گوشه ای از گویش گراش
این نوشته جالب را در ماهنامه « حمایت » که در گزاش به چاپ می رسد یافتم . نوشته که توسط خانم ها ( مینا غفوری و الهام زاهدی ) تهیه شده است به بخشی از باور های عامیانه مردم گراش می پردازد . انچه که از نظر ما اهمیت دارد نوشتار گویشی این دو پژوهشگر است که آوا نویسی هم شده است و گوشه ای از گویش گراش را آشکار می سازد :

اگََ بلُبُل یا دُخِ تکِِ خونتَو پلَ
بکُُد رِزِ خَشی برَِه اهَلَ خونتو ابَِ و اگََ
دُتِ دَمِ بخَت تبُِه خواستگار شِزْ برَ دآ.
اگر بلبل یا سنجاقکی در حیاط خانه ات
پرواز کرد، خبر از روز خوشی برای اهل
خانه دارد و اگر دختر د م بختی در
خانه تان باشد، خواستگار برایش م یآید.
aga bolbol yā doxe teke xūnatū
pal bokod reze xaši bare ahle
xūnatū abe va aga dot tobe
xāstegār šezbar dā.
اَگَ رِزِ سِه شَنبه پارچه اَندا
بکِْنِنْ پارچَهِ اسَآخه.
اگه روز سه شنبه پارچه اندازه بگیری، پارچه
می سوزد.
aga reze sešanbe pārča andā beknešpārča t
asāxe
اگََ پلِکُْت بشَِخِه، مُسافرِ تزِ برَ دا.
اگر ناخودآگاه پلک چشم ات بپرد مسافری
م یآید.
aga pelkot bešaxe mosāfer
tezbar dā.
اگََ کَف دستُت جِئشْ اشُْکِه،
پیل تهِ گیر دا.
اگر کف دستت بخارد، پول به دست
می آوری.
aga kafe dasot ješ oške pil ta gir dā .
اگََ خِرُت جِش اشُْکِه ساغات
اَخْرِشْ.
اگه گلویت خارش پیدا کرد، سوغاتی
می خوری.
aga xerot ješ oške sāq`āt axreš.
اگََ مِهمویی تشِْنَه ازِ خونتَو وَدَر
اچَه، وَجاشْ مهمویی گُشنَه تهَ خونهَ دا.
اگر مهمانی تشنه از خان هات بیرون رود،
جایش مهمانی گرسنه به خان هات خواهد
آمد.
aga mehmūni tešna ez xūnatū vadar eče
va jāš mehmūi
ta xūna dā. gošna
هَر چِه کَدَه تُلفِ چایی لِه
اِستکان چایت اینی و هَمی اَندازه
مِهمو تزِْبرَ دا.
هر چقدر تفال هی چای روی چای داخل
استکان بماند، همان اندازه برایت مهمان
م یآید.
harčekada tolfe čāi le estekane čāit ini
va hami andāza mehmū
tezbar dā.
اَگَ وَیَکدفعی قند تِکِه اِستکان
چایت بوِِت، تزِْ برَ مهمو دا.
اگر قندی ناگهانی از دستت داخل چایی
بیافتد، برایت مهمان م یآید.
aga vayakdafai qand tek čāit
bevet tezbar mehmū dā.
اگََ وقتی که نعَْلِن یا جوتی ازِ
پا کَدائشِ پشُتِ سَرِ یکَ آوْوَ، خَبَرِ
خَشی تزِْبرَ دارِن.
اگه وقتی که داری دمپایی یا کفشت را از پا
بیرون م یآوری اتفاقی جفتشان پشت سر
هم قرار بگیرد، خبر خوشی به تو م یرسد.
aga vaqti ke nalen yā jūti ez
pā kadāš pošte sere yak āowa
xabare xaši tezbar dā.
اَگَ کَف دَستِ نَنَعی جِشْ
اشُْکِه، شِه سِرِ دوتهِ اوََلشُْ کَشی پیل
شِه گیر دا.
اگر کف دست مادری خارش پیدا کرد
و دستش را به سر دختر اولش کشید،
دخترش پو لدار می شود.
aga kafe dase nanai ješ oške še
sere dote avaloš kaši pil šegir
dā.
...........
با تشکر از : محمد خواجه پور
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .