لارستان سرزمین وسیعی است در جنوب شرقی استان فارس که به دلیل واقع شدن در پس کرانه خلیج فارس، در طول تاریخ از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده است. بر اساس بررسی­های ریشه شناسی تاریخی که علم مطالعه تاریخی واژه­ها است، سرزمين لار در آغاز تحت عنوان »لاد« شناخته مي‌شده و لاد يعني اساس و بنياد هر چيز. گویش لارستانی از گویش‌های فارسی است و به عنوان یک شاخه از زبان‌های فارسی‌تبار (شاخه ایرانی جنوب غربی) قلمداد می­شده ‌است. این گویش بيش از نُه لهجه را در بر مي‌گيرد و در جای جای منطقه، نمودهای گوناگونی دارد که بیشترین تفاوت‌ بین آن­ها در تلفظ واژگان آن­هاست. این گویش، ارتباطي عميق و ريشه‌دار با  زبان فارسی دری دارد. این گویش، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است، بطوریکه واج »قاف« دراین گویش  به صورت »كاف« تلفظ می شود. دراین جستار ریشه شناسی تاریخی گویش لارستانی و ارتباط عمیق آن با زبان فارسی دری با مقایسه ساختار نحوی جملات و واژگان و ترتیب ارکان ضرب­المثل­های آن مورد بحث و بررسی قرار می­گیرد تا بتوان جایگاه تاریخی و خویشاوندی­اش را با زبان فارسی دری که از زیر مجموعه­های زبان­های فارسی تبار است ، مشخص کرد

بررسی ریشه ­شناختی گویش لار و مقایسه آن با زبان فارسی

نویسندگان

سعدی گراوند:دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی دانشگاه تهران

معصومه اسدی:دستیار علمی دانشگاه پیام نور مرکز بندر لنگه

 مریم شایسته فر:دستیار علمی دانشگاه پیام نور مرکز بندر لنگه

فتاح درو گریان:دستیار علمی دانشگاه پیام نور مرکز بندر لنگه

 

در بررسی ساختار واژگانی و نحوی زبان فارسی و گویش لارستانی به موارد زیر اشاره می شود:

1-       مصدر در زبان فارسی از بن ماضی+ن ساخته می شود حال آنکه در گویش لارستانی از بن ماضی + ا ساخته می­گردد اما با معنی یکسان مانند ded-a: دیدن، got-a: گفتن، cheed-a: رفتن که این نشانه تحول پیشرفته زبان فارسی در طول زمان و بکر ماندن گویش لارستانی است.

2-       بن ماضی در هر دو از حذف نشانه مصدری بدست می­آید مانند رفت از مصدر رفتن و got از مصدر got-a

3-        برای منفی کردن فعل­ها  از پیشوند" ن" استفاده می­شود. مانند فعل نابو: نمی شود، آبو: می شود.

4-       هر دو ساختار فعل را در آخر جمله بکار می گیرند. مانند آو که یکجا وامنه کنه آبو: آب که یک جا بماند می گندد.

5-       ساخت صفت مفعولی در هر دو از بن گذشته + ها غیر ملفوظ ساخته می­شود که در گویش لارستانی خفیف­تر تلفظ می­شود مانندgelet-e   صفت مفعولی ازgelet-a  به معنی رفتن یا xvard-e صفت مفعولی از xavard-a به معنی خوردن. نشانه -e صفت مفعولی در این گویش  است

6-       بار معنایی یکسانی از نظر فرهنگی در جملات افاده می­گردد که این خود نشانه زیر ساختار فرهنگی مشترک کاربران زبان فارسی دری و گویش لارستانی است.

7-       ترتیب به کارگیری ارکان جملات جهت انتقال معنا و مفاهیم به یک صورت شکل می­گیرد یعنی هر دو دارای ساختار نحوی و معنایی یکسانی هستند. به عبارتی ساختار نحوی جملات یا با یک گروه اسمی، یا با یک گروه حرف اضافه ایشروع می­شوند که این مهم­ترین استدلال خویشاوند بودن هر دو را به اثبات می­رساند.

8-       کاربرد یکسان دستوری و معنایی و آوایی کلماتی چون " و ،  با " ، یک، گل، بهار، پنج(پهلوی اشکانی)، انگشت(کلیک) آو = آب، چاشت و غیره و همچنین صرف صورت­های شش­گانه فعل در این گویش، دلالت بر تشابه و خویشاوندی آن­ها دارد .

9-       زمان و ساختار فعل­ها در هر دو گویش یکسان می­باشد. ساختار فعل در هردو، ساده، پیشوندی، مرکب و عبارت فعلی است و هر دو بر زمان­های گذشته، حال و آینده دلالت دارند.

ساده مانند: Jaxt-om :پریدن

2-پیشوندی مانند:: Va-jost-a  پیدا کردن

3-مرکب مانند فعل مرکب زبان فارسی معیار مانند:dar-avord-a  به معنی بیرون آوردن

عبارت فعلی مانند sere-kar-nada یعنی سر کار نهادن

10-    در هر دو مورد، جملات منادایی با یکی از راه­های زیر مشخص می شوند:

1- منادا نشانه­ای ندارد مانند: ماه بانو! و تکیه روی هجای اول است.

2- یکی از حرف­های ندا پیش از منادا می­آید مانند ای دوست هم در گویش لارستانی و هم در فارسی دری .

11-    در هردو گویش لارستانی و زبان فارسی دری صفت پس از موصوف می­آید مانند آیم گن: انسان پست.

12-     فعل در هر دو دارای وجه خبری، التزامی و امری است.

....................

 برگرفته و خلاصه شده با تشکر از : http://www.larshenasi.com/1389/05/post-223.html