در ادامه ارائه مطالب مربوط به علم زبانشناسی که در  این خانه آورده بودیمhttp://gapolap.blogfa.com/post-356.٬ اینک به یکی از مباحث مطرح در علم زبانشناسی توجه می کنیم :

معناشناسی (Semantics)

 دانش بررسی و مطالعۀ معانی در زبان‌های انسانی است. بطورکلی، بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می‌گویند.معنا شناسی گرفته شده از لغت یونانی semantika اسم خنثی جمع semantias علم مطالعه ی معنا می باشد . این علم معمولاً بر روی رابطه بین دلالت کننده ها مانند لغات، عبارتها، علائم و نشانه ها و اینکه معانیشان برای چه استفاده می شود تمرکز دارد . مفاهیم زبان شناسی و زبان شناسی معنایی بررسی معانی است که توسط انسانها برای نشان دادن خودشان در طول زبان استفاده می شود . دیگر اشکال معنا شناسی زبانها برنامه ریزی شده، منطق های مجرد و نماد شناسی را شامل می شود.

خود کلمه معنا شناسی یک طیفی از عقاید از عامیانه گرفته یا کاملاً فنی را مشخص می کند . این عبارت (لغت) اغلب در زبان مرسوم برای مشخص کردن مشکل درک که یک انتخاب کلمه یا معنی ضمنی پایین می آید، استفاده می شود . این مشکل فهم موضوع بسیاری بررسی های رسمی در طول یک دوره طولانی، و بطور قابل ملاحظه ای در زمینه معنا شناسی رسمی بوده است . در زبان شناسی این علم بررسی (مطالعه) تفسیر علایم یا نشانه هایی که توسط مأموران یا جوامع در شرایط محیطی و زمینه های بخصوص استفاده می شده، می باشد با این دیدگاه، صداها، عبارت مربوط به صورت، زبان اشاره، محتوای معنایی (معنا دار) دارند و هرکدام چندین شاخه مطالعاتی دارد . در زبان نوشتاری، چیزهایی مانند ساختار پارگراف و نشانه گذاری محتوای معنای دارد، در اشکال دیگر زبان، محتوای معنایی دیگری وجود دارد.
زبان‌شناسی نوین پژوهش پیرامون خواص مربوط به معانی را به شیوه‌های عینی و سیستماتیک دنبال نموده، و در این راه دامنۀ وسیعی از زبان‌ها و بیان‌ها را در نظر می‌گیرد. بدین ترتیب، گوناگونی و ابعاد شیوه‌های زبان‌شناسانه بیشتر و وسیع‌تر از روش‌هایی‌ست که منطقیون و فلاسفه با تمرکز بر دامنۀ محدودتری از جملات در درون یک زبان واحد به‌کارگرفته‌اند. از لحاظ زبانشناسی، دانش معناشناسی به موضوعات پایه‏ای خود میپردازد؛ نظیر چند‏معنایی (آرایه‏ای که به ابهامات معنایی میپردازد)، ترادف (آرایه‏‏ای که پیرامون لغات هم معنی میباشد)، تضاد (معانی مخالف یک لغت)، هم‏آوایی، مجاز مرسل و ...

به عنوان زمینه‌ای پیچیده و حیاتی در تحلیل زبان‌شناسی، معناشناسی خود به دانش‌های متعدد از رشته‌های علمی وسیع و اساسی دیگری نظیر منطق، ریاضیات، و فلسفه نیازمند است.

مطالعه ( بررسی ) رسمی معنا شناسی با بسیاری زمینه های دیگر تحقیق از جمله لغت شناسی، علم نحو، واقعگرایی، ریشه شناسی و دیگر زمینه ها تقسیم می شود اگر چه که معنا شناسی یک زمینه کاملاً تعریف شده در نوع خودش اغلب با ویژگی های ترکیبی می باشد . در فلسفه زبان، معنا شناسی و ارجاع زمینه های مرتبط هستند . زمینه های مرتبط بیشتر شامل زبان شناسی تاریخی و تطبیقی و نماد شناسی می باشد . بنابراین بررسی رسمی معنا شناسی پیچیده است .

معنا شناسی با علم نحو که علم ترکیبات واحدهای یک زبان (بدون توجه به معنی شان) می باشد و علم واقع گرایی که مطالعه روابط بین علائم یک زبان می باشد، معنایشان و استفاده کنندگان زبان مقایسه می شود .در واژگان علمی و بین المللی، معنا شناسی (Semanties) ، Semasialogy نیز نامیده می شود .

 برگرفته از ویکی پیدیا