تفاوت ميان شعر محلي و غير محلي
در هفته نامه « نسم جنوب » که در استان بوشهر منتشر می شود مقاله مشاهده کردم در باب شعر محلی ( گویشی ) که در آن نویسنده به بررسی وضعیت شعر گویشی در آنجا پرداخته است . بخشی از آن مقاله که در زیر می خوانید در باب مشخصات هر گونه شعر محلی است که می تواند مورد توجه قرار گیرد . بسیاری از نکاتی که نویسنده درباره شعر محلی آنجا مطرح کرده است می تواند درباره اشعار زبان لارستانی هم صدق کند .
شعر محلي در هم تنيدگي احساس و انديشه
تشخيص و تمايز بين شعر و غير شعر و شاعر و غير شاعر معضليست که شعر محلي ما نيز به آن مبتلا ميباشد. بسياري به اشتباه خود را شاعر و سرودههاي خود را شعر ميدانند و به سبببيدانشي و عدم دستيابي به جوهر و آنيت و شعريت شهر مهملاتي آهنگين و تقريبا موزون سر همبندي ميکنند و آن را شعر ميدانند و به چگونگي تأثير آن بر خوانندگان يا شنوندگان ونيز سطح سواد آنان توجهي ندارند در صورتي که شعر محلي نيز از نظر تأثيرگذاري بايد همهي امکانات زماني شعر معيار را داشته باشد و سرايندهاش بايد فطرتا شاعر باشد و بر اساسگرايش به زبان و ذهنيتهاي محلي شاعر محلي محسوب شود.
ذهنيت محلي همان چيزيست که در فرد به شکلي خودانگيخته از خاستگاه طبيعي و بومياش سر بر ميآورد و رشد ميکند.
زبان نيز بايد به گونهاي محلي باشد که بدون معنا کردن واژههاي شعر در خواننده ايجاد انگيزهي خواندن بنمايد زيرا واژه به طور منفرد قابل معنا نيست و در سطوح همنشيني ياجانشينيمعاني متفاوتي به خود ميگيرد.
شعر محلي نبايد در خدمت آوردن واژههاي محلي باشد بلکه برعکس واژههاي محلي بايد براي ايجاد ويژگي شعر محلي در آن مورد استفاده قرار گيرند.
کساني که عوامپسندي را از امتيازات شعر خود ميدانند شعر محلي را تا حد رويهماندازي و بذلهگويي پايين آوردهاند. اين نوع سرايندگان مانند بعضي از دستفروشهاي دورهگرد قديميميمانند که بدون داشتن سواد خواندن و نوشتن شعرهاي زيادي از بر بودند و به مناسبتهاي مختلف و براي هر چيزي شعري ميساختند.
شعر محلي شبه شعر نيست که در آن تنها محلي بودن زبان منظور باشد بلکه اين نوع شعر در ساختار و مفهوم مانند ساير انواع شعر است که محلي بودن بر آن عارض شده است و نيزمقولهاي انضمامي است که به يک شعر اصيل ضميمه ميشود.
همانگونه که اشاره شد شعر محلي مانند هر نوع ديگر شعر بايد نخست داراي جوهريت و آنيت و شعريت شعري باشد که ترکيبيست از عناصر فراوان شعري به علاوهي عناصر فرهنگييک اقليم که هم عناصر عيني و هم عناصر ذهني را شامل ميشود.
پس در شعر محلي شرط اول شعر بودن آن است سپس محلي بودن. همچنين تمام تعريفهايي که براي يک شعر اصيل مطرح است بايد براي شعر محلي نيز مطرح باشد به علاوهيامکانات ذهني و زباني محلي خاص.
باز تأکيد ميشود که تفاوت ميان شعر محلي و غير محلي تنها به کار گرفتن واژههاي محلي نيست بلکه جابهجايي و جايگيري واژهها نيز نقش اصلي را در اين زمينه ايفا ميکند به گونهايکه به وسيلهي واژهها تصويري در ذهن خواننده ايجاد شود که آن تصوير تصوير موصفي خاص باشد.
از يک نظر در هر شعر سه مورد برجسته وجود دارد که عبارتند از: معنا موضوع و مضمون که بنا به نوع شعر نسبت آنان در شعر تغيير ميکند و با گرايش بيشتر هر شاعر نسبت به هر يک ازاين سه مورد شعر او ارزش و اعتباري متفاوت کسب ميکند مانند شعر معناگرا موضوعگرا و مضمونگرا که در شعر محلي عنصر غالب معمولا مضمون است. مضمون اگر محلي نباشد و نتواندترکيب واژهها را به گونهاي قرار دهد که تصوري روستايي بيافريند ضعف در شعر مشهود خواهد بود.
احساس و استعداد ابزارهاي خوبي براي سرودن شعر هستند ولي تنها با تکيه بر آنان و بدون اينکه انديشهاي آن ابزار را قوام بخشد بيهوده است.
..............................
.
نویسنده :محمد حسن آرش نیا
بر گرفته با تشکر از : http://nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=1747
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .