« تک » واژه ای تک
« تک » واژه ای تک
یکی از واژه های جالب در گویش اوزی که معنی های گوناگونی را دارا می باشد واژه « تک » است . طوری این واژه بار معناهایگوناگون را بر دوش می کشد که جالب و خواندنی است و ان را در واقع « تک » می کند .
1- تک= تنها . این معنی اغلب به در جایی به کار می رود که بخواهیم اشاره به به تنهایی چیزی و یا کسی داشته باشیم می آید مثلا : « اِ مُهُ تکِ » این نخل تنهاست . دورتر از بقیه است ....در این معنی « تک اُفتَد » هم به کار می رود.
2- تک = منحصر به فرد . این معنی اغلب برای نشان دادن خصوصیات منحصر به فرد کسی و یا چیزی به کار می رود . مثلا :« دس پختُش تک » ....یا « مَمَدِ تک » .
3- تک = یک ؛ واحد . این معنی در بازی ورق به کار می رود . مثلا « تکِ خشت »
4- تک = کوشش و تلاش . این معنی در ترکیب « تک اُ دو » می آید .
5- تک = کنده شده و سوراخ دار . این معنی در اصطلاح بنا ها و معماران کاربرد دارد . مثلا « اِ دُوارُ تک اُش بِزُ » که اشاره به ضربه زدن به دیوار گچی با تیشه است تا قسمتی از آن کنده شود و دیوار برای پلاستر کردن آماده شود .
6- تک ( تکنه ) = آبله گون . در ادامه معنایی که در بند قبل آمد و دیواری که کنده شده و سوراخ سوراخ شده باشد . به شخصی که صورتش آبله گون باشد هم « لُو تکنه » می گویند . و مقصود اشاره به چهره اوست که مانند دیوار مذکور شده است .
7- تک = علامت و نشانه . این معنی در جایی که که بخواهند به علامت دارشدن و نشانه دارشدن چیزی و یا کسی اشاره کنند به کار می رود .مثلا می گویند « تَک شو تِک نَدی » علامت گذاری کرد. و در همین معنی می توان اشاره به « دو تک » کرد که لقبی است .
8- تک = عیب و نقص . این معنا در دنباله معنی بند قبل است . مثلا در «اَلَ تک شو منس » . = از آن ایراد نگیر . و این وقتی است که کسی چیزی را می بیند و عیب های آ ن را گوشزد می کند .
9- تک = مسئولیت . این معنی در ترکیب « تک شَ خُ نِنَ » می آید که معنی « بر گردن نگرفت » از ان مستفاد می شود . این معنی در واقع ارتباط با معنی بند قبلی دارد .
9- تک = نوعی فرش بین گلیم و قالی . که درشت باف است .
10 تک = نوعی بوریای درشت باف که از نی درست می شود ومعمولا برای سقف اتاقهایی مانند انباری و طویله و امثال اینها استفاده می شود .
11- تک = حصیر بافته شده از بوته « هُوگ » که قدیم در مسجد مورد استفاده بوده است . و معمولا این حصیر در خود مسجد بافته می شد.
12 – تک = اسباب و اثاث . این معنا در ترکیب « تک اُ بُک » می آید که به معنای اسباب و اثاث منزل است . در اینجا « بُک » = اشیاء سفالی و ظوزف و اسباب آشپزخانه و « تک » به معنای هر گونه فرش و حصیر و غیره است که در مجموع به معنای اسباب و اثاث منزل است .
13- تک = صدا و آواز . این معنی در تزکیب « تک اُ تور » امده است . مثلا : « تک اُ تور اُش نِکِ » = هیچی نگفت.
14 – تک = صدای شکستن و خرد شدن
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .