جناب سلامی زاده لطفا در مورد كتاب گنجينة گويش شناسي فارس توضيحاتي بفرماييد.
من 21 گويش لارستانی را در این کتاب معرفی کرده ام. از هر منطقه 2600 واژه انتخاب کرده ام و روي گويش ها و زبان شناسي آن ها كار كردم.
این کتاب با احتساب دستور زبانش و مطالبي كه براي شناسايي آن نوشتم 18 موضوع دارد. واژه هاي این موضوعات 18 گانه به صورت عمومي در ستون فارسي (پدر، مادر، دختر، پسر، عمو) نوشته شده اين واژه ها به زبان لاري گفته شده است اوز به زبان خودش و اطراف به زبان خودش.
توي اين منطقه ما يك گروهي داريم كه بومي اين منطقه هستند و گویش لارستانی دارند يك گروهي داريم كه كوچ كردند و به اين منطقه آمدند مثل لامردي ها. بيرمي ها كه زبان آنها لارستانی نيست زبان آنها متمايل هست به سمت دشتي بوشهر و لُري.
در نتيجه اعضاء بدن (گوش، چشم و...) لاري ها را به زبان خودشان و بقيه هم به همين ترتيب توضیح داده ام
شیوه کار به این صورت بوده که كلمه به كلمه از يك جمع پرسيده شده و قديمي ترين اين واژه مثلاً (چشم) در آورده شده است و صد تا جمله هم هست كه هر منطقه در مقابل يك جمله فارسي، يك جمله به زبان خودش گفته است. (يعني 2600 واژه و 100 جمله به صورت يكسان در كل استان فارس) در مجموع3600 واژه.
اينها واژه هايي هستند كه پايه زبان هستند و در تمام دنيا وجود دارند (چشم، گوش، پدر، مادر) 1000 واژه پايه و 1600 واژه منطقه اي عام در منطقه. در نتيجه 2600 واژه كه جمع شده هم مي توانيد استفاده زبان شناسي داشته باشيد هم استفاده مردم شناسی
البته اين كار را به عنوان يك الگو معرفي كردم. الگويي براي گردآوري گويش هاي تطبيقي كه فرهنگستان هم آن را به عنوان الگو مد نظر دارد و در استانهاي ديگر هم كار می شود بعضي از استانها مثل اصفهان و گيلان و قزوين كار كرده اند طبق همين الگو.
********
از نظر جنابعالي كه سالها به عنوان محقق در حوزه زبان شناسي کار کرده اید طرز گفتار
لارستانی زبان است يا گويش؟
زبان هست. همة گويش هايي كه با فارسي امروز متفاوت هست و لهجه اي از فارسي امروز نيست و داراي دستور و آواي خاص باشد اين مي تواند كه يك زبان محسوب شود.
اما وقتي مي گوييم گويش لارستاني به اين دليل هست كه اسناد مكتوب ندارد و دوم اين كه گويش برهاي آن محدود هستند. لار در حد يك شهرستان و يا در حد يك شهر است. محدود هست. در نتيجه براي اين كه زبان فارسي كه يك زبان ملي ما هست تضعيف نشود به اينها زبان گفته نمي شود. در مقابل زبان ملي اين تفاوت را قائل شدند كه زباني كه در درون محدودة سياسي ايران امروز هست و با فارسي امروز متفاوت هستند و فارسي زبانها آن را متوجه نمي شوند گویش خوانده شوند. بنابراين اين يك زبان هست كه در مقابل فارسي به آن گويش مي گويند.
تفاوت زبان: با لهجه در اين است كه شخصي كه با لهجة شيرازي صحبت مي كند تهراني، اصفهاني متوجه مي شود.
ولي اين مورد كه از لحاظ دستوري و واژگاني و آوايي با فارسي متفاوت است به دليل اين كه در اين محدودة سياسي قرار گرفته است. به آن گويش گفته مي شود.
آقاي دكتر دبيري مقدم يك كتاب دارد به نام (رده شناسي زبان هاي ايراني) در آنجا نوشته است كه لارستاني هم زبان است و يكي از اين زبان هايي هست كه كار كرده
زبان لارستاني از هر سه ساخت يك زبان كامل برخوردار است و به صورت اختصاصي و ويژه خودش ساختار مستقل دارد و متفاوت است با فارسي.
همه اين زبانها شاخة جنوب غربي است كه مربوط مي شود به فارسي ميانه؛ حتي ممكن است ريشة آنها عميق تر هم باشد با توجه به واژه ها و ساخت دستوري آنها.
ولي حداقل قضیه اين است كه اين گويش ها و زبان ها ريشة آنها تا دوران فارسي ميانه مسجّل است.
********
شما 21 گويش را در منطقه لارستان شناسايي گرديد. لارستان در كنار بقيه يك زبان به حساب مي آيد يا به تنهايي.
هر كدام از اين گويش ها به جز گويش هاي (بيرم و مُهر و لامرد كه به فارسي نزديك تر است) اوزي ها و فيشوري. اشكناني اينها هر كدام مي توانند به عنوان يك زبان مطرح شوند.
در نهايت به دليل شباهت هاي بسيار زياد بين آنها مي توانند لهجه هاي زبان لارستاني محسوب شوند. يعني اگر لاري را به عنوان زبان محور مطرح كنيم اوزي و فيشوري مي توانند لهجه اي از اين زبان باشند.
همة اين گويش ها به دليل اين كه در يك خانواده هستند بسيار از نظر ساخت دستوري، آوايي و واژگاني به هم نزديك هستند از اين نظر زبان لارستاني را به عنوان محور قرار مي دهيم. زبان لارستاني مي تواند تمامي اين لهجه ها را در بر گيرد. محوريت را لارستان در نظر مي گيريم البته لارستان بزرگ نه فقط شهرستان لارستان.
**********
جنابعالي با این اثر لطف بزرگي به مردمان اين خطّه كرده ايد براي حفظ اين گنجينة با ارزش چه بايد كرد؟
من خدمت كوچكي انجام داده ام هم براي لارستان هم براي فارس چرا كه هميشه دغدغه هاي گردآوري فرهنگ عامه را دارم. توصية من به مردم اين هست كه وقتي از خارج از لارستان و يا ايران افرادي مي آيند و با حوصله و با دقت گذاشتن با حساسيت ها وسواس هايي كه دارند اين گويش ها را گردآوري مي كنند متوجه باشیم که این به دلیل ارزشمندی ميراث پدران ماست نبايد خودمان به دست خودمان با بي تدبيري اين گويش را از زبان بچه هايمان بگيريم و فارسي جايگزين كنيم.
اين زبان را بايد حفظ كنيم بايد همة ما وظيفه داشته باشيم كه اين زبان را به بچه هايمان ياد بدهيم. و آنها بتوانند اين زبان را یاد بگيرند و در كنار آن در مدارس و... مي توانند فارسي را ياد بگيرند. همة ما همين طور بوده ايم. روستا زاده اي هستيم داراي يك گويش خاص كه در دوران كودكي آموختيم الان هم ملكة ذهن ماست.
من بسيار روي زبان مادري ام كار كرده ام. بنابراين لازم است كه هر خانواده به عنوان ميراث دار اين ميراث فرهنگي، زبان پدران و مادران خود را حفظ كنند و در خانواده با استفاده از این زبان کاری کنند بچه ها گوششان عادت كند و آشنا بشود و بتواند ياد بگيرد. چرا كه امكان ندارد شخصي به زبان محلي صحبت کند ولي فارسي ياد نگيرد. همزمان اين دو زبان را ياد مي گيرد امّا اگر زبان محلّي را ياد نگيرد زبان خودش را از دست داده است.
منبع : وبلاگ صحبت نو لارستان
خبرنگار : منیره جهان بین