بوی عید

 

عید

به گویش بستک از ماه لی لی بستکی 

بی عید/ بی نیت نی/بی کاپ کاپ جتی/بی خش سندلس/بی بلالیت و بی کیفته کل کلی/بی خش سمبیسه واپیچدو/بی خش حلوا که شون واولی/بی عید/بی کیچیا/بی عیدی ماتی و صبر/بی خونه ی مخالی وبی خونه ی مم بگا/بی عید.../بی شرن حلال بوکو/بی خش حک حلالو خش/بی عید........

bi eed/binite ni/bi kapkape joti/bi khashe sandolos/bi belalit o bi kifta kelkeli/bi khashe sambisa vapichedo/bi khashe halva ke shon vavolibi eed/bi kic...
haya/bi eedi madtio saber/bi khoonaye mokhalio bi khonaye mom boga/bi
eed/bi sherene halal boko/bi khash hakhalalo khash...bi eeeeeeeed
بوی عید/بوی اسکناس نو/بوی قاپ قاپ کفش بچه ها/بوی خوب اسپند/بوی بلالیت و بوی کوفته قل قلی/بوی خوش سمبوسه ی پیچیده/بوی خوش حلوای برش داده شده/بوی عید/بوی کوچه ها/بوی عیده بده و صبر کن/بوی خونه ی مادربزرگ مادری و مادربزرگ پدری/بوی عید/بوی شیرین حلالم کن/بوی خوب حلال حقت باد/بوی عید...............
ماه لی لی
برگرفته باتشکر از :http://www.facebook.com/#!/groups/achomiha/?notif_t=group_activity

مختصات شعر محلی

 

 آنچه که خواهید خواند  نوشته ای است  از آقای محمد خواجه پور  درباره کتاب شعر محلی به گویش گراش به نام  ( انار و بادگیر ) سروده آقای صادق رحمانی که در کتاب تاریخ مفصل لارستان جلد دوم به چاپ رسیده است . البته  اصل نوشته مفصل تر از این بود و در اینجا  فقط نکات بارز و تئوریک آن آورده شده است .

آقای خواجه پور در این نوشته درباره  مختصات شعر محلی و  شاعر سروده های بومی بودن نکاتی را  تذکر داده اند.  . نکاتی که هر یک می تواند مجالی برای بحث و کنکاش درباره شعر و ادبیات زبان لارستانی باشد . که ما در آینده به آنها خواهیم پرداخت . 

شاعر بودن در ساحت واژه های فراموش شده

« انار و بادگیر » اولین و تاکنون تنها کتاب به لهجه گراشی است . این یگانگی ؛ سختی هایی را پیش روی صادق رحمانی به عنوان شاعر قرار داده است . که آشنایی با این دشواری ها و همچنین رفتار شاعرانه ی صادق رحمانی با هنجارهای زبانی می تواند راهنما و یاریگر کسانی باشد که هنوز علاقمند به بومی سرایی هستند . 

هرچند گراش نیز همانند دیگر نواحی ایران ؛ منطقه ای است که دارای آداب ؛ سنن ؛ اقوال و حتی اشعار بومی خاص می باشد ؛ اما مکتوب نبودن این آتار و تغییرات سریع زبانی ؛ کار کسی که می خواهد به این زبان بسراید بسیار مشکل می کند .

 اولین مساله در سرودن و به خصوص نوشتن اشعار به گویش گراشی ؛ اختلافهایی است که در گویش و شیوه نگارش ( رسم الخط ) وجود دارد . این مشکل البته در بومی سروده های دیگر مناطق نیز احساس می شود که معمولا برای امکان خوانش باید به یکی از شیوه های آوانگاری با استفاده از حروف لاتین  و یا به گذاشتن علامت های سجاوندی متوسل شد .

شاعر « انار و بادگیر » تمام تلاش خود را برای حفظ تلفظ صحیح کلمات و افعال به کار برده است . هم تمامی اشعار آوا نگاری شده ؛ هم کلمات مهم توضیح داده شده و نیز کلمات  در ساختار جمله به فارسی بیان شده است  تا ثبت دقیقی از واژه انجام شود .

معمولا در بومی سروده ها دو گرایش عمده وجود دارد : گروهی از شاعران محلی به دلیل عدم تسلط به زبان فارسی این نوع شعر را انتخاب می کنند . این گونه شاعران زبان مادری خود را گویا تر می بینند ولی معمولا به دلیل کمی آشنایی با ادبیات فارسی از نظر تکنیکی دچار ضعف هستند و سروده های آنان تنها دل سروده هایی خواندنی است .

گروهی دیگر بومی سرایی را شیوه ای برای حفظ زبان های کمتر استفاده شده می بینند و سعی دارند در شعر خود حد اکثر استفاده را از واژه های محلی داشته باشند . « انار و بادگیر » به دسته دوم گرایش دارد و این گرایش در شعر هایی مانند – کئوشکن – به وضوح دیده می شود . نکته ظریف آن که شاعر در شعر های دیگر در درجه اول شاعر است . شاعری که باید فی حد ذاته شعر بگوید و این نکته مهم از یاد رفته ی بسیاری از شعر هایی که به زبان های بومی سروده شده اند . شاعرانی سختی ناکشیده و با چم و خم زبان نا آشنا ؛ سعی می کنند حد اکثر واژه ها بومی را در شعر خود بگنجانند و به آن شکل بومی بدهند .  

ولی شاعر  « انار و بادگیر » این گونه نیست . گذشته از نگاه مفهومی ؛ از نظر تکنیکی نیز شعر های صادق رحمانی نکته های ظریفی دارد . گذشته از کمی پیرایه های شاعرانه و استفاده بسیار درست از آرایه های ادبی مانند اغراق و تشبیه ؛ شاعر دریافته است زبان بومی و لهجه گراشی دارای ساخت فعلی ثقیلی است . به همین دلیل استفاده از فعل ها بسیار محدود است و فعل های استفاده شده نیز اکثرا به شکل ساختی ساده ؛ چه ماضی و چه مضارع ؛ آورده شده است تا سنگینی قعل ها روانی شعر را مختل نکند . بدین تر تیب به جای استفاده از فعل ما با تر کیبات اضافی و گاه حروف اضافه و ربط مانند « و » عطف و ربط روبرو هستیم .

شعر های صادق رحمانی صمیمی است . او سعی نمی کند شاعر بودن خود را به رخ مخاطب بکشد و نشان دهد چه قدرتی در سرودن دارد . آرایه های بیرونی بسیار محدود استفاده شده است و از تکنیک های شعری فقط برای ایجاد وحدت موضوعی استفاده شده است .

استفاده از اسامی خاص نیز از عوامل صمیمی تر شدن شعر است . حتی اگر خواننده آشنایی مستقیمی با نام های ذکر شده نداشته یاشد ؛ نام هایی همانند رباب ؛ سبزعلی ؛ حاجی مشکال ارتباط حسی اورا با شعر صمیمی تر می کند .

 طنز از عناصر جدایی ناپذیر شعرهایی که در میان مردم گسترش می یابند ؛ است . شاعر « انار و بادگیر » خنده را نه به شدت هزل و هجو ؛ بلکه در حالت اخلاقی و انتقادی وارد شعر خود می کند . گاهی در لحن است و زبان و لی بیشتر طنزها ؛ نوعی انتقاد اجتماعی است .

موتیف هایی همچون عشق و غربت و نوستالوژی ( غم غربت ) از عناصر تفکیک ناپذیر شعر های محلی هستند . قوت صادق رحمانی در این است که او این عناصر را در ساختار واژگانی و تصویری جدیدی باز آفرینی می کند .   

« انار و باد گیر » نه تنها برای شاعرانی که می خواهند گراشی شعر بگویند آموزنده و موثر است بلکه می توان آن را نمونه موفقی از باز آفرینی عناصر شعر محلی با زبان بومی در متنی دانست که بیش از هر چیز شعر است . خواندنی و به یاد ماندنی .

 محمد خواجه پور

 پاییز 1384  

فتنه

 

 قطعه شعری از

حسین اکبری خنجی

 به گویش خنج همراه با صدای شاعر

Image and video hosting by TinyPic

Larestani12 by enayat_namvar

منبع : انترنت

دُتِ سَرحَدّی

 

تازه ترین سروده شاعر توانای لار عبد الرضا مفتوحی

 به مناسبت بزرگداشت شاعر فقید لار طالع زاده

......................................................................

توضیح این که مرحوم طالع زاده قطعه شعری دارند تحت همین عنوان و آقای مفتوحی در اینجا به استقبال همان شعر رفته اند .

Image and video hosting by TinyPic

دُتِ سَرحَدّی

دُتِ سَرحَدّی زیاداِسّی اَلویَک لَوَرِ

کَفشِ قاپ قاپوُ شُپا مانتووِتَنگی شُبَرِ

بُرمیاشُوچُنِ سابات ومِزَیّا  جاروُ

چَشیا اِنگا سِتارَ و  لََبیاشوُ  شَکَرِ

اَتِکِ اَرسه تافازُش چِقَدَ ناز اَکُنِن

وَسِ اَر خَط چَشی پِنگی جوون خام وخَرِ

اَرکِسی یَک تَکَل اُشدی چَشِ مَسِّ دُتیا

دِگَ دِل نیسی شَدِل مِثلِ گِنا دَروَدَرِ

لَپَّیاشوکَج وکوُلَه تَنَشو اِنگا ژِلَه

یِکی اُشگُت اَتِکِ جونِ اِدَیّا فَنَرِ؟

پیرَمَردی که دُتِ بالابُلندیشدی شْگُت

اِدِ اَز زِلزِلَیِ سالِ سی و نُه بَتَرِ

لاراَگَ لَرزی فَقَط یَک تَکَل اُندودِگه چو

دَم و ساعَت اِ بِلَرزه که مَجا دَر خَطَرِ

بُده کارِ پُسیا سَنگِ دُت اَ سینَه زَتَ

وَسِ یَک قِرتی اَبینِش دوسه تامَحلَه جَرِ

مَ مَوِس که بِنَویسِم چُنِ طالِع زادَه

وَلی اُمدی گِز اَپَی لوموشِری بی ثَمَرِ

 

عبدالرضا مفتوحی 14/7/1390

 

بررسی نظام آوایی گویش بستکی (۵)

نوشته ای که در پی می آید  بررسی زبانشناسیک گویش بستک از زبان لارستانی است که توسط جناب آفای مهدی احمد نیا در اسفند ماه ۱۳۸۷ به کنفراس زبانشناسی که در شهر لار برگزار گردید ٬ ارائه شده است . در این خانه این مقاله که از «سایت بنیاد بازشناسی لارستان کهن » برگرفته اشت باز نشر می شود . ضمن تشکر از نویسنده محترم و سایت مذبور به علت طولانی بودن به تدریج و در چند بخش این مقاله درج می شود

بررسی نظام آوایی گویش بستکی (۵) 

مهدی احمدنیا

کارشناس ارشد زبانشناسی همگانی

.............................................

۳-   تعریف هجا و ساخت هجایی گویش بستکی

   هجا در گویش بستکی همانند فارسي از يك رشته آوايي پيوسته تشكيل شده كه شامل يك واكه و يك تا سه همخوان مي شود . منظور از «رشته آوايي پيوسته» آن است كه اجزاي سازنده ي هجا طي يك فرايند توليدي بدون مكث توليد مي شوند. در گویش بستکی كوچكترين هجا داراي ساختمان v است، یعنی یک واکه می تواند به عنوان یک هجا بکار رود، و  بزرگترين هجا داراي ساختمان cvcc مي باشد. با این حال، ساخت کلی هجا در گویش بستکی را می توان به صورت  (c)(c) v (c) نشان داد. همچنین، مشاهده می شود که همخوان پیش از هسته هجا در داخل دو هلال نهاده شده است؛ یعنی در گویش بستکی هجا همیشه با همخوان آغاز نمی شود. جدول زیر انواع هجا را در گویش بستکی نشان می دهد.

  جدول 3-  ساخت هجایی گویش بستکی               

 

V

 

  VC   

 

VCC   

 

CV   

 

CVC  

 

CVCC

/ā/  چی

 / ē/   این

 

/ âš / آش

/az/    از

 

/asp/ ابپ

/ârd/ آرد

 

 

/ to /   تو

/ pi / پی

 

 

 

dar // در

/ pir / پیر

 

 

 

  /barg/ برگ

/ gišt / گوشت

 

 

4-  فرآيندهاي آوایی:

   به تأثير گذاري و تأثير پذيري آواها و تظاهرات ناشي از آنها فرايندهاي واجي گفته مي‌شود. در ابن بخش فرایندهای آوایی گویش بستکی در مقایسه با فارسی معیار مورد بررسی قرار می گیرد. در تبیین فرایندهای آوایی، صورتهای فارسی معیار و فارسی میانه به عنوان صورت های زیر ساختی مد نظر است.

4-1 دگرگونی همخوان ها

1-  در گویش بستکی همخوان /q/ وجود ندارد. واژه هایی که در فارسی امروز دارای این همخوان هستند، در گویش بستکی - با توجه به محیط آوایی گوناگون-  به همخوانهای /k,g,x/  و/γ/ تبدیل می شود.

1-1 تبدیل همخوان/ /q به /k/:

1-1-1 در آغاز واژه:

/qalam/ → /kalam/   قلم

/qand/ → /kand/    قند

1-1-2 درپایان هجا:

/loqme/ → /lokma/   لقمه

/čâq/ → /čâk/    چاق

1-1-3 در ابتدای هجا:

/šaqqe/ →/šakka/  شقه

/qomqome/→/komkoma/ قمقمه

1-2 تبدیل همخوان/ /q به /x/:

1-2-1 قبل از همخوان /s/ و /š/:

/raqs/→/raxs/ رقص

/naqše/→/naxša/ نقشه

1-2-2 در پایان واژه و قبل از واکه ی /o/:

/qâtoq/→/kâtox/ قاتق

/qaʃoq/→/kaʃox/ قاشق

1-3 تبدیل همخوان q/ / به/ γ/ :

1-3-1 در ابتدای واژه :

/quri/→/ γiri/ قوری

/qâli/→/ γâli/ قالی

1-3-2 بین دو واکه:

/âqâ/ →/â γo/ آقا

/malâqe/→/malâ γa/ ملاقه

ادامه نوشته

واژه های قرضی

 

شاید بسیاری از شما با این موقعیت مواجه شده باشید که عده ای می گویند زبان لارستانی رو به زوال است . و در این باره  اشاره می کنند به انبوهی از واژه های اصیل لارستانی که در طی عمر خودشان ( در ۵۰ سال گذشته ) فراموش شده اند . واژه هایی مانند : جوغن ٬ اوشه ٬ گل میخ٬ لو داکو ٬ تلی ٬ و .... و از طرف دیگر آنها اشاره می کنند به واژه های نو و جدیدی که هرروزه بیشتر در ساحت زبان لارستانی دامن می گسترد . و بر این پایه آنها می گویند که زبان مادری ما دارد از دست می رود و تا یکی دو نسل آیند از آن اثری باقی نمی ماند .

 آنچه که در این سلسله نوشته و در سه قسمت خواهید خواند بررسی زبانشناسانه و تحقیق در علل این گونه تغییرات  در زبان است که از کتاب ( زبان و تفکر ٬ تالیف زبانشانس عالیقدر محمد رضا باطنی ) برداشت شده است .

آنچه که مقدمتتا می توان گفت ٬ این است که زبانها تغییر می کنند و این امری طبیعی است . به این دلیل ساده و بدیهی که زبان زاده و مخلوق جامعه و جزیی از ان است . و چون جوامع متغیرند و در این شکی نیست ٬ پس زبانها به تبع آن دچار تغییر می شوند . آنچه که می تواند مایه نگرانی اهالی یک زبان  باشد نه فراموش شدن واژه های قدیمی و نه ورود واژه های جدید است ٬ بلکه نگرانی عمده و اساسی این می تواند باشد که زبان مادری به کنار نهاده شود و زبان برتر ( نه به لحاظ زیانی بلکه به لحاظ موقعیت و درک والدین ) جایگزین زبان مادری شود . امری که در بعضی از خانواده ها مشاهده می شود .

 واژه های قدیمی ٬ واژه های نو

سوم :

واژه های قرضی

ما تا اینجا جامعه را خارج از تماس با جوامع دیگر بررسی کردیم . ولی هر جامعه ای گذشته از این که به مقتضای دینامسیم داخلی خود دائما در تغییر است ؛ بر اثر تماس و برخورد با جوامع دیگر نیز دستخوش دگرگونی می شود . تغییراتی که در نتیجه ی برخورد با جوامع دیگر در ساختمان و کارکرد جامعه ظاهر می شود ؛ متقابلا در واژگان زبان نیز منعکس می شود و این موجب پیدایش واژه های قرضی در زبان می گردد. جوامع به مقتضای وضع جغرافیایی ؛ نژادی ؛ سیاسی و اقتصادی خود ؛ کم و بیش با دیکدیگر در تماس هستند . وقتی فرهنگی از جامعه ای که از نظر علمی ؛ اقتصادی ؛ سیاسی در سطح بالاتری قرار می گیرد به جامعه ای که در سطح پایین تری واقع می شود نفوذ می کند .البته همواره جریان نفوذ یک طرفه نیست . گاهی نیز از جامعه ای که در سطح پایین تری قرار دارد ؛ عناصری به جامعه ای سطح بالا رخنه می کند . ولی عموما جریان از سطح بالا به سطح پایین است امروز جوامعی که از لحاظ اقتصادی نیرومندند ؛ در قلمرو خود دارای نفوق سیاسی نیز می باشند .این دو جریان تواما کافی است که فرهنگ آنها را در سطح بالاتری قرار دهد و آنها پیوسته به جوامع کوچکتر که با آنها در تماس هستند نفوذ می کنند .

ولی این بحث چگونه به پدیده های قرضی در زبان مربوط می شود ؟ 

وقتی جامعه ای در نتیجه تماس عناصری را از فرهنگ جامعه دیگر به قرض می گیرد ؛ طبیعی است که از اول برای نامیدن آن عناصر در زبان خود واژه ای ندارد .  و چنانچه قبلا هم آمد اگر عناصری در درون جامعه خلق شده باشند  زبان به طور طبیعی برای نامیدن آنها واژه هایی پیدا می کند . ولی وقتی عناصری  فرهنگی تازه در درون جامعه خلق نشده باشند و از جامعه با فرهنگ بالاتری قرض گرفته شده باشد ؛ ناچار زبان برای نامیدن آنها واژه ای ندارد و برای پر کردن این خلا ناگزیر به واژگان زبان جامعه قرض دهنده مراجعه می کند . در این صورت یا مستقیما لغاتی را که نماینده آن عناصر فرهنگی هستند به قرض می گیرن و یا از روی الگوی آنها واژه می سازد . کلیه تغییراتی که در زبان جامعه باسطح پایین تر در اثر نفوذ عناصر فرهنگی جامعه با سطح بالاتر رخ می دهد را « پدیده های قرضی در زبان » می نامندکه خود بحث مفصلی است . 

............

 بخش اول این بحث :   http://gapolap.blogfa.com/post-401.aspx

بخش دوم این بحث :   http://gapolap.blogfa.com/post-410.aspx

فرهنگ واژه های لارستانی در انترنت

  

 فرهنگ واژه های لارستانی در انترنت

Larestanica Back Cover

 

ما قبلا در این خانه درباره کتاب « دایره المعارف لارستانی » مطلبی نوشته بودیم . این کتابی است که دکتر محمد سعید محمودیان ( زاده اوز ) در آمریکا و به زبان انگلیسی تالیف و منتشر کرده است . کتاب در حدود ۵۰۰۰ واژه لارستانی ( براساس گویش اوز ) را  آوا نویسی و معرفی کرده و به زبان انگلیسی در باره آن توضیح داده شده است .

اینک در انترنت واژه های این کتاب در وبلاگی به ترتیب الفبایی باز نویسی شده و توضیحات انگلیسی آن به زبان فارسی ترچمه می شوند .  کاری است بسیار ارزنده که اگر دارنده وبلاگ صبر و حوصله به خرج دهد و به پایان برساند ِ در نهایت ما واژه نامه اساسی زبان لارستانی را در دنیای مجازی در دسترس همگان خواهیم داشت .

 لازم است گفته شود  که دارنده وبلاگ در این مورد که با گویش و زبانی سرو کار دارد که کمتر نوشته شده است خوب است در هنگام نوشتن صورت واژه ها و نیر شرح آنها به زبان فارسی فقط بر ترجمه صرف متن تکیه نکرده و به نظر می رسد که بهتر است  با همراهی چند گویشور ٬ متن ها را با دقت بیشری به زبان فارسی برگرداند .

آدرس وبلاگ :

http://larestaniencyclopedia.blogspot.com/

  نمونه ای از ترجمه کتاب که در وبلاگ آمده است :

واژه

آخده

تلفظ (لارستانیکا)

aakhauda

فارسی

1. خواندن، دوباره خواندن.
2. سرزنش کردن، سرزنش، گوشمالى، توبيخ کردن، ملامت کردن، شدیدا ناپسندیدن.
3. مواخذه کردن.

انگلیسی (لارستانیکا)

1. To read, to read again.
2. To reproach, to rebuke, to sharply disapprove.
3.
To call to account

شب طالع زاده

 

شب طالع زاده

شب طالع زاده

 

شب طالع زاده، عنواني بر نخستين شب از سلسله نشستهاي شاعرانه است كه به همت انجمن شعر آفتاب فرهنگسراي مرتضوي در شهر لار برگزار مي شود.
 - 
خليل روئينا، دبير اين انجمن در گفت و گوي كوتاه خود با صحبت نو در اين باره گفت: هدف از برگزاري اين سلسله جلسات، تكريم و تقدير از شعراي منطقه لارستان و بررسي آثار بجا مانده از آنها است. وي افزود: قصد داريم در اين جلسات از تمامي شعراي گذشته و اكنون لارستان ياد كنيم. وي هدف بعدي اين برنامه را گردهمايي شعراي منطقه از مركز شهرستان تا ديگر بخشهاي آن در فضايي صميمانه عنوان كرد. لازم به ذكر است كه نخستين شب از اين ويژه برنامه كه به بررسي اشعار محمد جعفر طالع زاده اختصاص دارد، پنجشنبه 28مهرماه، ساعت 7شب در فرهنگسراي مرتضوي برگزار می شود
...............
 عینا برگرفته با تشکر از :http://www.sohbatenow.ir/news.php?id=2974

رچنه  

شعری از خلیل روئینا

 به گویش لار

  

رچنه 

َمَکِس کَیف اَکُنٍن تا اَلِزِش اَو رَچِنَه
اَتِکِ کوچیُ و مَهلَه تِکِ پارَو رَچِنَه

چِه خَشَند وَختی برَو دَوند نَنَه یا شُو اَنا
اَزِ رِ تو اَمَه جا کوزه و سَکرو رَچِنَه

تو کِسیت نی اَ دُوارِش اَمَه وختُ اَمَجا
اَ لِزِش خَرس که روزُت اَ بُدایی شُو رَچِنَه

چَش تَتاکِ که بَرو پا اُنِسِ شاد بِبِش
بُکو یَک چُندُ کوئی اَز بَغَلُت رَو رَچِنَه

از اُنُک یک دو سه ما با خَبَرِش اَرفیت نی
چِقَــــدَ داغ بِبِش تو اَتئِ تَو رَچِنَه

چَشِ بِرکَه اَتُو و بیغ که پور اُژ بُکُنی
تو وَسُوی خُت کِسیِش یک چُنُکُوِ لَو رَچِنَه

برگرفته با تشکر از : http://larshenasi.ir/

پس از این دو سال

 

 پس از این دو سال

Image and video hosting by TinyPic

دو روز پیش از این دومین سالگشت این خانه بود . ما با هم دو سال در این راه طی طریق کردیم و خیلی چیز ها را با هم آموختیم . و باید اعلام کنم که از این که این خانه مورد توجه فرهیحتگان منطقه قرار گرفته است بسی مایه خرسندی است . و اینک که سال جدید فرا راه خویش دارم ؛ خوب است به آنچه که تاکنون شده است نگاهی بیندازم تا سرشت آینده روشن تربه نظر آید .

  در این خانه برای اولین بار به زبان لارستانی به مثابه یک مجموعه با زوایای گوناگون توجه شده است و موضوعاتی در اینجا مطرح شده است که تاکنون جای دیگری به ان توجه نشده بود . مانند تاریخ ادبیات زبان لارستانی ؛ کتابشناسی زبان لارستانی ؛ نوشتن از پژوهندگانی که درباره زبان لارستانی تحقیقاتی کرده اند و .... ولی انچه که بیشترین سهم را در این دوسال به خود اختصاص داده است بخش « صفحه شاعران » است .

 ما در این دو سال بیشتر از 160 قطعه شعر از گویش های گوناگون زبان لارستانی به اشتراک گذاشته ایم . که 18 قطعه از شاعران ناشناخته و 142 شعر به نام شاعرانش می باشد .

  66 زن و مرد شاعر با ذکر نام که بعضی از آنها برای اولین بار معرفی می شوند ؛ سهمی است که ما از شاعران این سرزمین در این دو ساله داشته ایم . سهم زنان شاعر در این میان 10 نفر است ( 8 شاعر زن از اوز ؛ یکی از خنج ؛ و یکی از بندرلنگه ) و سهم مردان شاعر 56 مرد است ( از اوز 11 شاعر ؛ منطقه بستک 9 شاعر ؛ خنج 9 شاعر ؛ لار و خور 7 شاعر ؛ گراش ؛ فداغ ؛ بندر لنگه هریک 4 شاعر ؛ گاوبندی ؛جناح ؛ دهکویه و کورده هر یک 2 شاعر و از فیشورو صحرای باغ هر کدام  یک شاعر ) .  اوز با 19 شاعر بیشترین مشارکت را در این دو سال به خود اختصاص داده است . که البته شاید به خاطر دسترسی آسان تر  من به شاعران اوز است و از مناطق دیگر این اشعار به سختی به دستم می رسد . و لی این که شهر اوز با بیشترین  تعداد زنان شاعر مشارکت داشته است امری است که جالب توجه است . البته یقینا در مناطق دیگر زنان شاعر ی هستند که من از اشعار آنان خبر ندارم . مثلا منطقه بستک که سابقه شعری پر باری  در قدیمداشته است حتما زنان شاعری بوده اند که لازم است شناسایی و معرفی شوند . و همچنین  در همه مناطق دیگر که شاعرانی از نسل جوان دست به قلم می برند لابد زنان هم در بین آنها وجود دارد ولی آگاهی من در این بایت در حد پایینی است .

اشعار این 66 شاعر به 23 گویش مختلف زبان لارستانی سروده شده است که از 13 شهر و روستا در شرق و غرب و شمال و جنوب گستره تاریخی زبان لارستانی جمع آوری و به اشتراک گذاشته شده است . از بعضی از شاعران بیشتر از چند قطعه و از عده ای یک و یا دو قطعه بیشتر درج نشده است . از شاعر لار جناب آقای عبدالرضا مفتوحی 15 قطعه شعر در این دو سال درج شده که بیشترین اشعار نوشته شده از یک شاعر است .

علاوه بر اشتراک صورت نوشتاری این اشعار طی این دو سال 18 فایل صوتی از اشعار هم پست شده که 8 فایل آن ترانه هایی به زبان لارستانی و 10 فایل آن صدای شاعر است که در آن شاعران اشعار خودشان را قرائت می کنند . و نیز در این دو سال 11  ویدیوی شعر خوانی شاعران و دو ویدیو ی ترانه خوانی به اشتراک گذاشته شده است .  

 قالب اغلب این 160 شعر کلاسیک و عمدتا غزل ؛ دو بیتی و مثنوی است . در قالب جدید ( نیمایی ؛ آزاد و.... ) به جز از شهر اوز متاسانه از دیگر مناطق اشعاری مشاهده نشده است .

 شاید توجه به این بخش برای همه آشکار کرده باشد که « مجال » ادبیات در زبان لارستانی تقریبا به شعر خلاصه می شود و ما هنوز از دیگر انواع ادبی – به جز آنچه فولکلور خوانده می شود – بهره چندانی نداریم . یکی دو فعالیتی که اخیر صورت گرفته مانند نوشتن داستانهایی به گویش اوز که بنده انجام دادم و یا ترجمه یکی از داستانهای هوشنگ مردای کرمانی که خانم فروغ هاشمی انجام داد بسیار اندک است .

 دوستان ! این بود آنچه از شعر که در این دو سال در این خانه آمده بود . من یقین دارم که زبان غنی لارستانی خیلی بیشتر این توان و مجال تولید ادبیات شعری و دیگر انواع ادبی دارد . یقینا همین طور است . و من در سال پیش رو از همه استدعا درام تا با فرستان انواع اشعار و دیگر تولیدات ادبی این خانه را یاری دهید که ( گپ ولپ ) خانه همه ی اهالی این زبان است .

سپاس تقدیم به همه سروران  

 

 سپاس تقدیم به همه سروران  

دوستان ! فردا  دومین سالگشت برپایی ( گپ ولپ ) است .  در این دوسال اگر نه نبود حمایت های شما و اگرنه نبود تشویق ها و دلگرمی دادنها شاید تا به ابن اندازه پیگیر راه زبان و ادبیات زبان لارستانی نمی بودم .

 دوستان صمیمانه و مخلصانه از  شما فرهیختگان این مرز و بوم متشکرم  . به امید سالی پربارتر و سرشارتر .

....................................................

 سلام جناب آقای نامور
وبلاگ شما بسیار خوب و بجا و با دقت تنظیم می شود و گلچینی از آواهای لارستان کهن را در بر دارد. از آنجاییکه من در همان تاریخ گذشته این مرز و بوم مانده ام از همه نوشته های برگزیده شما لذت برده و با آنها سفری مجازی به گذشته می کنم. از این بابت و انگیزه تمام نشدنی شما سپاسگزارم.
من برای یک سال به دعوت دانشگاه پکن به جین خواهم رفت و مطمئن هستم وبلاگ شما مرا به این نزدیکیها خواهد رساند و همراه خوبی برایم خواهد بود.
دوست سالهای نه چندان دور
محمد باقر وثوقی ۱۶ شهریور ۹۰

.......................

آقاي نامور سلام.
امروز با وبلاگ شما آشنا شدم و با توجه به سابقه درخشان شما در عرصه ادبيات مخصوصا منطقه لارستان چشم انداز بسيار خوبي را براي اين سايت متصور ميشوم.متشكرم

علی تیز پا  16 مهر ماه 88

.........................

سلام
سپاس و درود فراوان به شما که نفستان هم بوی نجابت و قدمت دیار کهنمان لارستان میدهد

مدیر وبلاگ شعر باران فداغ 19 مهرماه ۸۸

............................

جناب نامور استاد گرامی : خطر مرگ زبان و گویش در مناطق مختلف ایران جدی است. از جمله گویش لارستانی که در این دنیا و این وضعیت مردم چیزی که اهمیت ندارد حفظ این گویش است. از مقالات شما هم ممنونیم و متشکر.

 علی اکبر شاه محمدی 20 مهر ماه 88

...........................

خوب به سلامتی-مبارک باشد انشاله حضور شما در جمع دیگر همکاران دنیای مجازی با تصمیم بزرگتان که همان نوشتن با گویش و زبان بومی است.امیدوارم موفق و پیروز باشید.جسارتا سعی کن قشنگ ترین و دلچسب ترین شعرهای هر منطقه از لارستان رو تو وبلاگت جا بدی تا از همه جا بازدید کننده داشته باشی و همه با فرهنگ نقاط دیگه آشنا بشن.موفق باشی

 حسام آسوده 25 مهر ماه۸۸

............................

مقاله ای  خواندنی بود
منتظر شعرهای خودتان هم هستم

 محمد خواجه پور  28 مهر ماه۸۸

...........................

لطفا درمورد گویش جمسی که یکی ازگویش های منطقه لارستان قدیم و کمی منحصر به فرد نسبت به روستاها و شهرهای این منطقه می باشد و گویش غالب مردم شهر جناح است نیز مطلبی بنویسید

 جناحی  28 مهر ماه 88

.........................

با سلام خدمت شما استاد ارجمند آقای نامدار.خوشحال شدم از اینکه وبلاگ شما رو با این موضوعات متنوع دیدم.ممنونم که با ارسال نظر و ارسال پیام اظهار همدردی نموده و سبب تسلی خاطر اینجانب گشتین.آدرس شما رو در وبلاگ کهنه اوز لینک کردم .واقعا دستتان درد نکند با این کارتان خدمت بزرگی به لارستان می نمائید. موفق و پبروز باشید

 مرتضی اسماعیلی مدیر وبلاگ کهنه اوز 29 مهر ماه 88  

.......................

از الطاف شما سپاسگزارم

صادق رحمانی ۱ آبان ماه ۸۸

..................

درود بر شما
وبلاگ وزینی دارید

 امین بحرانی - انجمن ادبی تائب اوز  ۱ آبان ماه ۸۸

.............................

سلام خسته نباشید آقای نامور وبلاگ قشنگی دارید .خیلی تلاش می کنید  مستدام باشید.خسته نباشید مرتب بهتون سر می زنم و مطالب زیبایتان را می خوانم تلاش تان قابل تحسین است.

 ایرج اعتمادی  ۳ آبان ماه ۸۸

..............................

سلام جناب نامور کار جالبی انجام دادید موفق باشید. چند روز پیش با یکی از دوستان لارستانی صحبت وبلاگ شما بود این بنده خدا می گفت بهترین کار را برای منطقه لارستان جناب نامور انجام می دهند که به دور از هر گونه تعصب و قومیت گرایی توانسته در این مدت مخاطبان زیادی از هرمزگان گرفته تا جاهایی که اچمی زبانان هستند چه در ایران و چه در خارج از کشور جذب کند.همچنان در ادامه راه پایدار و استوار باشید

 فروغ هاشمی ۶ آبان۸۸

............................

ضمن عرض سلام وعرض ادب
و با تشکراز زحمات شما دوست عزیز در جمع آوری وارایه مطالب وآثارملی ومیهنی وهمچنین زنده نگه داشتن فرهنگ وگویشها وزبانهای محلی وشیرین دیار فارس مخصوصا" اوز.
با آرزوی سلامتی و شادکامی
علیرضا نادری - شیراز ۲۸ آبان ۸۸

....................................

با سلام و خسته نباشید خدمت آقای نامور.
برای شما آرروی موفقیت روز افزون را رادارم و کمال تشکر را به دلیل داشتن جنین وبلاک بر محتوایی.
و من الله التوفیق

نادر رفیعی از کویت ۲۸ آبان ماه ۸۸

...............

سلام بر استاد عزیز و همزبانم جناب آقای نامور

ممنون از لطف شما و خسته نباشید که زحمت آوا نویسی نیز با خودتان بود

انشاالله که زبان لارستانی سینه به سینه و نسل به نسل انتقال داده شود.

مجددا تشکر می کنم.

پایدار بمانید و هنرمند

عبد الرضا مفتوحی ۲۹ آبان ۸۸

........................

سلام جناب آقاي نامور. تبريک مي گم و اميدوارم موفق باشيد. کار بزرگي است براي حفظ اين گويش.

جوجه زبانشناس ( کارشناس ارشد زبانشناسی ) ۲۹ آبان ۸۸

..............................

عنايت الله نامور پژوهشگر اوزي اقدام به ساخت وبلاگ تخصصي ويژه زبان و ادبيات لارستاني كرده است كه در نوع خود و در رابطه با زبان و ادبيات اين مرز و بوم بي نظير است.

هادی صدیقی  ۲۹ آبان ماه ۸۸

.....................

با سلام و خسته نباشید
از اینکه از لهجه محلی روستای چهواز در وبلاگتون استفاده کردید متشکرم
عبد الهادی مرادی  ( پارسیان - گاوبندی )  ۱۱ آدر ماه ۸۸

................................. 

عالی بود...ولی خوب بود اگه معنی فارسی شونو هم می نوشتی...همه که مثل ما لاری بلد نیستن

ابوب محمودی لاری ۸ دی ماه ۸۸

.................................

جناب آقای نامور سلام علیکم سایت بسیار عالی و پر محتوایی دارید . از اینکه بدون هیچ گونه تعصبی اشعار همه شهر ها و روستاها را می گذاری نشان از همت عالی شماست . نوحه زیبایی گه به زبان گراشی و برای عزاداری امام حسین آورده اید نشان از بزرگواری شما و ارادت به اهل بیت رسوالله ( ص) است . ما به امثال شما در منطقه افتخار می کنیم

رحیمی گراشی از تهران ۹ دی ماه ۸۸

...........................

سلام بر جناب نامور.حالا که از خالو شاعر صحبت به میان آمد! سری هم به خالو راشد بزنید.دست شما درد نکنه.حظ وافر بردیم

خالو راشد ( راشد انصاری ) ۲۲ دی ماه ۸۸

..........................

سلام آقای نامور عزیز. تلاش شما بسیار ارزشمند است.

مصطفی کارگر ۶ بهمن ماه ۸۸

................................

سلام
واقعا استفاده بردیم

 ابوالفضل مزیدی ۱۶ بهمن ماه ۸۸

.....................

با سلام و خسته نباشید مطالب و وبلاگ جالبی دارید

 سردار نوروزی کارین ۱۷ بهمن ماه ۸۸

............................

با این کار خدمت بزرگی به مردم لارستان میکونید.نسل جدید باید پی ببرند چطور آینده لارستان رقم زنند.انچه مهم است زبان وجغرافیای ماست که در کلمه خودمونی تبلور مییابد.وقتی دو لارستانی در دورترین نقاط دنیا بهم برمیخورند احساس تنهایی نمکنند

 اسفندیار ۲۳ بهمن ماه ۸۸

..........................

سلام بر اوز شهر خاطره ها دلم براتون یه ذره شده نامور عزیز پایدار باشی من ادبیات فارسی رو اوز خوندم از لمزون هستم .

محمد صالح ارزن کار ( لمزان بستک ) ۶ اسفند ماه ۸۸

............................

سلام
من از طریق یک مطلب در وبلاگ www.naslepouya.blogfa.com با وبلاگ عالي شما آشنا شدم. من يك لارستاني زبان دور از وطنم كه با ديدن وبلاگ شما مانند مرغي به آشيانه مادريم پر كشيدم. خسته نباشيد و موفق باشيد

احسان الله خان ۱۸ اسفند ماه ۸۸

..........

استاد ارجمند سلام
آشنایی با شما اگر چه هنوز توفیق زیارت دست نداده باعث بسی مباهات و افتخار است مستدام باشید.

 س. نجوا ( عماده صحرای باغ ) ۲۸ اسفند ماه ۸۸

................................

سلام بزرگوار .بارها امده ام و مطالب ارزشمند شما را خوانده ام.درود بر مرد بزرگ لارستان کهن .دست مریزاد و پاینده باشید به فکر چاپ آثار بصورت کتاب باشید جناب استاد .به امید دیدار

 کاظم رحیمی نژاد ۲۳ فروردین ۸۹

...................................

با سلام و خسته نباشید خدمت آقای نامور.
بنده یکی از بازدیدکنندگان پروپاقرص وبلاگ زیبای و پرمحتوای شما هستم ، تا جایی که بعضی از مطالب آنقدر واضح و زیبا همراه با تصویر ارائه و توضیح داده شده که خواننده را مجذوب خود میکند .
بازتاب مطالب زیبای وبلاگتان را با ذکر منبع در وب سایتم درج می نمایم .
موفق و پیروز باشید

 محبوب ۳۰ اردیبهشت ۸۹

.........................

سلام
از ای که زحمت اکشش بر این که زبان لاری ازبین نچی خیلی خیلی تشکر اکنم چون کی متاسفانه ما جوونا به دلالل زیادی خیلی از واژگون لاری نافهمم ولی گپییا مون افهمن ومتاسفانه انتقال هم صورت ناگری
ممنون یکی از بچه های تدرویه گوده ۳ خرداد۸۹

.........................

سلام.
آرزومند توفیق بیشتر شما در این راه قابل تحسین.

 حمید منشی ۲۴ خرداد۸۹

.......................

سلام جناب آقای نامور

خوشحالم از اینکه وبلاگ شما را یافته ام و می بینم که همچون کتاب گهر بارتان (دیوان اشعار تائب اوزی) سرشار از مطالبی است که در قله فرهنگ و هنر خطه جنوب می درخشد.
بنده حقیر بعنوان خواننده کتاب مقدس! دیوان اشعار تائب که توسط یکی از دوستان به من هدیه داده شد با شما آشنا شدم و چندی قبل نیز چند نسخه از کتاب را لازم داشتم که با شما تماس گرفتم که شما فرمودید در حال حاضر از آن نسخه حتی باقی نمانده است.
در هر حال بنده به نوبه خودم از شما فرهیخته محترم کمال تشکر و قدردانی را به خاطر ارج نهادن به فرهنگ جنوب و آرزوی بهروزی و سرافرازی شما را از درگاه ایزد متعال دارم

 خرم رفیعی ۲۹ خرداد ۸۹

.................................

ماشالله چه شعر خشی دن بسلامتی در کاروت موفق باشی . به امید نگارش یک کتاب شعر توسط شما . اینگونه شعرای منطقه را باید بیشتر حمایت کرد تا انگیزه بیشتری پیدا کنند برای گفتن شعر های بیشتر . موفق باشی

 احمد فراخپور ( جناح ) ۱۳ تیر ماه ۸۹

..................

خسته نباشید آقای نامور یکساله شدن این وب لاگ را به شما تبریک عرض می‌کنم و جا دارد که از زحمات شما در این یک سال تشکر و قدردانی کنم و از همه مهمتر تلاش بی‌ وقفه شما در این مدت در رابطه با شعر و ادبیات و گویش‌های محلی لارستانی که یک ارتباط مستقیمی‌ بین شاعران و ادب دوستان لارستانی و منطقه بوجود آوردید که ماشاهد اینهمه شاعران زن و مرد در منطقه لارستان هستیم که جای بسی‌ افتخار است که از چنین جامعه‌ای برخورداریم مجددا برایتان سلامتی و تلاش بیشتر آرزو می‌کنم.

با تشکر

محمد نامور ۱۴ مهرماه ۸۹

...........................

سلام بر شما
نام شما را در وبلاگ آقای خواجه پور دیدم. الان هم که مطالب وبلاگتان را می بینم جز تحسین کاری از دستم ساخته نیست. امیدوارم در راه دشواری که انتخاب کرده اید موفق باشید

عارف رفیعی ( خور ) ۲۳ آبان ۸۹

................................

سلام بر جناب نامور عزیز.بزگواری کرده ما را مشمول نظر لطفتان قرار دادید.سپاسگزارم .وقت و توان صرف شده و سعی و دعوتتان را در راهی که برگزیده اید ستایش می کنم.سایه ی شما بر سر دلتنگی های این فرهنگ و زبان مستدام باد،مدام

 فرزاد قناعت پیشه ۲۰ اسفند ۸۹

...................

ای که از من می بری دل را به اسانی هزار
شاخه لبخند ما گل داده است در این بهار
با این دوبیتی داغ داغ سال نو را به شما وعزیزانم تبریک میگویم به امید اینکه سالی پربار وموفق داشته باشید .در انتهای سال به خاطر زحماتتان در عرصه زبان وفرهنگ خسته نباشید میگویم وبرایتان شادی وسلامتی ارزومندم

 فرهاد ابراهیم پور ۲۹ اسفند ماه ۸۹

......................

درود استاد نامور عزیز...تلاش شما ستودنی است .با این امید که در راستای خواسته های زیبای شما که خواسته همه اچمی هاست شاهد شکوفایی و باروری ادبی این کهن بوم و بر باشیم..

 ماه لی لی بستکی ۱۲ اردیبهشت ۹۰

...........................

باید عرض کنم که تلاش و فعالیتهای شما در زمینه ارتقا زبان و فرهنگ لارستانی قابل ستایش و تقدیر بسیار است و اگر هم زیاد به زبان نیامده به چشم میاید و همچنان ادامه دهید.
ولی الله منصوری ( فداغی ) ۱۳ اردیبهشت۹۰

..........................

با سلام به شما
برای اعتلای لارستان کهن وبزرگ کاری شایسته ای است که انجام می دهید .خدا قوت

 مدیر وبلاگ لارستان کهن ۱۴ اردیبهشت ۹۰

.....................................
  آنکه در این روزگار، اینچنین به حفظ فرهنگ، آن هم فرهنگ های بومی به ویژه در حوزه هایی مثل لارستان و مناطق دیگری از این دست پرداختن، کارسخت و طاقت فرسایی است و بیش از همه «غریب». مصداق بارز غربتش هم ایرج افشار عزیز بود که ده به ده و شهر به شهر ایران را رفت تا از نزدیک فرهنگ این سرزمین را ثبت و ضبط کند و چه غریب از میانمان رفت. و به حرمت همین غربت، هرگونه حرکتی در این حوزه به ویژه فعالیت های دلسوزانه ای مانند کارهای جنابعالی تحسین برانگیز است.

 گیتا گرگین از اوز  ( کارشناس ارشد زبانهای باستانی ) ۱-خرداد ۹۰

................

با سلام خدمت عنایت االه عزیز ...وبلاگ جالبی دارید دوست من.. و از موضعی که در مورد زبانهای جنوب شرق و بشاگرد نوشتی با اجازتان در وبلاگم درج کردم....متشکرم

مدیر وبلاگ ندای بشاگرد ۲۲خرداد۹۰

...............................

سلام
از اینکه به زبان لارستانی و اچمی ها اهمیت می دهید صمیمانه ممنونم.
خواستم بگم قبلادر باره ی واصل گچویی تحقیق کرده ام که ان شاالله مطلبش در وبلاگم میگذارم.
ضمناشما به افتخار لینک شدید
پایدار باشید

عبد الخالق فرخزاد  ( بیقرار کوخردی )۱۲مردادماه ۹۰
.....................

 دوست عزيز و ادب دوست :
زنده كردن زبان و فرهنگ ادب لارستان كهن كاري بس بزرگ و سترگ است . كار خوبتان مي ستايم و ارج مي نهم . با اجازه وبلاگ شما در پيوندهاي وبلاگم لينك كردم . دوست دارم بيشتر با شما آشنا شوم ، زيرا خواستگاه اصلي من عمادده لارستان كهن است و جد بزرگم سيد قتال مي باشد كه در عمادده آرميده است

محمد آواز از پارسیان ( گاو بندی ) ۲ فروردین ۹۰

............................

 

چل پسینی

 

 شعری از عبد الرضا مفتوحی شاعر توانا  به گویش لار

 زیر باران چل پسینی  

کَچَل

 

قطعه شعری به گویش کوخردِ بستک از

 عبد الخالق فرخزاد ( بیقرار کوخردی )  

ظهر یک روزتابستانی پهلوی کافه ی دین*،منتظر ماشین بودم تا به کوخرد بروم.هوا گرم بود و گه گاه گردبادی آرامش خاک ها را به هم می زد و آن ها را با خود بلند می کرد و به آسمان می برد.
گردباد یک لحظه آرام و قرار نداشت و هر لحظه جایی بود.
من هم که مثل گردباد روح بیقراری داشتم،خواستم تا درد دلش را به من بگوید تا شاید از ناآرامی اش کم شود.

این شعر در همانجا سروده شد.


 کَچَل*


کَچَل،بر چه پریشونِش؟
چرا اِ همه حیرونِش؟
سبب چِن که تو هر لحظه اَ یک جاییش؟
گمونُم چون مو دل خونش.
اگه چون موش،
مَتِرس از مو.
بگو درد دل خوت با مُوِ عاشق.
که شاید کم ببیت یک ذره ی از دردت.

موهِم محرم اسرارِ دلِ زارت.

تابستان 81


کافه دین : کافه ای که در مسیر جاده ی بستک-بندرلنگه قرار دارد.

کَچَل : نوعی گرد باد که در بعضی از روز های فصل تابستان می وزد.

 ..........

 عینا بر گرفته با تشکر از : http://www.terenoh.blogfa.com/cat-4.aspx وبلاگ شاعر

ریشه یابی زبان لارستانی - 12

 

در نوشته قبلی  از سلسله مقالات ریشه یابی زبان لارستانی http://gapolap.blogfa.com/post-398.aspxما به معرفی زبانهای ایرانی میانه پرداختیم و به تقسیم بندی مرسوم آن یعنی زبانهای ایرانی میانه شرقی و زبانهای ایرانی میانه غربی اشاره کردیم و زبانهای شناخته شده هر گروه را نام بردیم .  در این مرحله به گروه ایرانی میانه شرقی می پردازیم  و با هریک از این زبانهای این گروه  آشنا می شویم  و در این اولین قدم زبان سغدی را بررسی می کنیم : 

زبان سغدی و سرگذشت آن

 این زبان ، از نظر تنوع و حجم ادبیات مکتوب، مهم ترین زبان ایرانی میانهٔ شرق است که بررسی و مطالعهٔ آثار آن در آغاز قرن بیستم و با کشف گنجینهٔ تورفان آغاز شده‌است.

پیشینهٔ سرزمین سغد: نام سرزمین سغد را نخستین بار در نوشته‌های کتاب دینی زردشتی ( اوستا ) ، در سنگ نبشته‌های فارسی باستان و در نوشته‌های مورخان یونانی می‌بینیم. سرزمین سغد را، از دید منابع تاریخی، ناحیه‌ای کم وسعت در کنار رود زرافشان می‌یابیم ؛ اما کشف آثار و مدارک سغدی در گسترهٔ جغرافیایی عظیمی، از روسیه تا ترکستان چین (ایالت سین کیانگ امروزی)، حکایت از آن دارد که سغدیان روزگاری ساکنان چین سرزمین پهناوری بوده‌اند، هر چند که مطالعات دقیق تر نشان می‌دهد که آنان را باید صرفا مهاجرانی در این سرزمینهای بیگانه به شمار آورد. سمرقند، پایتخت سرزمین سغد، از نظر سوق الجیشی نقش بسیار مهمی در جادهٔ ابریشم، شاهراه تجاری میان چین و دنیای غرب داشته‌است. بازرگانان سغدی، در طول این جاده، مهاجرنشین‌های متعددی احداث کرده بودند و این مطالب را منابع عربی و نوشته‌های مورخان اسلامی، که از مهاجرت سغدیان پیش از حمله ء اعراب و نیز از فعالیت‌های تجاری آنا سخن می‌گویند، تایید می‌کند. نتیجهٔ بارز این امر اهمیت یافتن نقش زبان سغدی، به صورت زبان میانجی (lingua franca)، در طول جادهٔ ابریشم بوده‌است. از این دیدگاه، نقش سغدیان را در آسیای مرکزی می‌توان با زبان یونانیان در دنیای باستان، البته در مقیاسی محدودتر قابل قیاس دانست. در پرتو همین نقش زبان سغدی است که بیشتر دست نویس‌های آن در این ناحیه، به خصوص دتون هوانگ و نواحی اطراف تورفان به دست آمده‌است.

 زبان سغدی: زبان سغدی، پیش از کشف گنجینهٔ تورفان در ترکستان چین که در اوایل قرن حاضر صورت گرفت، زبانی تقریبا ناشناخته بوده‌است. گرچه ابوریحان بیرونی در حدود هزار و اندی پیش، با ذکر نام روزها و ماهها و جشن‌های سغدی، تلویحا به این زبان اشاره کرده بود. آندرئاس، در میان گنجینهٔ دست نوشته‌های واحهٔ تورفان، به وجود زبان ناشناخته‌ای پی برد و آن را سغدی دانست. طی نود سال پس از آن، با کوشش هیات‌های اکتشافی متعدد، آثار مکتوب این زبان، به صورت پراکنده از نواحی نزدیک شهر سمرقند تا یکی از برج‌های داخلی دیوار بزرگ چین و از مغولستان شمالی تا درهٔ علیای رود سند در شمال پاکستان کشف شده‌است. زبان سغدی یکی از زبان‌های گروه شرقی ایرانی میانه، زبان ناحیهٔ حاصلخیز سغد، واقع در میان دو رود سیحون و جیحون بوده‌است. این زبان در طول ده قرن (قرن‌های دوم تا دوازدهم میلادی) مهم ترین زبان ایرانی در آسیای مرکزی، زبان تجاری جادهٔ ابریشم و از دیر زمان ابزار و پیوند فرهنگ‌های سرزمینهای شرقی و غربی آسیا بوده‌است. زبان سغدی از جمله زبانهای ایرانی شرقی و رایج ترین آنهاست که زبان فرهنگ و ادب و بازرگانی در مناطق فارسی زبان تا مرزهای چین بوده‌است. حال اگر نقش بسیار مهم بخارا و سمرقند، مادرشهرهای قلمرو زبان سغدی، را نیز در گسترش ادبیات آغازین فارسی در نظر بگیریم، ورود شمار چشمگیری از واژه‌های سغدی مانند خوک، ستیغ، زیور، سنگسار را در زبان فارسی امری طبیعی می‌یابیم. بررسی آثار بزرگانی چون رودکی، ابوشکور بلخی و اسدی طوسی نیز مؤید این معناست. زبان سغدی همانند دیگر زبانهای شرق ایران، نظیر خوارزمی، ختنی نظام صرفی اسمی، ضمیری و فعلی بسیار گسترده‌ای را به نمایش می‌گذارد.

 ادبیات سغدی : گستردگی نوشته‌های زبان سغدی، در مکانها و زمانهای متفاوت، با گونه‌های ادبی متنوع و برای مقاصد گوناگون در طول پنج الی شش قرن متمادی، که جوامع سغدی زبان از بارزترین سازندگان نهادهای اجتماعی و فرهنگی آسیای مرکزی بودند، امری قابل توجه و چشمگیر است. آثار مکتوب سغدی، به رغم آنکه پاره پاره شده و درگذر زمان آسیب‌های جدی دیده‌اند، منابع ضروری، غیرقابل انکار و بسنده‌ای برای بازسازی چهرهٔ تاریخی و حقیقی سیاست، اقتصاد، دین، هنر و فرهنگ سغد و سغدیان اند. آثار بازیافته ء سغدی شامل آثار دینی (مانوی، مسیحی و بودایی)و آثار غیر دینی است. سیمز ویلیام کهن ترین متن سغدی را قطعهٔ منحصر به فردی می‌داند که محتوای آن دعای اشم وهو است و احتمالا دریچه‌ای به سغدی باستان، متعلق به دوران هخامنشی، می‌گشاید، گو اینکه نگارش آن هزار سال بعد صورت گرفته‌است. از نظر قدمت، کهن ترین شواهد مکتوب زبان سغدی، سنگ نوشته‌هایی منسوب به قرن دوم میلادی اند. مهم ترین نوشته‌های غیردینی به زبان سغدی، صرف نظر از “نامه‌های باستانی ”، “ اسناد کوه مغ ” حاوی نامه‌ها واسناد اداری، اقتصادی و حقوقی است که بر کاغذ، چوب، چرم و ابریشم نگاشته شده‌است. این اسناد متعلق به شاهزاده‌ای سغدی به نام دیواشتیج است که در سال ۱۹۳۳ در ویرانه‌های قلعه‌ای بر کوه مغ در نزدیکی دهکدهٔ خیرآباد و ویرانه‌های شهر قدیمی پنجیکند، در شمال تاجیکستان، موطن اصلی سغدیان، به دست آمده‌است. از دیگر متن‌های غیردینی می‌توان به چند متن پزشکی و یک متن جادوگری اشاره داشت. متنهای دینی سغدی به احتمال زیاد به دورانی مابین قرن‌های هشتم و یازدهم میلادی تعلق دارند و از وجود چند دین، در آن دوران و در آن جوامع، حکایت دارند و در ارزیابی ادبیات دینی سغدی، در آغاز احساس می‌شود که موجودیت آن حاصل ترجمهٔ آثاری است که به دست ادیبان روحانی مانوی، مسیحی و بودایی انجام گرفته‌است. در میان این متن‌ها، متن سغدی و یانتره جاتکه، که طولانی ترین متن دینی شناخته شده به زبان سغدی است، دارای سبک ادبی پیشرفته تری نسبت به دیگر متن هاست و احتمالا بیشتر تالیفی بومی به زبان سغدی و یا بازنویسی یک داستان بودایی است تا اینکه ترجمه باشد.

 نظام نوشتاری زبان سغدی : به رغم گستردگی جغرافیاییی قلمرو زبان سغدی، تفاوت گویشی اسناد مکتوب موجود اندک است.بررسی متون موجود سغدی این واقعیت را نمودار می‌سازد که تنوع فرهنگی این آثار در خط آن نیز کاملا منعکس و بنابر ضرورت زمان و مکان و موضوع کتابت، از گونه‌های خطی متنوعی استفاده شده‌است. به جز یک قطعه که به خط براهمی (شاید که خط ویژهٔ برهمن‌ها باشد!) نوشته شده‌است. متون سغدی شناخته شده به سه خط سغدی، که گونهٔ سمرقند نیز نامیده می‌شود، خط عمومی سغدی‌ها در قرن چهارم میلادی است که تا قرن هفتم میلادی به طور کامل گسترش یافته‌است. این خط بر قدیمی ترین سکه‌ها و اسناد باقی مانده از زبان سغدی دیده می‌شود و گونه‌های اصلی زیر را شامل است : الف) خط کهن “ نامه‌های باستان ” و دیگر متنها تا حدود قرن پنجم میلادی ؛ ب) خط سوتره یا خط رسمی سغدی که معمولا در متن‌های بودایی به کار رفته‌است ؛ ج) خط پیوسته که دارای گونه‌های متنوع محلی بوده‌است و جدیدترین صورت آن بدون در نظر گرفتن تقدم تاریخی، “ایغوری” نامیده می‌شود، زیرا برای نوشتن زبان ترکی باستان نیز به کار رفته‌است. پیشینهٔ طولانی تاریخی سغدی، وجود املای تاریخی و هزوارش را در این خط امری عادی و معمول ساخته‌است، گرچه نسبت به زبان‌های فارسی میانه و پارتی تعداد هزوارش‌ها کمتر است. چنانچه خواسته باشیم به پیشینهٔ مطالعات سغدی اشاره‌ای داشته باشیم، می‌باید به پژوهش‌های دانشمندانی چون بدرالزمان قریب، زهره زرشناس، امیل بنونیست، م.ج.درسدن ر.گوتیو، و.ب.هنینگ، د.ج.مکنزی، نیکلاس سیمز ویلیامز، و. زوندرمان و د..ا.اوتز اشاره داشت. با پیش چشم آوردن این حقیقت که هر زبانی دربردارندهٔ فرهنگ و تاریخ و ارزشهای کهن گویش وران خویش است، امید است که بازشناخت هرچه بهتر زبانهای کهن ایران زمین، همچون آیینه‌ای، برنمایانندهٔ جایگاه والای ساکنان این مرز و بوم گرامی گردد.

برگرفته از مقدمهٔ کتاب “ شش متن سغدی ” / دکتر زهره زرشناس / ۱۳۸۰.

کُنار سده

قطعه ای به گویش سده خنج

 از :عبدالله حسین

Abdollah Hossein

کُنار سده

کُنار سده هُد و سایه ای اُش هُد                         بِه تابِستو گَله گو جاگه ای اُش هُد

کُناری بَس گُت هُد باسایه ای خَش                      چَپ ودورُش شو کِشت مردم همه بَش

اِسه مال وحَشرهُد یَک پناگاه                             بِه تقدیرو قَضا شوزه بِه ناگاه

نِوامود آن کُنار و سایهِ خَش                             ولی آمود اِسمِ بی درختش

بِه جایِ سایه اُش آفتابِ جِنگی                           زمینِ داغ وگَرم وگوِ لَنگی

کُنار اُش هُد هزاران سال عمری                        که پَهنای کُنده اش هد چهار مترو اندی

شاخ وبالش سر در فَلک هُد                             به اندازه سپاهی سایه اُش هد

هراندازه که تَعریفش شُوکِردِه                          دِگه هَم کَم شوگتهِ و کم شُو کِرده

مثالش ضرب المثل زمانِه                               کُنارِ سده وِردِ هَر زبانِه

که سایه زُلالش درفصل گرما                           پَنه بادی هُد درفصلِ سرما

زهر باد و بلایِ روزگاران                              قَدُش گَه خَم نِبُو از ظلم دوران

کُنار گَرچه شُوزه ازبیخ واَز بُن                        شُدَرآوردِه ریشَش از تَهِ کُن

دِگه باز هم به موقع گوویا جمع                         اَتُندِت گِرد اَبُدِت دور هَم جَمع

تِکِه سایَش اَبُدِت جمع یَک جا                          هَمَه آدُم وحیوان جمله همراه

و مِهر وسایه اش دَر دِلِ حیوان                        اثر اُش هُد که هَرکس اَبو حِیران

.............

 برگرفته از : اچمستان http://www.facebook.com/#!/groups/achomestan/