بهار خشی
بهار خشی
به گویش گراش از علی اکبر شاه محمدی
كُوَند و چَكچَك و گِزدو
جَمه مَخمل شُبَر كِردن
بهار دِلخَشي اِنگار
شُوِ سرما شِدَر كردن
زَئِسايي گل كَوگِه
تِكِ دشت و كاو و صحرو
خَدايي بلبل و كُمري
نسيم اُنتايي از هر رو
بهار دا و اَچِه زيدي، رسم رئزگارِن
محبت كرده آسونن، كارِ موندگارن
دلُم اَزنَه زَتاي بَر تِه
وَله اِز ما فرار اُتكه
چِدِش تا لَردِ ديرادير
دلُم خوار اتكه، زار اُتكه
بهار دا و اَچِه زيدي، رسم رئزگارِن
محبت كرده آسونن، كارِ موندگارن
گراش- 94
برگرفته با تشکر از : http://kklgerash.blogfa.com/
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 13:1 توسط عنایت الله نامور
|
درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .