واژه های نو
شاید بسیاری از شما با این موقعیت مواجه شده باشید که عده ای می گویند زبان لارستانی رو به زوال است . و در این باره اشاره می کنند به انبوهی از واژه های اصیل لارستانی که در طی عمر خودشان ( در ۵۰ سال گذشته ) فراموش شده اند . واژه هایی مانند : جوغن ٬ اوشه ٬ گل میخ٬ لو داکو ٬ تلی ٬ و .... و از طرف دیگر آنها اشاره می کنند به واژه های نو و جدیدی که هرروزه بیشتر در ساحت زبان لارستانی دامن می گسترد . و بر این پایه آنها می گویند که زبان مادری ما دارد از دست می رود و تا یکی دو نسل آیند از آن اثری باقی نمی ماند .
آنچه که در این سلسله نوشته و در سه قسمت خواهید خواند بررسی زبانشناسانه و تحقیق در علل این گونه تغییرات در زبان است که از کتاب ( زبان و تفکر ٬ تالیف زبانشانس عالیقدر محمد رضا باطنی ) برداشت شده است .
آنچه که مقدمتتا می توان گفت ٬ این است که زبانها تغییر می کنند و این امری طبیعی است . به این دلیل ساده و بدیهی که زبان زاده و مخلوق جامعه و جزیی از ان است . و چون جوامع متغیرند و در این شکی نیست ٬ پس زبانها به تبع آن دچار تغییر می شوند . آنچه که می تواند مایه نگرانی اهالی یک زبان باشد نه فراموش شدن واژه های قدیمی و نه ورود واژه های جدید است ٬ بلکه نگرانی عمده و اساسی این می تواند باشد که زبان مادری به کنار نهاده شود و زبان برتر ( نه به لحاظ زیانی بلکه به لحاظ موقعیت و درک والدین ) جایگزین زبان مادری شود . امری که در بعضی از خانواده ها مشاهده می شود .
واژه های قدیمی ٬ واژه های نو
دوم :
واژه های نو
فرهنگ هر جامعه از دو دسته پدیده تشکیل شده است ؛ پدیده های مادی و پدیده های غیر مادی . می توان گفت وسایلی که مردم با آن زندگی می کنند و خود را اداره می کنند عناصر مادی جامعه هستند و ارزش های اجتماعی ؛ نگرش ها ؛ افکار ؛ جهان بینی ها و امثال اینها از نوع عناصر غیر مادی جامعه به شمار می روند . هر یک از این عناصر را اعم از مادی و غیر مادی ؛ یک عنصر فرهنگی جامعه می گوییم . بدین ترتیب اتومبیل یک عنصر فرهنگی مادی و لی نگرش زن و شوهر نسبت بهم یا اعتقاد به فلان مساله متافیزیکی و امثال اینها ؛ پدیده های غیر مادی فرهنگ هستند .
به عبارت دیگر پدیده های غیرمادی جامعه بر بنیاد پدیده های مادی جامعه بنا شده اند . چنانچه تحولی در ساختمان و نحوه کارکرد پدیده های مادی جامعه به وجود آید ؛ دیر یا زود در ساختمان و کارکرد پدیده های غیر مادی نیز موثر می افتد و آنها نیز دستخوش تغییر می شوند . این هر دو نوع تغییر در واژگان زبان آن جامعه منعکس می گردد. و به این تر تیب است که واژه ای خلق می شود ؛ تغییر می کند و یا می میرد .
خلق شدن واژه ها با سرعتی بیشتر از مردن آنها صورت می گیرد و عینا همین تفاوت نیز در عنصر فرهنگی قرینه ی آنها صورت می گیرد . اتومبیل به عنوان یک عنصر مادی فرهنگ ممکن است یک دفعه در جامعه وارد شود ؛ ولی مدتی طول می کشد تا درشکه و گاری از بین برود . به این ترتیب واژه ی « اتوموبیل » فورا در زبان وارد می شود ولی مدتی طول می کشد تا واژه های « درشکه » و « گاری » متروک شود و از واژگان زبان خارج شود . همچنین است تحولاتی که در قلمرو عناصر غیرمادی جامعه صورت می گیرد . که البته این تحول خیلی کند تر از تحولات مادی جامعه است و به همین نسبت نیز واژه های قرینه ی آنها در واژگان زبان به کندی خلق می شوند ؛ تغییر می کنند و می میرند .
واژه هاي زبان را مي توان قرينه تقريبي عناصر فرهنگی جامعه دانست . وقتی پدیده ای در جامعه نباشد ؛ واژه آن هم در واژگان زبان موجود نیست . وقتی آن پدیده خلق شد ؛ واژه آن هم خلق می شود . وقتی از بین رفت ؛ واژه ان هم از بین به تدریج می میرد . وقتی مفهوم آن در جامعه تغییر کرد ؛ مفهوم یا بار معنایی واژه هم تغییر می کند . به طور مثال واژه های : گزمه ؛ دروغه ؛ میرغضب ؛ قداره ؛ ارخالق ؛ ملکی ؛ چارقد در زبان فارسی امروز یا مرده اند یا در حال از بین رفتن هستند زیرا عنصر فرهنگی آنها در جامعه مرده است . در مقابل واژه هایی مانند : افسر نگهبان , دادیار ؛ استاد یار ؛ دادگستری ؛ رایانه ؛ فناوری؛ خلق شده اند و به کار می روند . از طرفی واژهایی نظیر : قاضی ؛ وزیر ؛ دفتر ؛ شرکت ؛ در زبان باقی مانده اند ولی بار معنایی خود را تغییر داده اند زیرا نقش عنصر فرهنگی قرینه ی آنها در جامعه تغییر کرده است .
وقتی در جامعه ؛ در قلمرو مادی و یا غیر مادی چیزی جوانه زد ؛ زبان آن جامعه بدون این که احتیاج به قرض گرفتن داشته باشد برای آن واژه ای پیدا می کند . برای این کار ممکن است که عناصر موجود در زبان را باهم تر کیب شده و واژه تازه ای خلق گردد مانند : واژه « زیر گذر » که از تر کیب دو واژه موجود در زبان ؛ یعنی « زیر » + « گذر » پدید آمده است . یا به واژه های موجود در زبان بار معنایی تاره ای بدهد مانند واژه « دفتر » به معنای اداره و محل کار که معنای جدیدی برای این واژه است . و یا این که واژه مرده ای که سابقا متداول بوده است را از نو زنده کند و دوباره با همان معنی و یا با معنای جدیدی رایج شود مانند واژه « واج » اصطلاحی در زبان شناسی که در پنجاه سال اخیر از زبان مرده پهلوی اشکانی گرفته شده و به کار می رود . به هر حال وقتی پدیده ای در جامعه خلق می شود ؛ واژه آن نیز به نحوی از عناصر موجود در داخل یک جامعه ساخته می شود و به کار می رود و زبان نیازی به قرض گرفتن پیدا نمی کند .
...........................
بخش اول این مقاله : http://gapolap.blogfa.com/post-401.aspx












درگستره تاریخی لارستان که بنا به اساطیر گذشته ای به قدمت تبار قوم آریا دارد زبانی رایج است که تنها میراث دار - و تقریبا مشابه - زبانی است که زمانی مردم عصرساسانیان به آن کتیبه ها نوشته ؛ شعر ها سروده و کتابها ی بزرگ تالیف کرده اند . اینک نیز در خاستگاه و مهد اولیه آن ما دراین گستره تاریخی لارستان با همان کهن واژه های ناب زندگی می کنیم و با آن عواطف و احساس خود را بیان می کنیم .