخچه ادبی و شعری زبان لارستانی و ساخت و مضمون این اشعار به تفصیل پرداخته ام که با رجوع به آن نیز تصویری که از ادبیات شعری در زبان لارستانی در این خانه ارائه شده است واضحتر و پر رنگتر می شود . بنابراین اگر کسی بخواهد تا اندازه ای با ادبیات شعری زبان لارستانی آشنا گردد سیری در نوشته ها و اشعاری که در خانه وجود دارد کافی است تا او را با جلوه گاه عام این ادبیات آشنا گرداند .

 در سرتاسر قلمرو گسترش زبان لارستانی ؛ چه در کتابهای چاپ شده ؛ چه در نشریات محلی ؛ چه در شبهای شعر ؛ چه در آثار صوتی و تصویری و چه در وبلاگها و سایتهای انترنتی ؛ شاعران و نویسندگان این زبان  در یکی دو دهه اخیر اقدام به نشر آثار خود و دیگران از قدیم و جدید کرده اند و ما هر از چندی با اشعار و نوشته هایی به گویشهای مختلف زبان لارستانی مواجه می شویم . این امر نیکی است که در جریان است و اشخاص مختلفی با دانش ادبی گوناگونی  در این ساحت به خلق و آفرینش و نشر آثار و اشعار به زبان لارستانی مشغول می باشند  . آثاری که از بزرگ و کوچک ؛ زن و مرد ؛  شهری و روستایی منتشر می شود و در دسترس همگان قرار می گیرد .

 با این وضعیت ما اکنون به مرحله ای رسیده ایم که  می توان گفت : اولا درباره ادبیات زبان لارستانی به طور کلی تصویر بالنسبه روشنی از طریق ( گپ و لپ ) ارائه شده است و ثانیا این که  تولید اشعار به زبان لارستانی از گویشهای گوناگون آن به طور نسبی درکل منطقه  در جریان است .

 و صد البته آنچه که تولید و ارائه می شود مخلوطی است از آثار قوی و ضعیف ؛ سره و ناسره ؛ نیک و بد که  هرگز در بوته نقد و کنکاش  محک نمی خورد و در جریان تشریح و تدقیق قرار نمی گیرد .همه ما آنگاه که با اشعار گویشی مواجه می شویم در این باره که این آثار تا چه اندازه مقبول است و یا این که تا چه اندازه دلپذیر می باشد ممکن است که بیندیشیم و یا این که درباره اش با کسی گفتگویی داشته باشیم . ولی جز موارد نادری ٬ غالبا این اندیشه ها در جهتی نیست که جنبه های فنی و ادبی شعر را مد نظر داشته باشد . من مدتهاست که درنظریاتی که معمولا در ذیل اشعار در وبلاگهای مختلف داده می شود دقت می کنم ومی بینم که در اغلب آنها -  که نوشته ای یک یا دو  سطری بیش نیست -  بجز موافقت و تعریف و تشویق چیزی دیده نمی شود .  موارد نادری که نظری در کمی و کاستی شعری داده شده هم چندان مورد مناقشه قرار نمی گیرد و احیانا با مخالفت روبرو می شود .

ما اصولا در زبان لارستانی چیزی به نام نقد ادبی اشعار و نوشته ها نداریم و هرچند گاه گاهی نوشته ای در بررسی اشعار محلی این یا آن شاعر نشر می یابد ولی جریانی  که بطور  جدی و با توجه به دستاورد یکصد ساله نقد ادبی جدید و پویا ی ساحت ادبیات ایران به این مهم بپردازد ٬ در اینجا وجود ندارد .  ما هرگز در پی این نبوده ایم که اشعار را از جنبه های مختلفی مانند قالب ؛ مضمون ؛ درونمایه ؛ پیرنگ و امثال این مقولات بررسی کنیم و هیچگاه اندرون شعری را نشکافته ایم ؛ مایه های ضعف و قوت آن را نشناخته و به دیگران نشان نداده ایم . آنچه که هست فقط حس عاطفی ماست که با این اشعار جوش می خورد ؛ حسی که رقت قلب ما را با شنیدن واژه های گویش خودمان بر انگیخته می کند و ما را در خلسه ی این حال فرو می برد. بدون این که بدانیم این چه چیزی است که ما را به وجد آورده  و بر انگیخته است  .

 نقد ادبی به این مناسبت که  مواردی از این دست را نمایان  و سره را از ناسره جدا می کند ؛ بر روی شعر خوب گویشی انگشت می گذارد و شعر ضعیف را نشان می دهد ؛ نکات باریک فنی شعر ؛ کنایات ؛ استعارات ؛ ضرب المثل ها ؛ و صور خیال خاص زبان لارستانی را مشخص می کند و نیز از این نظر که در نهایت امر ٬   شعر ناب لارستانی  را که می تواند نمونه بارز ادبیات متعالی زبان لارستانی باشد  تعیین می کند ؛  موتور محرکه و ضرورت توسعه و تعالی این زبان و ادبیاتش است. و همه اینها ضمنا می تواند راهنمای شاعران جوانی باشد که در راه سرایش شعر به زبان لارستانی گام می نهد و در شرایط کنونی هیچ مصدر مهمی به عنوان راهنما در اختیار ندارند.

من در وبلاگ ( گپ ولپ ) از همان ابتدای کار٬ خود  را مقید به این می دانستم  که نقد ادبی  زبان لارستانی را از همین خانه  آغاز کنم. هرچند  بضاعت ما در حدی نباشد که این مهم در همین خانه به انجام برسد . ولی آنچه که اهمیت دارد این است که این کار از جایی شروع شود .   حال که بعداز یک سال و نیم عمر این وبلاگ ٬  جریان معرفی ادبیات زبان لارستانی  به آن حدی  که گفته شد رسیده است ٬ فکر می کنم الان نوبت این شده باشد تا ما جریان نقد را از همین خانه آغاز کنیم .  

 چه کسی باید این کار را انجام دهد ؟ آیا ما منتظر آنیم که ادیبی از تهران آستین بالازند و اشعار گویشی ما را به بوته نقد و کنکاش نهد و حسن و عیب ان را به ما بنمایاند ؟ این چیزی است که به این آسانی رخ نخواهد داد. تازه چه کسی به نکات ریز و کنایات و ضرب المثل ها و مهمتر از همه صور خیال و محاکات محلی و منطقه ای ما ؛ بجزخود ما وارد است . الحمد لله ما در کل گستره تاریخی زبان لارستانی تحصیل کرده و فرهیختگان و استادان دانشگاه و ادیبان ؛ شاعران و نویسندگان ؛ کم نداریم . هر یک از آنان می توانند با دانش والایی که دارند  اشعار گویشی زبان لارستانی را به نقد بکشند وقوه تحرک این موتور باشند .  من از همین جا به تمامی آنان ندا در می دهم و از تک تک این سروران و گرانمایگان خواهش می کنم که این  شروع را بی پاسخ نگذارند و در بحثها فعالانه شرکت کنند . من امید این را دارم که این مهم با همراهی همگی به افق های تازه در ادب زبان لارستانی دست می یابد .

انشاالله روشی که بکار خواهیم بست این گونه خواهد بود که من از اشعاری که تاکنون در آرشیو این خانه منتشر شده و موجود است شعری را انتخاب کرده و از دوستان و شاعران و سروران و فرهیختگان بخواهم که نقد های خویش را بر آن بفرستند تا در همین جا درج گردد تا انشالله بتوان از مجموعه آنها در آینده کتابی فراهم و منتشر گردد .