مادر
قطعه شعری به مناسبت روز مادر به گویش اوز از
فروغ هاشمی
مادر
مادر تا نوری از خدا اشفرسته اسه اما
تا چون گلش تا سنبلش تا گرمن ا محفلش
آوای لا لائن تا تک گاشوم زتای ندا
یادش به خیر مه رازیا رازیاپر از صفا
تا مهربونش ای مادر شیرین زبونش ای مادر
تا مهربونش مهربونش
قرآن تخاد شاو تاسحر دلم شزه اسه تا پر
تدی هیله مریض هادام خرس چشوت چون ابر تر
تا مهربونش مهربونش
امریه ما اندش پا به پا هر سختنی اتگوت تشا
اتگوت مترس از جادیا مجا تومریه سایه خدا
تا مهربونش مهربونش
چه زود گذشته کودکی دورون خوب بچگی
آپس نده مه رازیا رازیه پر از صفا
تامهربونش مهربونش
دعای مابه پشت و پنات زنده بش تا سر بچیات
دائم وجودت به بهار گل وامانش نبش تا خار
تا مهربونش ای مادر شیرین زبونش ای مادر
تا مهربونش مهربون
فروغ هاشمی
................
و خانم هاشمی در باره این شعر نوشته اند که :۱۷ سال پیش واسه جشنواره نوشتم و مقام اول منطقه رو کسب کردیم تقدیم می کنم به همه مادران که بهترینند.
برگرفته با تشکر از: وبلاگ انحمن ادبی تائب اوز

درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .